رحمان بیات، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «سخنی دردمندانه با دبیر شورای عالی امنیت ملی؛ آقای رضایی، شما دیگر ناامیدمان نکنید.» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
اشاره؛ جناب آقای دکتر محسن رضایی، دبیر محترم شعام، در مصاحبه اخیر خود فرمودهاند که هر خانه باید یک لانچر اقتصادی باشد و لذا از جوانان ایران خواستهاند که کارگاه تولیدِ در خانههای خود راه بیندازند. قبل از پرداختن به این ایده و نظر جناب آقای رضایی، لازم میدانم که ابتدا توضیحی را به خدمت ایشان ارائه نمایم؛ که به نوعی بازگو کننده واقعیت های پیدا و پنهان جامعه می باشد.
جناب آقای دکتر رضایی، نگارنده به عنوان یک شهروند و روزنامهنگار از وقتی که با حملهی جنایتکارانهی دشمن صهیونیستی و آمریکایی به بیت رهبری و شهادت رهبر معظم انقلاب و جنایت مدرسه میناب، جنگ رمضان را آغاز نمود، تکلیف دینی و میهنی خود دانستم که برای دفاع از دین و میهن به پا خیزم و با توجه به مشکلات جسمی که داشته و دارم گرچه امکان و توان حضور فیزیکی در میدان را نداشتم، اما تصمیم گرفتم که با قلم خود از ایران و نظام جمهوری اسلامی دفاع نمایم. بگذریم که در این راه طعنهها و گاهی فهش هم شنیدم.
در آن روزهای سخت و پرالتهاب که از یک سو اتفاقات تلخ دیماه که با طراحی دشمن رخ داده بود، برای همین، عدهای در داخل و خارج چنان از حمله دشمن شاد و خرم بودند که تصور میکردند که با این جنگ تحمیلی سقوط نظام حتمی است؛ برای همین خود را برای سرنگونی نظام و برگزاری جشن و پایکوبی خیابانی آماده میکردند. از سوی دیگر، اکثریت مردم فارغ از دیدگاهها و تفاوتهای سیاسی و اجتماعی به میدان آمدند تا اول، از ایران، دوم از نظام دفاع نمایند و از دولت و رزمندگان میدان رزم پشتیبانی نمایند.
و در این میان، انتخاب آیتالله مجتبی خامنهای به عنوان سومین رهبر انقلاب و اولین پیام امیدبخش ایشان، و بخصوص اشاره شان به این نکته که گاهی با شکل نامحسوس سوار تاکسی میشدم تا از نزدیک با واقعیتهای جامعه آشنا شوم، و تأکید بر تداوم اتحاد مقدس ملی و حفظ انسجام در جامعه؛ در آن شرایط بیم و امید انتخاب رهبری و پیام ایشان اقشار مختلف مردم را بسیار امیدوار نمود که پس از پایان پیروزمندانه در جنگ ، فردای روشنی در انتظار ایران است و بسیاری معتقد بودند که با اندکی صبر سحر نزدیک است.
ولی روند امور و سرنوشت تفاهمنامه خیلی زود امیدها را تبدیل به یأس و ناامیدی نمود و این پرسش را در اذهان شکل داد؛ آیا یک رای چنان قدرتمند است که میتواند بر خلاف رای اکثریت مردم و اعضای شعام، مبنای سیاست رسمی نظام باشد؟
با توجه به این روندی که در پیش است گرچه ناامید نیستم اما گاهی این سؤال برایم پیش می آید؛ که چطور میشود اکثریت ملت و اعضای شورای عالی امنیت ملی و دولت و رئیسان جمهور فعلی و سابقین و بسیاری از کارشناسان همه اشتباه میکنند اما فقط یک نفر و یک جریان خاص که اگر اتفاقا در سابقه خود به عنوان اخلال در اجرا و تصمیمگیریهای درست در جهت منافع ملی بودهاند، درست بگویند…؟واقعیت را بگویم که هنوز نتوانسته ام برای اینگونه سئوالات مطروحه در ذهنم پاسخ روشن و قانع کننده ای بیابم.
دبیر محترم شعام با توجه به اینکه شما در مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی، دو تجربهی متفاوت، از دبیران پیشین را در روی میز خود دارید؛ اولی دبیری آقای جلیلی است که در نتیجه عملکرد ایشان تمام روزنههای امید به صلح و امنیت بسته شد و پرونده هسته ای ایران وارد مرحله جدیدی شد و با خلاقیت ایشان شش قطعنامه تحریمی و تهدیدی علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد که با گذشت بیست سال مردم ایران همچنان دارند تاوان آن را میپردازند. و دیگری تجربهی حضور و افقگشایی شهید علی لاریجانی است.
با توجه به آنچه که گفته شد و به یقین شما در مسئولیت جدید خود بهتر از هرکس میدانید که امروز مردم و خانوادهها در چه شرایطی زندگی می کنند و هر روز به جای باران امید باران یاس و نامیدی می بینتد پس با توجه به این واقعیتها جامعه امروزی ایران پیش از هرچیز به امید نیاز دارند و اتفاقا وجود امید میتوان لانچرها تولید کرد، اما در ناامیدی لانچرهای موجود نیز نابود میشود.
پس آقای دکتر؛ لاقل شما در این شرایط با ایده و نظریات غیرواقعی بیشتر از ابن ناامیدمان نکنید و اگر می توانید با مردم از روزنههای امید و گشایش سخن بگویید و کاری کنید که پیروزیهای رزمندگان اسلام در جنگ رمضان تثبیت شود و برای به سرانجام رساندن تفاهمنامه اسلامآباد نظر و ایده جدیدی بدهید که در این صورت نامتان به عنوان کسی که توانست از ناامیدی، امید بسازد و از دل تاریکیها روشنایی ایجاد نماید و این افتخار در کنار افتخاراتان در جنگ هست ساله در تاریخ ثبت می شود. و آیندگان نیز به نیکی از شما یاد خواهند کرد.
انتهای پیام





