جایی که ناگفته‌های جامعه شنیده می‌شود | گفت‌وگو با هادی حیدری، اردشیر گراوند و علیرضا شیری

گاهی یک اتفاق ساده در فضای عمومی، خیلی زود از موضوع اولیه‌ی خود فاصله می‌گیرد و بهانه‌ای برای حرف زدن درباره‌ی مسائل دیگری می‌شود. از وضعیت اقتصادی و فشارهای روزمره گرفته تا نارضایتی‌های اجتماعی و حتی نقدهای سیاسی.

به گزارش انصاف نیوز، کاربران شبکه‌های اجتماعی ممکن است با یک شوخی کوتاه وارد چنین گفت‌وگویی شوند، اما پشت این شوخی‌ها همیشه نمی‌توان یک معنای واحد جست‌وجو کرد. با این حال، تکرار چنین واکنش‌هایی می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که جامعه برای بیان بخشی از احساسات خود، بیش از گذشته به زبان غیرمستقیم روی آورده است.

علیرضا شیری، روان‌شناس، معتقد است شبکه‌های اجتماعی این امکان را ایجاد کرده‌اند که هر موضوعی به نقطه‌ی شروع یک گفت‌وگوی متفاوت تبدیل شود. به گفته‌ی او، کاربران گاهی موضوعی را که در ابتدا ارتباطی با دغدغه‌های اجتماعی ندارد، به بستری برای بیان نگرانی‌ها، نارضایتی‌ها و احساسات خود تبدیل می‌کنند.

شیری در گفت‌وگویی با انصاف نیوز، این رفتار را در چارچوب مفهوم «پالایش خشم» توضیح می‌دهد و می‌گوید: وقتی افراد نتوانند احساسات یا اعتراض‌های خود را به شکل مستقیم بیان کنند، معمولاً به سراغ مسیرهای دیگری می‌روند. از نگاه این روان‌شناس، طنز یکی از مهم‌ترین این مسیرهاست؛ روشی که به فرد اجازه می‌دهد یک احساس سنگین یا حتی خشم را در قالبی قابل‌تحمل‌تر بیان کند.

هادی حیدری، کارتونیست، نیز طنز را نوعی «تریبون خاموش جامعه» می‌داند. او معتقد است هرگاه امکان طرح صریح برخی اعتراض‌ها و نارضایتی‌ها محدود شود، جامعه از ابزارهایی مانند شوخی، کنایه، تصویر و طنز برای انتقال همان پیام استفاده می‌کند.

حیدری در گفت‌وگویی با انصاف نیوز با اشاره به تجربه‌های جوامع مختلف می‌گوید طنز در دوره‌های فشار اجتماعی و اقتصادی، اغلب به یکی از راه‌های بیان تجربه‌ی مشترک مردم تبدیل شده است.

به گفته‌ی او، حتی در موقعیت‌هایی که افراد امکان اعتراض مستقیم ندارند، یک شوخی می‌تواند همان فشار را روایت کند و در عین حال تحمل آن را برای گوینده و شنونده آسان‌تر کند.

اردشیر گراوند، جامعه‌شناس، از زاویه‌ای دیگر به همین موضوع نگاه می‌کند. او معتقد است وقتی یک مسئله آن‌قدر با زندگی روزمره‌ی مردم گره می‌خورد که نمی‌توان آن را از سایر موضوعات جدا کرد، طبیعی است که رد آن در واکنش به موضوعات کاملاً متفاوت نیز دیده شود.

گراوند به انصاف نیوز گفت: فشار اقتصادی نمونه‌ی روشنی از این وضعیت است؛ مسئله‌ای که آن‌قدر بر زندگی روزمره سایه انداخته که ممکن است حتی یک موضوع غیرسیاسی نیز در فضای مجازی بهانه‌ای برای صحبت درباره‌ی قیمت‌ها، تورم و دشواری‌های زندگی شود.

از نظر او، وقتی یک مسئله از حد معمول گفت‌وگو فراتر می‌رود، زبان بیان آن نیز تغییر می‌کند و طنز و کنایه جای بخشی از گفت‌وگوی مستقیم را می‌گیرند.

حیدری در توضیح نقش شبکه‌های اجتماعی می‌گوید این فضا عملاً به یک مجمع عمومی غیررسمی تبدیل شده است. به باور او، فردی که شاید نتواند حرفی را در رسانه‌ی رسمی یا در یک گفت‌وگوی مستقیم مطرح کند، ممکن است همان حرف را در قالب یک شوخی یا کنایه در فضای مجازی بیان کند. سپس دیگران با پاسخ دادن به آن، لایه‌های تازه‌ای به بحث اضافه می‌کنند و موضوع اولیه می‌تواند به یک گفت‌وگوی جمعی درباره‌ی مسائل دیگری تبدیل شود.

به گفته‌ی حیدری، نباید همه‌ی واکنش‌های ظاهراً بی‌ربط به یک موضوع را صرفاً بی‌ارتباط دانست. او معتقد است یک شوخی کوتاه می‌تواند پنجره‌ای به سمت مسئله‌ای باز کند که فرد امکان یا تمایل بیان مستقیم آن را ندارد؛ هرچند این به معنای آن نیست که باید پشت هر شوخی الزاماً یک اعتراض سیاسی یا اجتماعی جست‌وجو کرد.

شیری نیز تأکید می‌کند که طنز بخشی از سابقه‌ی فرهنگی جامعه‌ی ایران برای بیان غیرمستقیم مسائل است. او با اشاره به سنت طنز و هجو از نشریات طنز قدیمی تا شخصیت‌هایی مانند ملا نصرالدین، می‌گوید: جامعه در دوره‌های مختلف از شوخی و طنز برای تبدیل احساسات و فشارهای اجتماعی به زبان قابل بیان استفاده کرده است.

از نگاه گراوند، این مسئله محدود به ایران هم نیست. او معتقد است طنز در بسیاری از جوامع سابقه‌ای طولانی به‌عنوان زبان نقد دارد و حتی آثار مشهور سینمایی نیز از خنده برای طرح مسائل جدی استفاده کرده‌اند. گراوند به «عصر جدید» چارلی چاپلین اشاره می‌کند و می‌گوید این فیلم صرفاً یک اثر کمدی نیست، بلکه نقدی بر سلطه‌ی صنعت و فناوری بر زندگی انسان نیز به شمار می‌رود.

گراوند معتقد است باید میان شوخی ساده، سرگرمی و طنزی که ریشه در فشارهای اجتماعی دارد تفاوت گذاشت. به گفته‌ی او، نکته‌ی مهم این است که وقتی مسیرهای معمول برای طرح و اصلاح مسائل اجتماعی و اقتصادی کارآمد نباشند، مردم به سراغ زبان‌های غیررسمی می‌روند.

شیری نیز معتقد است اگر احساسات انباشته راهی برای بیان پیدا نکنند، ممکن است به شکل‌های مخرب‌تری بروز کنند. او هنر، ادبیات و طنز را از جمله مسیرهایی می‌داند که می‌توانند بخشی از فشار روانی و اجتماعی را به شکلی خلاقانه و قابل‌تحمل‌تر بیرون بریزند.

حیدری در نهایت نقش مخاطبان را نیز در شکل‌گیری این فرایند مهم می‌داند. از نظر او، شبکه‌های اجتماعی فقط محل انتشار یک شوخی نیستند؛ واکنش‌های زنجیره‌ای کاربران می‌توانند یک جمله‌ی ساده را به گفت‌وگویی گسترده‌تر تبدیل کنند. در این روند، هر کاربر تجربه و برداشت خود را به موضوع اضافه می‌کند و معنای اولیه‌ی آن ممکن است تغییر کند.

شاید به همین دلیل باشد که گاهی یک شوخی در فضای مجازی، بسیار بیشتر از یک شوخی ساده دوام می‌آورد. علیرضا شیری، هادی حیدری و اردشیر گراوند، هرکدام از زاویه‌ای متفاوت، بر یک نکته تأکید دارند: طنز می‌تواند بخشی از فشارها، نگرانی‌ها و حرف‌هایی را که امکان بیان مستقیمشان دشوار است، وارد فضای عمومی کند؛ نه لزوماً با صدای بلند، بلکه با خنده، کنایه و زبانی که مخاطب بتواند معنای پشت آن را دریافت کند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *