چرا ماه مهر دیگر بویی ندارد!؟

رحمان بیات، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «چرا ماه مهر دیگر بویی ندارد…!؟ / به بهانه بازگشایی مدارس و تأملی در تغییرات جامعه» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

گاهی با خود فکر می‌کنم که چرا در سال‌های اخیر، بازگشایی مدارس و ماه مهر، مثل گذشته در میان خانواده‌ها و به‌ویژه دانش‌آموزان و دانشجویان، شور و شوقی ایجاد نمی‌کند. وقتی برای بررسی و ریشه‌یابی این موضوع به اعماق جامعه سفر می‌کنم، در می یابم که تنها این دانش‌آموزان نیستند که شور و شوق بازگشایی مدارس را ندارند؛ بلکه کلاً مردم هم ، مثل گذشته، شور و شوق زندگی ندارند.

به‌طور مثال، یکی از مظاهر نشاط و شور و شوق زندگی، ازدواج و برگزاری مجالس عروسی است؛ اما طبق آمارهای رسمی ، اولاً آمار ازدواج نسبت به گذشته به شدت کاهش یافته و با این کاهش تعداد دانش آموزان ورودی به مدارس هم کاهشی شده است و ثانیاً به علت بالا رفتن هزینه برگزاری ، مجالس عروسی خیلی خلاصه‌تر شده است.

در گذشته، معمولا، برگزاری مراسم عقد و عروسی یک هفته زمان می‌برد و این خود بهانه‌ای مناسبی برای دورهمی‌نشینی، نشاط و شادی مردم بود. اما فشار زندگی و بالا رفتن هزینه های زندگی ، خانواده ها و زوج های جوان را واداشته که مجالس عروسی ها را خلاصه تر برگزار نمایند.

از این گذشته، با تأمل در رفتار و گفتار مردم در لایه‌های زیرین جامعه، به‌خوبی نشان می‌ دهد که به علت همین مشکلات اقتصادی و بالا رفتن هزینه دورهمی و مهمانی ها روابط میان خانواده‌ها، میان همسایه‌ها، میان کاسب و مشتری، کارمند و ارباب‌رجوع و حتی روابط میان خواهر و برادرها نیز رو به سردی می رود… به‌طور کلی می‌توان گفت که انسان‌های امروزی، گرچه نزدیک هم، در یک شهر، یک محله، یک آپارتمان و یا حتی در یک خانه زندگی می‌کنند، ولی خیلی از هم دور می باشند و اغلب از حال و روز یکدیگر بی خبر هستند.

گرچه این موضوعات می‌تواند دلایل متعدد دیگری داشته باشد و از زوایای مختلف می‌توان به آن نگاه کرد، اما در بررسی ریشه این تغییرات در جامعه امروزی ایران، اتفاق دیگری هم در حال وقوع و شکل گیریست که به‌تدریج از لایه‌های زیرین جامعه به سطح رویین رسیده و قابل دیدن و شنیدن شده است.

برای روشن‌تر شدن موضوع، به یک مثال فرضی اشاره می‌کنم: اگر این تغییرات و تحولات را در درون جامعه به سیلی تشبیه کنیم که به جریان افتاده و در مسیر خود، هرچه مربوط به بُعد معنوی زندگی انسان‌هاست را دارد با خود می‌برد، اما در این میان برخی خود را چنان به بی‌خبری و بی‌تفاوتی زده‌اند که گویی نه سیلی وجود دارد و نه تهدیدی …و برخی هم فقط تماشاگر و نظاره‌گر جریان سیل و ویرانی هایش هستند.

در این بین، معدود کسانی هم که خطر ویرانگر سیل را می‌بینند و صدای غرش آن را می‌شنوند، هر چه فریاد می‌زنند: که «ای مردم و ای دغدغه مندان دین و میهن! کاری کنید و از هویت دینی و ملی و حتی خانوادگی خود محافظت کنید که این سیل ویرانگر، هویت فرهنگی و اجتماعی و … ما را تهدید می کند و دارد خیابان‌های باصفایش، کوچه‌های پرمهر و وفایش و پلاک‌های هزار عشق شهر ها را از بین می‌ برد !» اما برای برخی انگار نه انگار که سیلی جاری شده ، خطری در راه است.

البته که روشن است که این سیل ویرانگر دلایل متعددی دارد که قابل بررسی و ریشه یابی علمی است که این وظیفه کارشناسان و دلسوزان جامعه می‌ باشد. اما نکته ای که در اینجا لازم می دانم به آن اشاره نمایم این است: که در آستانه ماه مهر و بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها قرار داریم؛ ولی شرایط جنگی از یک‌سو و گرانی لوازم‌التحریر از سوی دیگر، چنان وضعی را بوجود آورده که نه خانواده‌ها توان تأمین هزینه‌های تحصیلی فرزندان خود را دارند و نه دانش‌آموزان و دانشجویان، شوقی برای شروع سال تحصیلی.

در این شرایط، جنگِی و با وجود مشکلات اقتصادی ، ماه مهر امسال چنان سرد و بی‌مهر شده که دیگر بویی از آن به مشام نمی‌رسد. و این سردی ماه مهر و آغاز سال نو تحصیلی در چنین شرایطی نشان می‌دهد که حال و روز مردم خوب نیست.
در این عصر تکنولوژی که دانش آموزان و دانشجویان نیازمندن به آموختن بیشتر هستند با این فضای سرد مدارس و دانشگاه‌های آیا نباید نگران کمیت و کیفیت آموزش باشیم و آیا با خود اندیشیده‌ایم که در این فضای سرد مدارس و دانشگاه‌ها امکان تمرین گفتگو برای تعامل و هم‌زیستی اجتماعی و حفظ و شناخت هویت دینی و ملی چگونه خواهد بود…؟

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *