علی اصغر شفیعیان، سردبیر انصاف نیوز: ۴۰ سال از انقلاب گذشته است اما کسانی همچنان هیجانی رفتار میکنند و برای جبران کاستیها یا اشتباهات، راهشان تغییر انقلابی آدمهاست.
یکم: برکناریها
نمونهی بسیار مسخرهی آن، قانون جدیدی است که برای «منع بکارگیری بازنشستگان» تصویب شد؛ با این هدف که مدیران نسل اول انقلاب کمی هم به بعدیها فرصت بدهند. اگر از «مسخره» خواندن آن ناراحت شدهاید یا تعجب کردهاید، چند مثال شاید منظور را به خوبی جا بیاندازد:
۱ – خب استثناهای قانون را که لابد میدانید، همهی آن مدیران بالای کشور، از رهبری و رییسان سه قوه و اعضای شورای نگهبان و اعضای مجالس و وزرا و چند مقام دیگر. انگار کار اینها از دیگران سبکتر یا کماهمیتتر است و جوان و پیر بودن مهم نیست؛ که البته هست اما خب به هر حال یا مجلسیها نخواستند یا نتونستند اینها را هم در قانون بیاورند.
۲ – اگر دو نفر هم سن و سال باشند؛ اولی بیمه بوده و بازنشسته شده ولی دومی بیمه نبوده یا دیرتر بیمه شده، اولی پر. یعنی اولی به خاطر همان بیمه بودن و بازنشسته شدن، باید برود. پس معیار سن و سال و توانایی نیست. معیار کاملا شکلی است. چیزی در حد آن قوانین اول انقلاب که مثلا آستین کوتاه نباشد، ریش چقدر باشد، حجاب فلان طور و شلوار بهمان طور.
۳ – اگر دو نفر هم سن و سال باشند، هر دو هم در یک سال بیمه شده باشند، اولی که به هر دلیلی خودش را بازنشسته کرده نمیتواند الان استاندار یا معاون وزیر یا مدیر جایی شود، اما دومی چون خودش را بازنشسته نکرده، فعلا هست مگر یک سقف زمانی بالاتری که گذاشتهاند. پس این هم معیار توانایی نیست. از حالا، کسانی که به سن بازنشستگی میرسند دیگر خود را بازنشست نمیکنند!
بعضی مدیران خود را بازنشست میکردند ولی برمیگشتند و دو حقوق میگرفتند. میگویند با این قانون، جلوی این حقوق دوبل را گرفتیم. اما نمیگویند که میخواستیم ابرو را درست کنیم، چشم را هم کور کردیم!
۴ – فرض کنید اگر دو نفر هم سن و سال باشند، هر دو بیمه بوده و خود را بازنشست کردهاند، اما یکی سالم است ولی دیگری جانباز بالای ۵۰ درصد است. با این قانون جدید، اولی نمیتواند بماند، دومی میتواند. اینجا معیار توانایی است؟!
باور کنید این قانون همین دو ماه پیش تصویب شده است، جلوی چشم همهی مردم. یعنی ۲۹۰ نفر نماینده که هم از فیلترهای سختگیرانهی شورای نگهبان گذشتهاند و هم در انتخابات از مردم رای گرفتهاند، چنین قانونی غیرمنطقی و هیجانی تصویب کردهاند. عذرخواهی انتظار بیجایی است؟
دوم: استخدامها
«آیا سپردن کارها به جوانها خوب است؟ جواب: چه کاری به کدام جوان با چه توانایی؟». نکته، تاکید بر توانایی است. الان وضع مملکت خوب نیست و اتفاقا به همین خاطر باید بیش از همه معیار تغییرات، کارآمدی باشد، نه اینکه چه کسی جوانتر است یا هر معیار بی منطق دیگری.
آیا با انتصاب آقای آذری جهرمی به وزارت ارتباطات، کیفیت یا سرعت اینترنت بهتر شده؟ محدودیتها کمتر شده؟ اینکه کسی را «وزیر جوان» بخوانیم و او هم هر روز به ورزشگاه آزادی برود با فوتبالیستها عکس بگیرد یا فردایش در لباس خادمی امام رضا ع عکس بگیرد و نمایش بدهد، الزاما به معنای انتخاب خوب نیست.
یا ببینید که وزیر کار احتمالا با پز جوانگرایی، رییس کمیتهی جوانان ستاد انتخاباتی آقای روحانی در انتخابات پارسال را به عنوان معاون وزیر معرفی کرد. خب محمد کبیری (فرزند رییس سازمان نظام کشاورزی فعلی، معاون اسبق وزیر کشاورزی) جوانی ۳۰ ساله است، دوست ما هم هست، اما واقعا معیار چیست؟ مگر جوان ۳۰ ساله در این کشور کم است؟ مگر او تواناترین جوان ۳۰ سالهی ایران است؟ مگر او یک روز در این وزارتخانه تجربه داشته است؟
این انتصابها یادآور اول انقلاب است که کسانی بدون هیچ تخصصی بر صندلی مدیریتها نشستند و کشور این شد که شده است. حالا شاید شما بگویید صبر کن ببین چه میشود اما زمان ریسک نیست زمان عقلانیت است.
چه بسیار افرادی در این چند سال از جناح اصلاح طلب و اعتدالی در هیات مدیرهها منصوب شدهاند که چون یواشکی است و از همهی جناحها هم در آنها هستند و صدایش در نمیآید، کسی خبردار نیست. این رسم اصلاح طلبی نیست که کسانی بدون هیچ تجربه و تخصصی در این جایگاهها حقوقهای کلان بگیرند و به ریش ملت بخندند.
ایراد در برکناریها و انتصابها محدود به اینها نیست، اما یک نکتهی بارز دیگر هم باید فوری چاره کرد. مردم به درستی بسیار حساس شدهاند به روی انتصاب آقازادهها و فامیلها و رفقای این و آن مسوول. توجیه حضور آنها با تخم دوزرده و ژن خوب بودن، وضعیت را بدتر میکند. رفتن آقاها با آمدن آقازادهها که نشد تغییر! این انگشت کردن در چشم مردم است. آقازادههای چپ و راست یک ۱۰ – ۲۰ سالی جلوی چشم مردم نباشند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید