فراگیر شدنِ تعفنِ باطنِ سردمداران جهان غرب | هادی سروش

حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در یادداشتی نوشت:

جهان غرب همانطور که در فلسفه و صنعت متفاوت بوده ، در سیاست ورزی بین المللی دوران های متفاوتی را رقم زده که عمده آن میتوان به دو دوره اشارت کرد؛

دوره اول دوران نفاق است.
در این دوران با پوشش ادبیات فاخر مانند ؛ آزادی ، حقوق ، مساوات و صلح به میدان آمد و اما پشت آزادی ؛ دربند کشیدن صدای حق ، و پشت حقوق ؛ ظلم ، و پشت مساوات ؛ ترجیح زور و ثروت بر فقر و ناتوانی ، و پشت صلح ؛ جنگ طلبی و تولید سلاح های کشتار جمعی و به خاک و خون کشیدنِ ملت های مظلوم بوده.
امروز آنچه در پشت ادبیات فاخر سران سیاسی دنیایِ غرب بوده آنچنان تعفنی پیدا کرده که تمام ظاهرسازی آنان را تباه کرده.

استاد شهید آیت الله مطهری بخوبی بیش از پنج دهه قبل این حقیقت آشکار امروز را دریافت کرد و فریاد برآورد :
“آیا هیچ زمانی مثل امروز کلمات مقدس بشریت از قبیل صلح و اخلاق و برادری و برابری و مساوات و آزادی و عدالت به اندازه امروز ملعبه قرار گرفته است؟ آیا هیچ زمانی باطنهایی یزیدی در لباس بایزیدی ظاهر شده اند؟ بمب بر سر مردم بی بی گناه می ریزند و میگویند تصمیم داریم از آزادی دفاع بکنیم از گوشه های دنیا حرکت میکنند و میلیونها مردم را از سرزمین خودشان آواره میکنند و آنگاه خود همانها ادعای مظلومیت میکنند.” (مرتضی مطهری ، یادداشت ها، ج ۱۰ ص ۱۹۹)

دوره دوم ؛ دوره جنایات فاحش سردمداران سیاسی جهانِ غرب است.
امروز رئیس جمهور جنایت کار آمریکا به راحتی میگوید : فلان کشور را می خواهم ! رهبرش را دستگیر میکنم ! نفت اومال ماست! رهبر و مدیریت اول فلان کسور را می کشم و اگر لایه بعدی هم اراده کنم و دوست داشته باشم آنان را می کشم ! نام فلان شهر و بندر و دریا و.. به نام من است!
این سخنان یکی از سرمداران فاسد غرب است که از تکرار آن انسان حسِ بی اخلاقی دارد !
از این حرف های شنیع بدتر ؛ رفتار قیم مآبانه آنان نسبت به دنیا است !
و از آن بدتر؛ دستیابی استعمارگرانه به منابع و منافع کشورها ، و بهره کشی از ملت ها و مداخله به تمام معنا در امور کشورهاست!
و بدتر و بدتر ؛ غارت منابع طبیعی و اقتصادی کشورهای ضعیف و تحمیل جنگ و خونریزی است .
این هجم از قتل و غارت ، خشنونت و خونریزیِ آنان ؛ جان هر انسانی را ذوب می کند.

آمریکا و اسرائیل و تشویق کنندگانشان ؛ با حمله به مدرسه کودکان ، و اخیرا با حمله به عروسی دو جوانی که شب سرآغاز زندگی شان را در شهر کوچکی جشن گرفته بودند، از جنایت و بی اخلاقی ، تجسمی ماندگار در ذهن ها خلق کرد !

چه زیبا علامه طباطبایی در تفسیر خود در بیش از شش دهه قبل نوشت : “جهان غرب با پیشرفت در علم و صنعت ، اما در انحطاط اخلاقی و ترویج فساد در داخل و پا بر حقوق ملت ها در خارج اقدام کرد!”

حق با امام خمینی بود که در بیاناتش بصورت مکرر این باور خود را علنی کرد ؛ “غرب ؛ نماد استثمار ، و شرق ؛ نماد الحاد است، و هر دو را در پی سلطه بر ملت‌های ضعیف می دانست.”

سخن آخر ؛ آنچه که باعثِ آه از نهان دل است ؛ خاموشی مرگ بار دنیا و اندیشمندان آن و روشنفکران و مدعیان دین و حقوق و فلسفه  در برابر این همه ظلم ها و فجایع و جنایت های جنگی است که در پیش چشم شان را می بینند و دم برنمی آورند!

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *