نقد طباطبایی بر اساس روایت قوچانی

مرتضی زارعی، مدرس دانشگاه در یادداشتی با عنوان «نقد طباطبایی بر اساس روایت قوچانی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

آقای محمد قوچانی در کتابچه ضمیمه مجله آگاهی نو (شماره بهار ۱۴۰۵) اندیشه سیاسی سید جواد طباطبایی را روایت می کند، روایتی که  ناخواسته سستی هاو ادعاهای فاقد دلیل و عدم انسجام تفکرسیاسی طباطبایی را عیان می کند. در این نوشته اندیشه سیاسی طباطبایی،طبق روایت قوچانی از او و نظراتش نقد می شود.

در روایت مذکور ،نظریه ایرانشهری طباطبایی این گونه تبیین می شود [جوهرایرانشهر، ،در این فلسفه سیاسی ملی، شاهی آرمانی است که فر ایزدی دارد و آن را به قوه ی دادگری نگه می دارد و شاهی را نه با زور و بازو یا به قول ماکیاولی به قوه ی بخت که بر اساس فضیلت به دست آورده است]

این شاه آرمانی را تنها می توان در افسانه ها جستجو کرد. نظریه ای که می خواهد راه حلی برای امروز ارائه دهد،بنیانش بر شاهی خیالی با فر ایزدی است ،این تفکر است یا تخیل؟ تاریخ شاهان از باستان تا به آخر، پر است از پدر کشی و پسر کشی در کاخ ها برای به دست گرفتن یا حفظ قدرت، بماند که با دیگران چه جنایت ها کردند. روایتگر اندیشه طباطبایی دوره صفوی را در سیر مطالعاتی وی چنین توصیف می کند: [ شاهنشاهی ایران از شاه آرمانی به سلطنت مطلقه تبدیل شد که با حذف وزارت و ادغام آن با فقاهت فقیهان اخباری،نمی شد مملکت داری کرد] این بار فر ایزدی جایگاه خود را به وزارت می دهد که گویا تضعیف آن مشکل زا شد؛ اما لباس ایرانشهری ادعایی مندرس تر از آن است که با این رفو گری ها سر و سامان گیرد.
 در ادامه گفته می شود [طباطبایی دریافته بود که امام و شاه در اسلام ایرانی یک نفرند در این نظریه شاه برخلاف خلیفه و امام که توسط امام پیشین یا با بیعت اهل عقد امت برگزیده می شود،برگزیده خدا و دارای فره شاهی است]

در این روایت، شاه و امام در اسلام ایرانی بدون دلیل یکی دانسته می شود و دلیلی در مورد برگزیده خدا بودن شاه هم بیان نمی شود. از طرف دیگر ادعا می شود که امام به وسیله امام پیشین برگزیده می شود، درحالی که در اعتقاد شیعه انتخاب امامان با نص خداوند متعال است که به پیامبر (ص) ابلاغ شده و این امر توسط امامی به امام بعد از خود صرفا منتقل می گردد.(معتقد الامامیه ص۱۰۸)

ادعایی هم درباره اسلام ایرانیان از طباطبایی روایت می شود که به شدت علیل است. [طباطبایی حتی اسلام را در ایران دین ملی ایران می داند ایرانیان اسلام آوردند و ایمان نیاوردند] ادعای روایت شده در ایمان نیاوردن ایرانیان، نوعی وارونه سازی حقیقت و اشاره به آیه ای است که به صراحت در مورد اعراب است نه ایرانیان( حجرات /۱۴)

اما آیه مربوط به ایرانیان کاملا مقابل آن است. قرآن از قومی با ایمان واقعی می گوید که جانشین اعراب در دوستی خداوند می شوند که هم خدا آنان را دوست دارد و هم آنان خدا را دوست دارند . (مائده /۵۴) [معنای آیه را شخصی از رسول خدا (ص) سئوال کرد،حضرت دست بر شانه سلمان نهاد و فرمود: او است و اهل محل او] (المیزان ج ۵ ص ۳۸۸)بنابراین برخلاف نظر طباطبایی در روایت قوچانی، مومنان واقعی به اسلام، ایرانیان بوده و هستند.

ادعای فاقد دلیل دیگری از طباطبایی ،این گونه روایت می شود [در اندیشه سیاسی شیعه امامیه آغازین هیچ گونه داعیه تاسیس حکومت دینی به نام حکومت قرآن نداشت این اصطلاحی بر آمده از اندیشه مسیحی حکومت انجیل است] این حرف خلاف اصول و سیر ه سیاسی شیعه است؛ چراکه ولایت امامان به عنوان کانون نظریه سیاسی شیعه متکی بر قرآن است؛ لذا بازگشت به قرآن از اهدف حکومت بیان شده است. علی(ع) ویژگی مهم حکومت امام زمان را بازگرداندن آراء به قرآن می داند(نهج البلاغه خطبه ۱۳۸) لذا امامیه برای حکومت نیازی به داعیه بیرونی نداشته و اقتضای اعتقاد به امامت قرآنی بر پایی حکومت قرآنی است.

ادامه روایت این فقرات است [طباطبایی اعتراضات ۱۴۰۱را انقلاب ملی می نامید] اما انقلاب ۵۷ از نظرطباطبایی ملی نبود بلکه [بازگشت به قبل از انقلاب ملی مشروطه بود] در حالی که ملی بودن را با هر متر و معیار که بسنجیم، نسبت ملی بودن انقلاب ۵۷ بااعتراضات ۱۴۰۱ قابل قیاس نیست،چه در تظاهرات میلیونی ۵۷ چه در اجماع کم نظیر شخصیت ها و جریان ها که عنصر ملیت چندین برابر بیشتر بود؛ البته در جایی از نوشته آمده است[ انقلاب ملی درتداوم نظریه ایرانشهری است] لابد انقلاب ۵۷ چون محوریت شاه موید به فرایزدی را نداشت غیرملی بود!

نادیده گرفتن پیشینه تاریخی برخی مباحث و به میان آوردن عوامل نامربوط ،نقص دیگر نظرات طباطبایی در روایت قوچانی است .درباره اصل ولایت فقیه در قانون اساسی گفته می شود [ با نفوذ مستقیم نظریه امت وامامت شریعتی و انگاره تعمیم امامت بنی صدر، نظام سیاسی تازه ای طراحی شد] دراین جا دروس رهبر انقلاب در دوران مبارزه، درباره ولایت فقیه و اعمال بخشی از ولایت فقیه در قانون مصوب مشروطیت نادیده گرفته شده و نظرات شریعتی و بنی صدر محور قانون اساسی شمرده می شود! این ها فقط بخشی از نقص و نقض های تفکر سیاسی طباطبایی با روایت قوچانی بود.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *