محمدرضا سلیمی، روانشناس و نویسندهی حوزه تفکر انتقادی در کانال تلگرامی خود نوشت:
ما در هر دورهای از زندگی ذهنمان را با مجموعهای از مفاهیم خاص درگیر میکنیم؛ کیفیت زندگی ما تاحدزیادی به کیفیت فهم ما از این مفاهیم بستگی دارد. برای مثال، در کودکی بیشتر به بازی، دوستی، ترس، خانواده و مدرسه میاندیشیم. در نوجوانی تمرکز ما روی مفاهیم هویت، استقلال، آزادی، تعلق و پذیرش است.
در جوانی ذهنمان بیشتر درگیر ادامهی تحصیل، شغل، درآمد، عشق، ازدواج، ارتباط و آینده است. در میانسالی، بیشتر به موفقیت، امنیت، مسئولیت، فرزندپروری و سرمایه فکر میکنیم. و در سنین بالاتر به سلامت، معنای زندگی، بازنشستگی، تنهایی، مرگ و میراث میاندیشیم.
اما نکتهی ظریفتر این است که مسئله فقط تغییر موضوعات زندگی نیست؛ بلکه مفاهیمی که برای ما مهماند نیز تغییر میکنند؛ حتی یک مفهوم ثابت ممکن است در دورههای مختلف معنای متفاوتی داشته باشد. مثلاً، «استقلال» برای نوجوان میتواند به معنای استقلال فیزیکی و فکری از والدین، برای جوان استقلال اقتصادی و برای فردی در سنین بالاتر استقلال در تصمیمگیری و شیوهی زندگی باشد.
از این منظر میتوان گفت که زندگی تاحدزیادی تاریخچهای از مفاهیمیست که در دورههای مختلف برای ما مسئله میشوند و باید آنها را درست، دقیق، عمیق و شفاف بفهمیم.
این دیدگاه برای آموزش تفکر نقادانه هم بسیار ارزشمند است؛ زیرا بسیاری از تصمیمهای مهم زندگی ما درواقع تصمیم دربارهی مفهومهاست: «استقلال چیست؟»، «موفقیت چیست؟»، «عشق چیست؟»، «ازدواج موفق چیست؟»، «شکست چیست؟»، «پول کافی چقدر است؟»، «آزادی تا کجاست؟» و… .
شاید بتوان گفت بخش مهمی از بلوغ فکری عبور از «پاسخجویی» به «مفهومجویی»ست؛ یعنی پیش از اینکه بپرسیم: «چه کار کنم؟»، سؤال کنیم: «دقیقاً دربارهی چه مفهومی تصمیم میگیرم؟»
ازاینرو، درک درست، دقیق، عمیق و شفاف مفاهیم نقش اساسی در کیفیت قضاوت، انتخاب و تصمیمگیری ما دارد. ما دربارهی واقعیتها صرفاً بر اساس اطلاعات موجود قضاوت نمیکنیم؛ بلکه این کار را از طریق مفاهیمی انجام میدهیم که در ذهن خود ساختهایم و به آنها میاندیشیم.
اگر مفهوم «استقلال»، «موفقیت»، «عشق»، «آزادی»، «مسئولیت»، «شکست» یا «خوشبختی» را مبهم، نادرست یا سطحی فهمیده باشیم؛ طبیعیست که قضاوتها، انتخابها و تصمیمهای ما نیز تحت تأثیر همان برداشت نادرست قرار بگیرند.
بنابراین، یکی از پیشنیازهای مهم تفکر نقادانه توانایی «مفهومفهمی»ست: اینکه بتوانیم مفاهیم را درست بشناسیم، مرزهای آنها را دقیق مشخص کنیم، میان مفاهیم نزدیک تمایز بگذاریم و معنای آنها را متناسب با مسئلهای که با آن مواجهیم به طور شفاف بفهمیم.
به بیان دیگر، کیفیت تفکر ما تا حد زیادی به کیفیت مفاهیمی بستگی دارد که از طریق آنها میاندیشیم، چون مفاهیم ابزار اندیشیدن هستند. تفکر نقادانه مستلزم آن است که ابزارهای اندیشیدن (مفاهیم) را درست، دقیق، عمیق، شفاف و به طور جامع بفهمیم.
انتهای پیام





