محمدرضا سلیمی، روانشناس و نویسندهی حوزه تفکر انتقادی در کانال تلگرامی خود نوشت:
در داستان سفرهای گالیور اثر جاناتان سویفت، گالیور وارد سرزمین لیلیپوت میشود؛ جایی که در آن مردم بسیار کوچکی زندگی میکنند. گالیور با وجود جثهی بزرگ و قدرت بسیار زیادش، در مقایسه با لیلیپوتیها، توسط همین آدمهای کوچک گرفتار میشود. آنها با تعداد زیادی طناب باریک و کوچک او را میبندند و زمینگیر میکنند.
این داستان استعارهای قوی برای پدیدهایست که ممکن است در کسبوکارها اتفاق بیفتد؛ مشکلات کوچک و قابلپیشگیری وقتی روی هم انباشته میشوند، میتوانند درنهایت یک سازمان یا شرکت بزرگ و قدرتمند را زمینگیر کنند. به این پدیده «اثر گالیور» میگویند.
اثر گالیور نوعی خطای شناختیست که در آن مشکلات، کاستیها و کمبودهای کوچک در کسبوکارها نادیده گرفته میشوند؛ مشکلاتی که ممکن است درابتدا کماهمیت به نظر برسند، اما بهتدریج روی هم انباشته میشوند و درنهایت به موانع و محدودیتهای بزرگی برای رشد، کارایی و نوآوری تبدیل میشوند.
در داستان سویفت، یک دشمن بزرگ گالیور را شکست نمیدهد؛ بلکه هزاران طناب کوچک در کنار هم او را زمینگیر میکنند. در کسبوکارها نیز معمولاً مشکلات بزرگ نیستند که سازمانها و شرکتها را زمینگیر میکنند؛ اغلب مجموعهای از مشکلات کوچک مانند ناکارآمدیهای جزئی، فرایندهای قدیمی، ارتباطات ضعیف، سوءتفاهمهای کوچک، اشتباهات تکراری، خطرهایی که نادیده گرفته میشوند و کارهای غیرضروری زمینهی شکست سازمانها و شرکتهای بزرگ را فراهم میکنند.
هریک از این مشکلات کوچک ممکن است درابتدا بیاهمیت به نظر برسند، اما وقتی بهتدریج روی هم انباشته میشوند، میتوانند به یک مانع جدی برای کسبوکار تبدیل شوند.
برای مثال، فرض کنید در خط تولید یک کارخانه یک مشکل کوچک وجود دارد. درابتدا ممکن است تأثیر آن بسیار اندک باشد، اما اگر آن مشکل اصلاح نشود، بهتدریج تولید را کند میکند، هزینهها را افزایش و توان رقابت شرکت را کاهش میدهد. اگر این مشکل همچنان نادیده گرفته شود، میتواند به یک مانع بزرگ تبدیل شود؛ درست مانند طنابهای کوچکی که گالیور را به بند کشیدند.
پادزهر اثر گالیور «اصلاح مستمر» است. اصلاح مستمر یعنی بهجای اینکه منتظر بمانیم مشکلات بزرگ شوند، مدام آنها را شناسایی، بررسی و اصلاح کنیم. این رویکرد بر این ایدهی ساده استوار است: حتی اصلاحات و تغییرات بسیار کوچک اگر بهطور مداوم انجام شوند، میتوانند در بلندمدت دستآورد بسیار بزرگی ایجاد کنند.
برای اصلاح مستمر مشکلات و موانع باید اقدامات زیر را انجام دهیم.
۱. محدودیتها را سریع شناسایی کنیم. این کار سازمان را به محیطی تبدیل میکند که افراد در آن مراقب مشکلات کوچک احتمالی هستند. درواقع، کارکنان یاد میگیرند مشکلات را قبل از اینکه خودشان را نشان دهند شناسایی کنند. برای شناسایی به موقع محدودیتها باید فرایندها را به طور منظم بررسی کنیم، از کارکنان بازخورد بگیریم، عملکردشان را ارزیابی کنیم و نقاط ضعف و قوت آنها را شناسایی کنیم. هدف این است که «طنابهای کوچک» را قبل از اینکه محکم شوند شناسایی و باز کنیم.
۲. فرایندها را ساده و کارآمد کنیم. یکی از اصول مهم اصلاح مستمر سادهسازی و بهینهسازی فرایندهاست. در سادهسازی و بهینهسازی فرایندها کارهای اضافی حذف میشوند، دوبارهکاری کاهش مییابد، اتلاف منابع کمتر میشود و کارها سریعتر و مؤثرتر انجام میشوند. در سازمانی که اصلاح مستمر در آن جدی گرفته میشود، ناکارآمدیهای کوچک خیلی زود شناسایی و اصلاح میشوند و اجازه نمیدهند مشکلات کوچک به مانع بزرگ تبدیل شوند.
۳. ارتباطات را تقویت کنیم. ارتباطات ضعیف بین کارکنان یکی از مهمترین طنابهای کوچکیست که میتواند سازمان را گرفتار کند. سوءتفاهم، نبودن شفافیت و جدا شدن بخشهای مختلف سازمان از یکدیگر میتواند باعث تأخیر، اشتباه، سردرگمی، نارضایتی و دوبارهکاری شود. اصلاح مستمر بر ارتباط شفاف و منظم در همهی سطوح سازمان تأکید میکند. وقتی همهی کارکنان بدانند چه کاری باید انجام دهند و هدف مشترک چیست، احتمال اینکه مشکلات کوچک به موانع بزرگ تبدیل شوند کاهش مییابد.
۴. نوآوری و خلاقیت را تقویت کنیم. در سازمانی که اصلاح مستمر ارزش محسوب میشود، کارکنان تشویق میشوند ایدههای جدید خلق کنند، به روشهای قدیمی شک کنند و راههای بهتری برای انجام دادن کارها کشف کنند. چنین فرهنگی مانع ایستایی و رکود سازمان میشود.
بنابراین، ازطریق ایجاد فرهنگ اصلاح مستمر سازمانها و شرکتها میتوانند دائماً به جلو حرکت کنند و اجازه ندهند مشکلات کوچک مانند طناب به مرورزمان آنها را به بند بکشند و زمینگیر کنند.
خلاصه، خطای شناختی گالیور هشدار و خطری جدی برای شرکتها، سازمانها و حتی خانوادههاست.
انتهای پیام





