محمد توکلی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی با عنوان «عینک آقامیری!» دربارهی دیدگاههای سیدحسن آقامیری نوشت:
سخنران پر شوری که جوانانی از طیفهای مختلف و با ظواهری متفاوت به گردِ او حلقه میزنند و به جای منبری یکطرفه، «گفتوگو» را تجربه میکنند؛ این تصویریست که دوستداران سیدحسن آقامیری از او تبلیغ میکنند، و در مقابل منتقدانش آقامیری را روحانی خلع لباس شدهای میخوانند که با تحریف دین در حال ضربه زدن به اعتقادات مردم است و هدفش هم نه تبلیغ دین، بلکه عرضه و جلوهگری خود است. حامیانش، او را تبلیغگر اسلام رحمانی میدانند و منتقدانش او را به نادیده گرفتن بخشی از مفاهیم دینی که ذیل عقوبت و غضب الهی قرار میگیرد متهم میکنند.
واقعیت آن است که این هر دو نگاه به دیدگاههای سیدحسن آقامیری بخشی از حقیقت را همراه خود دارد و مسئلهی اساسی این است که با چه عینکی به نظرات آقامیری بنگریم؛ با عینک دروندینی یا بروندینی؟!
هنگامی که در این نوشتار از دین سخنی گفته میشود، مقصود همین دینِ حکومتی شدهیِ چهار دههی اخیر در ایران است و نه لزوماً معنای واقعی دین و مفاهیم مرتبط با آن. هنگامی که عینک دینی (با همین معنا) را بر چشم بزنیم، با خود خواهیم گفت که این سخنران مذهبی چرا جنبههایی از دین و قرآن را حذف میکند و یا با تفسیرهایی نه چندان منطبق بر تفاسیر رسمی این وجوه دین را به شکلی تغییر یافته عرضه میکند؟ چرا او جلوهی جلال حضرت حق را منکر است و جز از جمال نمیگوید؟ چرا او عذاب معاندان را منکر است و با نااهلان همدلی میکند؟ چرا او به عملکرد نظام سیاسی مبتنی بر دین معترض است؟! و…
اما اگر برای چند لحظه عینک دینِ حکومتیشدهیِ چهار دههی اخیر را از چشم برداریم و از نگاه دیگرانی به سخنان او بنگریم که اساساً سر و کاری با دین، به هر معنای آن ندارند و یا اگر هم رنگی از دین دارند، نسبت به دین به معنای مصطلح آن در چند دههی اخیر فاصله گرفتهاند. اگر با این عینک به دیدگاههای آقامیری بنگریم میتوان به این نتیجه رسید که تنها راه دعوت «دیگری» به دین، تبلیغ اسلام رحمانیست.
آری، در تبلیغ اسلام رحمانی خبری از تنذیر و یادآوری غضب الهی نیست، زیرا کارویژهی آن ایجاد زمینه برای ورود و یا شروع دوبارهی دینداریست. از سویی دیگر کارنامهی منتقدان تبلیغ اسلام رحمانی پیش روی ما است. چه آنان که در یک سوی طیف، دینداریشان طالبان و داعش را آفرید و چه دیگرانی در سوی دیگر این طیف که با دخالت دادن گستردهی آنچه دین میخواندند در تمامی وجوه سیاسی و اجتماعی، هم باعث تنزّل قدر و منزلت دین شدند و هم دینداری در جامعهی دینی را سخت و گاه ناممکن ساختند!
نکتهی جالب توجه در جدال موافقان و مخالفان آقامیری آن است که منتقدان او تمامی تریبونها و رسانههای رسمی را به شکل یکطرفه در اختیار دارند و سالهاست که قرائت خود از دین را به جامعه عرضه میکنند اما با وجود این انحصار رسانهای همچنان تمایلی به شنیده شدن صدایی متفاوت در گوشهای از فضای مجازی ندارند و تصور میکنند که مسیر صحیح مواجهه با صدای «دیگری» هجمه به این صدا و خاموش کردن آن و یا نصیحت او از موضع دانای کل است. این در حالیست که با اندک دقتی هم میتوان فهمید که نتیجهی دههها هزینه کردن برای تبلیغ اسلام غیر رحمانی و دین حکومتی چه وضعیتی را رقم زده و بدیهیست که ادامهی مسیر گذشته به نتیجهی دیگری جز آنچه امروز شاهدش هستیم ختم نخواهد شد.
انتهای پیام


پاسخ دادن به moha لغو پاسخ