اقتصاد جهانی در عصر جنگ و کمیابی

عرفان میرزا زاده، پژوهشگر حقوق بین الملل در یادداشتی با عنوان «اقتصاد جهانی در عصر جنگ و کمیابی؛ سرمایه‌گذاران به دنبال چه دارایی‌هایی باشند؟» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

اقتصاد جهانی وارد دوره‌ای شده است که در آن سرمایه‌گذاران دیگر نمی‌توانند تصمیم‌های خود را صرفاً بر مبنای نرخ بازده، رشد اقتصادی یا روندهای کوتاه‌مدت بازار اتخاذ کنند. جنگ‌ها و تنش‌های ژئوپلیتیکی، اختلال در زنجیره‌های تأمین، محدودیت منابع، بحران انرژی، افزایش بدهی دولت‌ها و رشد سریع هوش مصنوعی، در حال تغییر قواعد بازی در اقتصاد جهانی هستند.

در چنین شرایطی، یک مفهوم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند: تاب‌آوری دارایی

تاب‌آوری به این معنا نیست که یک دارایی هرگز کاهش ارزش پیدا نکند؛ بلکه به این معناست که دارایی بتواند در برابر شوک‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی مقاومت کند، جریان درآمد یا ارزش بنیادی خود را حفظ کند و در صورت تغییر شرایط، ظرفیت بازگشت و حتی رشد داشته باشد.

از بحران‌های مقطعی تا ریسک‌های ساختاری

در گذشته بسیاری از بحران‌های ژئوپلیتیکی، اثرات کوتاه‌مدتی بر بازارهای مالی داشتند. قیمت‌ها سقوط می‌کردند، ریسک افزایش می‌یافت و پس از فروکش کردن بحران، بازارها به تدریج به وضعیت عادی بازمی‌گشتند. اما شرایط امروز متفاوت است. رقابت قدرت‌های بزرگ، جنگ‌های منطقه‌ای، تلاش کشورها برای کاهش وابستگی به دیگران، بازسازی زنجیره‌های تأمین، رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی و امنیت انرژی، همگی نشان می‌دهند که بخشی از ریسک‌های ژئوپلیتیکی دیگر موقتی نیستند؛ بلکه به متغیرهای ساختاری اقتصاد جهانی تبدیل شده‌اند.

برای مثال، یک اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال انرژی می‌تواند تنها موجب افزایش موقت قیمت نفت نشود؛ بلکه هزینه حمل‌ونقل، تولید، بیمه، تورم و در نهایت ارزش‌گذاری شرکت‌ها را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در چنین اقتصادی، سرمایه‌گذار باید بیش از گذشته به این سؤال پاسخ دهد:کدام دارایی‌ها در صورت تغییر شرایط، همچنان ارزش اقتصادی خود را حفظ می‌کنند؟

کمیابی؛ متغیر جدید در ارزش‌گذاری دارایی‌ها

یکی از ویژگی‌های اقتصاد جدید، افزایش اهمیت «کمیابی» است. کمیابی تنها به نفت یا مواد غذایی محدود نمی‌شود. انرژی، برق، تراشه‌های پیشرفته، مواد معدنی حیاتی، ظرفیت شبکه برق، زمین مناسب برای مراکز داده و حتی نیروی انسانی متخصص در حوزه فناوری نیز در حال تبدیل شدن به منابع محدود هستند. هر جا که تقاضا با محدودیت عرضه مواجه شود، دارایی‌ها و شرکت‌هایی که در نقطه کمیاب زنجیره ارزش قرار دارند، می‌توانند از موقعیت مناسبی برخوردار شوند. برای نمونه، توسعه گسترده هوش مصنوعی تنها به شرکت‌های تولیدکننده نرم‌افزار و مدل‌های هوش مصنوعی مربوط نیست. این فناوری به تراشه، مراکز داده، برق، شبکه انتقال، سیستم‌های خنک‌کننده و تجهیزات زیرساختی نیاز دارد.

بنابراین ممکن است بخشی از فرصت‌های سرمایه‌گذاری نه در خود فناوری هوش مصنوعی، بلکه در زیرساخت‌هایی باشد که رشد این فناوری را امکان‌پذیر می‌کنند.

دارایی‌هایی که در برابر بحران مقاوم‌ترند

در چنین محیطی نمی‌توان یک دارایی واحد را به‌عنوان «بهترین سرمایه‌گذاری» معرفی کرد؛ زیرا میزان ریسک‌پذیری، افق سرمایه‌گذاری و شرایط هر اقتصاد متفاوت است. با این حال، می‌توان چند گروه از دارایی‌ها را از منظر تاب‌آوری مورد توجه قرار داد.

۱. طلا و برخی دارایی‌های ضدتورمی

طلا در دوره‌های افزایش نااطمینانی، جنگ و کاهش اعتماد به برخی دارایی‌های مالی، معمولاً مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد.مزیت اصلی طلا، وابستگی کمتر آن به جریان درآمد یک شرکت یا توان مالی یک دولت است. به همین دلیل می‌تواند در یک سبد متنوع، نقش پوشش ریسک داشته باشد. البته طلا نیز دارایی بدون ریسک نیست و قیمت آن می‌تواند دچار نوسان‌های جدی شود.

۲. زیرساخت‌های حیاتی

یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مورد توجه، زیرساخت است؛ به‌ویژه زیرساخت‌هایی که تقاضای آنها حتی در شرایط رکود نیز کاملاً از بین نمی‌رود. شبکه‌های برق، آب، مخابرات، حمل‌ونقل، مراکز داده و زیرساخت‌های انرژی از جمله نمونه‌های مهم هستند. برای مثال، افزایش مصرف برق ناشی از توسعه خودروهای برقی، مراکز داده و هوش مصنوعی، فشار زیادی بر شبکه‌های برق وارد می‌کند. در نتیجه شرکت‌هایی که در توسعه شبکه، تجهیزات انتقال برق، ترانسفورماتورها و افزایش بهره‌وری شبکه فعالیت می‌کنند، ممکن است از یک تقاضای ساختاری و بلندمدت برخوردار شوند.

۳. انرژی و دارایی‌های مرتبط با آن

انرژی اکنون در نقطه تلاقی سه تحول بزرگ قرار گرفته است: امنیت ملی، توسعه فناوری و گذار انرژی. کشورها از یک سو به دنبال کاهش انتشار کربن هستند و از سوی دیگر نمی‌توانند امنیت تأمین انرژی را نادیده بگیرند. این وضعیت می‌تواند برای طیف متنوعی از دارایی‌ها فرصت ایجاد کند؛ از تولید و انتقال برق گرفته تا فناوری‌های افزایش بهره‌وری انرژی، تجهیزات شبکه و منابع انرژی متنوع.

۴. زیرساخت هوش مصنوعی

هوش مصنوعی یکی از مهم‌ترین نیروهای تغییر اقتصادی در سال‌های آینده خواهد بود؛ اما سرمایه‌گذاری در این حوزه نباید صرفاً به خرید سهام شرکت‌هایی که مستقیماً مدل‌های هوش مصنوعی تولید می‌کنند محدود شود. زنجیره ارزش هوش مصنوعی بسیار گسترده‌تر است:

تراشه → مراکز داده → برق → شبکه → خنک‌کننده → تجهیزات زیرساختی → نرم‌افزار → کاربردهای صنعتی.

در برخی از این بخش‌ها، محدودیت عرضه می‌تواند حتی از رشد تقاضا مهم‌تر باشد.

۵. دارایی‌های واقعی و دارای جریان نقدی پایدار

در محیطی که تورم، بحران‌های ژئوپلیتیکی و نوسان بازار افزایش یافته است، دارایی‌هایی که دارای جریان نقدی نسبتاً پایدار و ارزش اقتصادی قابل‌تشخیص هستند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. برخی املاک درآمدزا، زیرساخت‌های دارای درآمد پایدار، شبکه‌های خدمات عمومی و بعضی دارایی‌های واقعی می‌توانند در این دسته قرار گیرند؛ البته کیفیت دارایی، میزان بدهی، نقدشوندگی و نحوه ارزش‌گذاری آنها اهمیت اساسی دارد.

اما یک نکته مهم: «تاب‌آوری» با «رشد» متفاوت است. ممکن است یک دارایی در برابر بحران مقاوم باشد، اما ظرفیت رشد بالایی نداشته باشد. برای مثال، یک دارایی ممکن است ارزش خود را در دوران رکود حفظ کند، اما در بلندمدت بازده محدودی ایجاد کند. در مقابل، برخی دارایی‌ها همزمان می‌توانند تاب‌آوری و رشد داشته باشند.

برای نمونه، زیرساخت‌های مورد نیاز برای توسعه هوش مصنوعی و برق‌رسانی را می‌توان از این منظر بررسی کرد. اگر تقاضا برای هوش مصنوعی و مراکز داده افزایش یابد، تقاضا برای برق، تراشه، شبکه انتقال و تجهیزات مربوطه نیز می‌تواند افزایش پیدا کند. بنابراین، برای سرمایه‌گذار بلندمدت، سؤال مهم‌تر از «کدام دارایی امن‌تر است؟» این است:

کدام دارایی هم در برابر شوک‌ها مقاومت دارد و هم از روندهای ساختاری آینده اقتصاد سود می‌برد؟ تنوع‌بخشی دیگر کافی نیست؛ شناخت منشأ ریسک اهمیت دارد در گذشته، تنوع‌بخشی عمدتاً به معنای سرمایه‌گذاری در چند کشور و چند طبقه دارایی بود. اما در شرایط جدید، ممکن است دو دارایی ظاهراً متفاوت، در برابر یک ریسک مشترک آسیب‌پذیر باشند.

به همین دلیل سرمایه‌گذار باید علاوه بر تنوع جغرافیایی و طبقه دارایی، به منشأ ریسک و بازده نیز توجه کند. دارایی‌هایی با جریان نقدی مستقل از بازارهای سنتی، دارایی‌های واقعی، طلا و برخی سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با زیرساخت می‌توانند در این زمینه نقش تنوع‌بخش داشته باشند.

اقتصاد آینده؛ اقتصاد تاب‌آوری

آنچه در حال شکل‌گیری است، صرفاً تغییر در رفتار بازارهای مالی نیست؛ بلکه تغییر در ساختار اقتصاد جهانی است. کشورها به دنبال امنیت انرژی، امنیت غذایی، امنیت فناوری و استقلال بیشتر در زنجیره‌های تأمین هستند. شرکت‌ها نیز ناچارند هزینه بیشتری برای ایجاد زنجیره‌های تأمین مقاوم‌تر، دسترسی مطمئن به انرژی و حفاظت از زیرساخت‌های خود پرداخت کنند. در نتیجه، تاب‌آوری خود به یک ارزش اقتصادی تبدیل شده است.

شرکتی که بتواند در زمان بحران به فعالیت خود ادامه دهد، انرژی مورد نیاز خود را تأمین کند، زنجیره تأمین متنوعی داشته باشد و از فناوری‌های جدید بهره ببرد، ممکن است در بلندمدت نسبت به رقبای آسیب‌پذیر مزیت بیشتری پیدا کند.

جمع‌بندی

اقتصاد جهانی در حال ورود به دوره‌ای است که در آن جنگ، کمیابی، انرژی، فناوری و ژئوپلیتیک بیش از گذشته به یکدیگر وابسته شده‌اند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری صرفاً جست‌وجوی بالاترین بازده نیست؛ بلکه جست‌وجوی ترکیبی از حفاظت از سرمایه، جریان نقدی، ظرفیت رشد و تاب‌آوری در برابر شوک‌ها است.

از این منظر، طلا و برخی دارایی‌های واقعی می‌توانند نقش محافظتی داشته باشند؛ در حالی که زیرساخت‌های انرژی و برق، تجهیزات شبکه، مراکز داده، تراشه‌ها و سایر زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی می‌توانند از روندهای ساختاری رشد بهره‌مند شوند.

اما شاید مهم‌ترین درس اقتصاد جدید این باشد که سرمایه‌گذار موفق الزاماً کسی نیست که بحران بعدی را پیش‌بینی می‌کند؛ بلکه کسی است که سبد سرمایه‌گذاری خود را به گونه‌ای طراحی می‌کند که در سناریوهای مختلف بتواند دوام بیاورد و از فرصت‌های ناشی از تغییر نیز بهره‌مند شود.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *