عظیم محمودآبادی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز:
این روزها مباحث وسیعی پیرامون موضوع تسلیحات هستهای در عرصه عمومی شکل گرفته است که میتوان آن را گامی بلند در تضمین امنیت ملی و بازگرداندنِ بازدارندگیِ لازم برای کشور ارزیابی کرد. اما ۳ محور اصلی وجود دارد که به زعم نگارنده جدیترین مناقشهها حول آنها است. در ادامه با احصای این محورهای ثلاثه درصدد بیان پاسخهایی به مناقشات شکل گرفته پیرامون آن هستم.
نخستین مساله، فتوای رهبری شهید است که ظاهرا در طول سالهای گذشته سدّ سدیدی برای پرداختن به این بحث در عرصه عمومی توسط عناصر حاکمیتی بوده است. به نظر میرسد این روزها طرح مباحث مربوط به بمب اتم از زوایای مختلف – و از آنجمله مسائل فقهی آن- به نوعی آمادهکردن افکار عمومی برای عدول از فتوای رهبری شهید است.
توجه به این جنبه از مساله اگرچه قابل درک است اما نافی این اصل نیست که با شهادت ایشان، آن فتوا نیز به تاریخ پیوسته است و در طول تاریخ فقه شیعه بسیاری از موضوعات بوده که در میان فقها اختلافی بوده و فقیهی در موضوعی نظری داشته و فقیهی دیگر نظری کاملا معارض با آن را اتخاذ کرده است. حتی این اختلافات فقهی در مسائلی میان آیتالله خمینی(ره) و رهبری شهید(ره) هم بود که از آنجمله میتوان به فتاوای متفاوت ایشان در مورد احکام اجتماعی اهل کتاب اشاره کرد.
از این گذشته اما با پایان حیات رهبری شهید اساسا بحث در مورد فتوای ایشان سالبه به انتفاء موضوع است. لذا در وضعیت بسیار حساسی که در آن قرار داریم بیش از بازخوانی فتوای رهبری شهید و واکاوی مبانی آن، پرسش از فتوای رهبری حیّ و حاضری ضرورت دارد که اکنون در میانه بزرگترین جنگ تاریخ ایران، فرماندهی کلقوا را بر عهده دارد.
دومین نکته مساله بازدارندگی است که برخی در آن ایجاد تردید میکنند. برخی کارشناسان و تحلیلگرانی که مخالف اتمی شدن ایران هستند معتقدند که این مساله تنها هزینههای تحمیل شده به کشور را تشدید میکند و بازدارندگی لازم را نیز ایجاد نخواهد کرد. در مورد هزینههای این تصمیم باید گفت حتما این هزینهها وجود خواهد داشت اما توجه به دو نکته ضروری است؛
الف) اولا ما تا همینجای کار هم بسیاری از هزینههای آن را پرداخت کردهایم؛ از دههها تحریمهای اقتصادی و تحمیل دو جنگ بزرگ، ترور دهها تن از عالیترین مقامهای سیاسی، امنیتی، نظامی تا قتلعام کودکان و دانشآموزان و … .
ب) ثانیا در مورد بازدارندگی، مخالفان اتمی شدن ایران به حملههایی استناد میکنند که به کشورهای اتمی شده است. برای نمونه میگویند روسیه علیرغم اینکه قدرتی اتمی بود اما مورد حمله اوکراین قرار گرفت و یا حتی تسلیحات هستهای اسراییل نیز نتوانست مانع حملات موشکی و پهبادی ما به سرزمینهای اشغالی شود.
این نکته تنها زمانی درست است که کسانی تصور کنند بمب اتم، چراغ جادویی است که دیگر همه آرزوهای امنیتی ما را برآورده میکند یا زره داودی است که مانع از رسیدن هر آسیبی به ما خواهد شد. درست مثل این میماند که در دوران کرونا کسانی با تزریق واکسن مخالف باشند و به این استناد کنند که علیرغم اینکه برخی افراد واکسینه شده بودند اما به این بیماری مبتلا شدند و حتی در مواردی منجر به مرگشان شد!
در جواب آنها باید گفت واکسن کرونا، آخرین امکان بشر برای مقابله با آن بیماری بود هرچند به مهار صد در صدی آن نائل نشده باشد. بمب اتم نیز بالاترین تسلیحاتی است که بشر به آن دست یافته لذا میتواند حداکثر بازدارندگی را ایجاد کند هرچند درست مانند واکسن کرونا، به مهار صد در صدی طمع دشمن برای حمله نیانجامد.
و اما آخرین نکته که البته برای راقم این سطور اهمیت بیشتری دارد این است که همانطور که پیشینیان ما با امکاناتی از قبیل تنگه هرمز که برای ما به ارث گذاشتهاند و نیروهای نظامی ما میتوانند تسلط توانمندانه خود به آن در عرصه جهانی قدرت نمایی کنند، ما نیز باید به رسالت خود در برابر ایران و نسلهای آینده آن متعهد باشیم. به گمان من اصلیترین رکن این رسالت در این مرحله آن است که به دشمنان ایران نشان دهیم نه تنها با زور نمیتوانند ایران را تسلیم کنند بلکه آن چیزی را هم که پیش از جنگ با مذاکره در شُرف به دست آوردنش بودند، برای همیشه از دست خواهند داد.
این دستاوردی است که اگر به دست آید میتواند جبران کننده همه خسارات مادیای باشد که ما در این سه جنگ تحمیلی – ۱۲روزه، رمضان و هرمز – متحمل شدیم هرچند برای خسارات معنوی آن جبرانی وجود ندارد.
انتهای پیام




