پیامدهای سیاسی و امنیتی ۱۱ سپتامبر در غرب آسیا

امیرعباس علیچی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «پیامدهای سیاسی و امنیتی ۱۱ سپتامبر در غرب آسیا» نوشت:

۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، گروه تروریستی القاعده با ربایش چهار هواپیما و انجام عملیات انتحاری در خاک آمریکا، موج عظیمی از ترس و نفرت از گروهک‌های رادیکالیسم اسلامی را در سراسر جهان به ویژه آمریکا ایجاد کرد. پس از این اتفاق، خانواده بن‌لادن که در خاک آمریکا اقامت داشتند، جمع‌آوری و از آمریکا با مرواز ویژه اخراج شدند. بن‌لادن بعدها اعتراف کرد که در جریان جزئیات حمله بوده و مسئولیت عملیات را به عهده گرفت. مقر تروریست‌های القاعده در منطقه غرب آسیا به ویژه افغانستان تحت حاکمیت طالبان بود و در این منطقه، جریان‌های افراطی اسلامگرا حضور داشتند که موجب ناامنی و به خطر افتادن منافع آمریکایی‌ها در غرب آسیا می‌شدند.

در این حادثه حدود ۳۰۰۰ نفر کشته شدند که بیشتر آنها اهالی آمریکا بودند. دولت آمریکا ۱۱ سپتامبر را عزای عمومی اعلام کرده و مردم آمریکا هرساله به یادبود قربانیان این حادثه گرد هم می‌آیند. بلافاصله پس از روز ۱۱ سپتامبر، تلاش‌ها برای یافتن و دستگیری بن‌لادن آغاز شد. آژانس اطلاعاتی آمریکا(CIA) غرب آسیا را حوزه عملیاتی انتخاب کرد و به فرستادن نیروهای نظامی و شبه‌نظامی به آن منطقه اقدام نمود. کشورهای افغانستان و عراق از جمله کشورهایی بودند که در دوران جرج دبلیو بوش به منظور مبارزه با تروریسم، میزبان عملیات نیروهای آمریکایی بودند.

افغانستان

افغانستان نخستین کشوری بود که نیروهای آمریکایی به منظور دستگیری بن‌لادن وارد آنجا شدند. حجم تسلیحات به جا مانده از دوران جنگ سرد نزد گروه مجاهدان افغان که با همکاری آمریکا بر علیه شوروی مبارزه می‌کردند و دلایل متعدد که مهم‌ترین آن عدم نظارت کافی به این گروه افراطی پس در افغانستان بود، موجب بی‌ثباتی افغانستان از نظر سیاسی و امنیتی شد و به دنبال آن گروه‌های تروریستی مانند القاعده در فضای جهادی فراملی که حاصل مکاتب مجاهدان افغان بود، رشد یافتند.

پس از شکل‌گیری القاعده و به دنبال آن طالبان، این کشور در چنگال رادیکالیسم اسلامی گرفتار شد و به طور ناخواسته به یکی از بزرگترین مقرهای تروریسم در منطقه تبدیل شد. آمریکایی‌ها برای نابودی القاعده در افغانستان در سال ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کردند که تحت آن بسیاری از مواضع القاعده و طالبان ضربه خورد. قدم بعدی دولت آمریکا برای دستگیری بن‌لادن، عملیات(تورا بورا) در افغانستان بود. هرچند این عملیات به دستگیری بن‌لادن منجر نشد و او به پاکستان فرار کرد، اما آمریکا شبکه اطلاعاتی خود در افغانستان را به منظور دستگیری دیگر اعضای القاعده گسترش داد.

پیامدهای حضور آمریکا در این کشور، ادامه بی‌ثباتی و هرج و مرج در افغانستان بود. با تداوم حضور نیروهای آمریکایی، نفوذ سیاسی و ژئوپلیتیکی آمریکا افزایش یافت. همچنین با ایجاد پایگاه‌های نظامی در افغانستان، مبارزه با دیگر عناصر القاعده و طالبان گسترش یافت و دولت جمهوری اسلامی افغانستان تا زمان حضور نیروهای آمریکایی در این کشور، حکمرانی می‌کرد.

نیروهای آمریکایی و دولت افغانستان بر سر موضوع مبارزه با تروریسم و حمایت از نیروهای امنیتی افغان با هم به توافق رسیدند که نیروهای آمریکایی در افغانستان بمانند؛ اما هزینه‌های بالای جنگ افغانستان و توافق ۲۰۲۰ دوحه که در زمان دونالد ترامپ امضا شد، موجب شد که در سال ۲۰۲۱، تحت دستور جو بایدن، نیروهای آمریکایی به کشورشان بازگردند و افغانستان را ترک کنند که این امر موجب به قدرت رسیدن دوباره حکومت طالبان شد.

عراق

حملات ۱۱ سپتامبر موجب شد که دولت بوش، سیاست مبارزه با تروریسم را در خاورمیانه پیش بگیرد. عراق در آن مقطع تحت حاکمیت صدام حسین، دیکتاتور وقت عراق بود و یکی از عوامل تقویت پان عربیسم و رادیکالیزم اسلامی بود. سرکوب اقلیت شیعه در طول حکومت صدام و سیاست‌های اسلامی‌سازی کارزار ایمانی در دهه ۱۹۹۰، به رشد رادیکالیزم اسلامی کمک کرد. دولت بوش برای سرنگونی رژیم بعث در سال ۲۰۰۳ وارد جنگ با عراق شد.

مهم‌ترین دلایل آنها در کنار مبارزه با تروریسم، حمایت از حقوق بشر و خلع سلاح‌های کشتار جمعی بود. آمریکایی‌ها معتقد بودند که صدام با گروه‌های تروریستی رادیکال و القاعده ارتباط دارد. با دستگیری و محاکمه صدام، رژیم بعث براندازی شد؛ اما پس از آن نه تنها ثبات بر عراق حاکم نشد، بلکه هرج و مرج از قبل بیشتر شد و گروه‌های رادیکال جدیدی در عراق به وجود آمدند. داعش به رهبری ابوبکر بغدادی و القاعده در عراق به رهبری الزرقاوی از جمله نمونه‌های بارز این گروه‌ها بودند. شکل‌گیری داعش به طور مستقیم به سقوط صدام مرتبط نبود؛ بلکه ریشه‌های آن را می‌توان در القاعده عراق یافت.

مجموعه حملات ۱۱ سپتامبر موجب وحشت و بدبینی بیشتر مردم جهان از اسلام و مسلمانان شد و از آنجا که منطقه غرب آسیا بیشترین جمعیت مسلمان جهان را در خود جای داده، تمامی حواس‌ها متوجه این منطقه شد. اما حضور نظامی آمریکا و مبارزه با گروه‌های خاص مدنظر دولت آمریکا در بلند مدت نتیجه ناپایداری دارد، زیرا دولت آمریکا در بیشتر اوقات طبق منافع راهبردی و استراتژی خود عمل می‌کند و اهداف خاصی را مدنظر دارد.

دخالت‌های مقطعی آمریکا در جنگ‌های منطقه و مبارزه با اهداف خاص سبب امنیت کوتاه مدت می‌شود؛ اما در بلند مدت بیشتر جریان‌های باقی مانده از جنبش اصلی، بعدها به گروه‌های افراطی‌تر و خطرناک‌تری تبدیل می‌شوند که هرکدام به مشکلی بزرگتر تبدیل می‌شوند.

هدف اصلی حضور نظامی آمریکایی‌ها در عراق و افغانستان برای حفظ منافع راهبردی دولت بوش و حفظ ظاهر قدرتمند آمریکا و در رأس آن حزب جمهوری‌خواه بود، اما استقرار طولانی مدت نیروهای نظامی و انسانی و بالارفتن هزینه‌های نظامی، نتیجه عکس داد و جمهوری‌خواهان پس از بوش، صندلی ریاست‌جمهوری را به حزب دموکرات واگذار کردند.

منطقه غرب آسیا نیز پس از حضور آمریکایی‌ها دچار ناآرامی و بی‌ثباتی شد. گروه‌های تروریستی جدیدی سر برآوردند که بسیاری از آنها توسط مخالفین جنگ به ویژه حزب دموکرات به وجود آمدند و یا تقویت شدند. ترامپ در سال ۲۰۱۶ طی یک سخنرانی اعلام کرد که گروه تروریستی داعش توسط اوباما به وجود آمد.

اتحادیه اروپا نیز در برخی از موارد به کمک گروه‌های تروریستی آمد؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از تجهیزات کشف شده از تروریست در مبدأ اروپایی ساخته شده‌بودند. با این حال، بسیاری از مدعیان حقوق بشر و دموکراسی که به مردم جهان یک زندگی بهتر را وعده می‌دادند، خود از حامیان بزرگ تروریسم منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بودند. دخالت بی‌جای سردمداران اروپایی و آمریکایی در منطقه برای حذف تروریسم خود به سرعت رشد آنها افزود و منجر به شکل‌گیری جریان‌های جدید‌تر و خطرناک‌تر شد، به‌گونه‌ای که مهار آنها از جریان اصلی خطرناک بود. منطقه غرب آسیا سالها با این تروریست‌ها درگیر است و هنوز آثار این جنایات واضح است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *