محمدهادی جعفرپور، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری در یادداشتی با عنوان «» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
پس از سالها تمرکز بر چالشهای کلان اقتصادی، از مدیریت بحرانهای تحریمی گرفته تا پیچیدگیهای جابهجایی منابع نفتی، اکنون شاهد تغییر مسیر ناگهانی و قابل توجه یکی از چهرههای مدعی اقتصاد هستیم؛ کسی که روزگاری از مدیریت ساختارهای پیچیده اقتصاد بینالملل سخن میگفت، امروز گویی به این نتیجه رسیده است که شاید گرهگشایی از معماهای اقتصادی کشور، در دمآوری یک فنجان قهوه نهفته باشد!
این چرخش از «سیاستگذاری کلان» به سمت «کسبوکار قهوه»، بیش از آنکه یک تغییر رویکرد عادی به نظر برسد، سوالات جدی و بنیادینی را در ذهنها ایجاد میکند. اگر پاسخ تمام معماهای اقتصادی کشور در یک دستگاه اسپرسوساز یا مدیریت یک فضای لاکچری در هیبت کافهداری خلاصه میشد، چرا این ایدهی ناب زودتر به فکر نابغهی اقتصاد این مملکت نرسید و سالها درگیر پیچیدگیهای مدیریت ارز، نفت و فشار تحریمها بودیم؟ خارج از طنز و شوخی شاید باید پذیرفت که این تغییر مسیر، نشاندهنده شکافی عمیق میان ادعاهای مطرحشده در عرصهی سیاستگذاری و واقعیتهای ملموس اقتصادی است.
اما مسئله اصلی، صرفاً افتتاح یک واحد اقتصادی جدید نیست؛ مسئله اصلی، بازخوانی مرز میان «منافع ملی» و «منافع شخصی» است. زمانی که فردی با پیشینهی فعالیتهای چالشبرانگیز و پروندههای قضایی، خود را در قامت یک «سرباز اقتصاد» بازتعریف میکند، جامعه حق دارد و حتی موظف است بپرسد: آیا هر فعالیتی که تحت پوشش واژههای میهنپرستانه انجام میشود، لزوماً در راستای خدمت به اقتصاد کشور است؟
ما نیاز داریم که میان «روایتهای قهرمانسازی» و «کارنامههای واقعی» تمایز قائل شویم. نباید اجازه داد واژههایی چون «منافع ملی» و «خدمت به کشور»، به سپر دفاعی برای پوشاندن عدم کارآمدی یا تغییر اهداف از مدیریت کلان به فعالیتهای فردی تبدیل شوند. اگر قرار باشد هر فعالیت اقتصادی کوچک را با برچسب «خدمت به اقتصاد» توجیه کنیم، در نهایت مرز میان منفعت عمومی و منفعت شخصی از میان خواهد رفت.
افتتاح یک کافهی لاکچری آن هم در منطقهای خاص از پایتخت با آن افتتاحیه یا به قول امروزی ها ایونت سوالات متنوعی را در ذهن شهروندان مطرح میکند که ساده ترین آن طرح این مسئله است که ایشان به کجا و کدام منبع لایزال متصل است که دفعه واحده ایده و طرحهایش را عملیاتی میکند نگویید که نبوغ دارد و هرچه هست برگرفته از نبوغ و هوش اقتصادی اوست که خنده امان میگیرد.
انتهای پیام





