یاشار تاج محمدی، «نیم ستون» انصاف نیوز:
– مکتب دادائیسم
مبنای جهانبینی پیروان این مکتب، مخالفت با هر نوع قانون و اخلاق چه در خلق اثر خویش، چه گلکاری در هرکجای دیگر است، آنها با نفی هر نوع عقل و عقلگرایی معتقدند همهچیز را میشود با شانس و تصادف پیش برد، آنها برای اثبات این مدعای خود هشت سال کشوری هفتاد میلیونی را اداره کردند تا این نظریه کاملاً اثبات شود.
هانس محمود ژان آرپ نژاد با خلق اثر جاودان اسفندیار و لوبیای سحرآمیز، از آخرین بازماندگان این مکتب بود. وی در بخشی از این کتاب مینویسد:
قبل از روز بعد، وقتی ما پشت اتاق بودیم، یک نفر دستش در جیب دیگری بود، لای کتاب لغتنامه را گشودم و ممه را لولو برد.
مکتب رئالیسم جادویی
در خاطراتی که در این مکتب عرضهشده است، واقعیت و خیال در هم میآمیزد، بهگونهای که خیالیترین وقایع، باورپذیر میشود. استاد مسلم این سبک خاطرهنویسی خورخه اکبر بورخس کهنهکار است، وی با بهرهگیری از توصیفات اکسپرسیونیستی و سور رئالیستی و برهم زدن توالی زمانی روایتها، هر عمل غیرقابلباوری را انکارناپذیر میکند. استفاده از کلیدواژههای سازندگی، اعتدال و کوکو سبزی در آثار وی بسیار به چشم میخورد.
مکتب سرکوبیسم
باید توجه داشت مکتب سرکوبیسم از دل مکتب کوبیسم متولد نمیشود، سرکوبیسم فرزند خشونت عصر خویش است، پیروان این مکتب اصولاً میانهای با نوشتن خاطره ندارند بلکه با تکیهبر ظرفیتهای خود، روایتهای خشونت باری را رقم میزنند که الهامبخش خاطره نویسان مکتب اومانیسم است.
مکتب رمانتی سیسم (تخیل گرایی)
این مکتب با ظهور نو اصلاحطلبی (NO eselah talabi) و هنرمند چیرهدست این مکتب، صادق راستگو (honest honest) به عرصۀ خاطرهنویسی معرفی شد. صادق راستگو با نوشتن کتاب، “سران جنبش و سبک امپرسیونیسم” باب تازهای در خاطرهنویسی را گشود.
مکتب سمبولیسم
هنرمندان این مکتب از اشارۀ واضح به مقصودشان سر باز میزنند و سعی دارند با استفاده از سمبلهایی، بهصورت غیرمستقیم منظورشان را به مخاطب منتقل کنند. حسن بودلر از بزرگان این مکتب، در آثارش با استفاده از کلید و تکرار این جمله که وعدهام را فراموش نکردهام، سعی میکند بهصورت غیرمستقیم مفهومی را به مخاطبانش منتقل کند.
انتهای پیام



