محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، در اظهاراتی دربارهی جنگ و غنیسازی گفت: «من اگر بودم و میدانستم آمریکا میخواهد رهبرمان را شهید کند، دست از غنیسازی برمیداشتم.» او در ادامه، این موضع را ناشی از نگاه عقلانی به هزینههای تصمیمگیری دانست و تاکید کرد که باید کاری کرد ایران پایدار بماند و برای رسیدن به یک هدف، هزینهی بیشتری از ضرورت پرداخت نشود.
به گزارش انصاف نیوز، تاکید رهبر شهید بر حفظ عزت در سیاست خارجی در کنار توجه به تاکیدات ایشان بر رعایت حکمت و مصلحت معنا دارد. در این چارچوب، عزت به معنای بیتوجهی به هزینهها و شرایط کشور نیست؛ بلکه تصمیمگیری در سیاست خارجی باید بهگونهای باشد که ضمن حفظ منافع و استقلال کشور، از تحمیل هزینههای غیرضروری نیز جلوگیری شود.
مبنای سخن آقای قائمپناه نیز بر همین اساس استوار است؛ اینکه در تصمیمگیریهای مرتبط با سیاست خارجی و مسائل امنیتی، باید حکمت و مصلحت را برای عزتآفرینی و حفظ منافع کشور در نظر گرفت. بنابراین، نمیتوان صرفاً یک جمله از سخنان او را جدا کرد و بدون توجه به استدلالی که پس از آن مطرح کرده، دربارهی کل موضع او قضاوت کرد. قائمپناه در همان اظهارات، عقلانیت را در این دانسته که کاری را که میتوان با هزینهی کمتر به دست آورد، با هزینهی بیشتر دنبال نکرد.
این رویکرد، در نگاه رهبر شهید به سیاست خارجی نیز سابقه داشته است؛ به این معنا که در مقاطع مختلف، تصمیمگیری دربارهی جنگ، مذاکره، توافق یا نحوهی مواجهه با طرفهای خارجی، صرفاً بر اساس یک اصل منفرد انجام نشده و ملاحظات مختلف از جمله منافع ملی، امنیت، شرایط کشور و هزینههای تصمیم مورد توجه قرار گرفته است.
در دوران تازه با رهبری آیت الله مجتبی خامنهای نیز این بحث در موضوع مذاکره و توافق با آمریکا ادامه پیدا کرده است. او نیز بر همین اساس اجازهی توافق ایران و آمریکا برای پایان جنگ را صادر کرد.
از این منظر، میتوان میان سخن قائمپناه و مبنای تصمیمگیریها در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، یک نقطهی مشترک دید: تصمیمگیری نه بر اساس یک شعار یا رویکرد ثابت، بلکه با توجه همزمان به عزت، حکمت، مصلحت و هزینههای هر انتخاب.
در مقابل، منتقدان قائمپناه اگرچه با هدف نقد معاون رئیسجمهور دولت جریان رقیب خود به سخنان او واکنش نشان میدهند، اما نحوهی طرح این انتقادها میتواند به نتیجهای متفاوت منجر شود.
وقتی یک اظهارنظر بدون توجه به منطق و چارچوبی که گوینده برای آن ارائه کرده، بهعنوان نشانهای از ضعف یا عقبنشینی تصویر شود، این خطر وجود دارد که در نهایت تصویری غیرعقلانی از سازوکار تصمیمگیری و تصمیمسازان نظام به مخاطب ارائه شود.
بحث اصلی نه دفاع از یک فرد یا دولت، بلکه توجه به یک اصل است: در سیاست خارجی، حفظ عزت کشور با سنجش حکمت و مصلحت و محاسبهی هزینههای تصمیمها در تعارض نیست؛ بلکه میتواند مکمل یکدیگر باشد.
بخشی از منتقدان توجه ندارند که خواسته یا ناخواسته در حال تخریب دستاوردهای ایران و ساخت تصویری غیرعقلانی از بزرگان و تصمیمگیران نظام هستند.
انتهای پیام





