«نیازمند یک بازپیرایی در تفکر شیعی هستیم»

گزیده‌ای از گفتگوی نشریه خیمه با حجت‌الاسلام سیدمحمدناصر تقوی را به نقل از کانال تلگرامی آقای تقوی می‌خوانید:

* ما امروز به شدت نیازمند یک بازپیرایی و هویت شناسی در تفکر شیعی هستیم که معیار شناسی آن بر اساس رجوع به سرچشمه‌ها، یعنی عقل، کتاب الله و سنت اصیل پیامبر و اهل بیت علیهم السلام باشد. علیرغم وجود مؤسسات و تشکیلات پهن پیکر و پر هزینه و مجلات و پژوهشکده‌های شیعه شناسی که بعضا مدیران چند شغله آن فرصت برنامه‌ریزی و چنین بازپیرایی‌هایی را نداشته‌اند و در بهترین حالت به معرفی و تحقیق در منابع سنتی شیعه و یا گزارش وضع موجود می‌پردازند، که البته در حد خود ارزشمند و در مواردی ضروری نیز بنظر می رسد؛ اما در زمینه ماهیت شناسی تشیع و بازیابی و بازشناسی مرزهای ماهیت و هویت شیعه و بازپیرایی و معاصرسازی آموزه های آن ، نظیر کاری که بزرگان و اعلام شیعه همچون شیخ مفید و سید مرتضی رحمه الله علیهم در عصر خود انجام دادند کار اساسی ، عمیق و درخور اعنتایی انجام نشده است.

* در ماجرای تعطیلی حرم ها ( در محدودیتهای پزشکی مربوط به کرونا ) ما با اتفاقات ، رفتارها و عکس العملهای عجیبی مواجه شدیم.
اینگونه رفتارها غالباً نتیجه تهی شدن باورهای دینی از هسته معرفت است و برای برخی متأسفانه از دینداری ، فقط پوسته‌ای باقی مانده که اینگونه مواقع می‌شکند و پوکی و پوچی آن نمایان می‌شود. البته خودِ این بی‌عمق شدن باورها دلایل مختلفی می تواند داشته باشد. از جمله می تواند نتیجه سال‌ها مداحی سالاری‌ها و تهی شدن مجالس دینی ما از انتقال عمیق و دقیق باورهای دینی به نسل امروز باشد. ما وقتی سنّت و ساختار مجرّب و چند صد سالۀ مجالس مذهبی را که تقریبا ۹۰ درصدِ زمان آن ، البته متناسب با شرایط و اقتضائات عصری ، به کسب معرفت و پرکردن انبان علمی و معرفتی مخاطبین می‌انجامید و تنها ۱۰ درصد آن ذکر مصیبت و ابراز احساسات برآمده از آن معرفت بود را می‌شکنیم و این سنت معقول و منطقی را معکوس می‌کنیم؛ باید توقع چنین وقایعی را هم داشت. یعنی حداقل در دو سه دهه اخیر، مجالس دینی و مذهبی معمولا و اکثرا به شکلی در آمده که جای اصل و فرع عوض شده و عده‌ای آنجا نمی‌روند تا چیزی یاد بگیرند و بشنوند بلکه می‌روند تا دو سه ساعت فقط به سر و سینه خود بزنند.

* البته در این ساختار متأسفانه همان سخنرانی ها و منبرهای در محاق قرار گرفته هم غالباً کم مایه بوده و کمترین نقش تفکّر برانگیز را برای مخاطب ندارند و در واقع اگر چه اسمش منبر است، ولی منبری هم معمولاً همان کار مداح را انجام می‌دهد و با تحریک احساسات و قصه گویی و داستان سرایی و تعریف خواب، بر حالت تخدیری مخاطبان می‌افزاید و به جای آن که عقل و معرفت و اندیشه آنها را فعال کند، شور و هیجان بدون پشتوانه یا کم پشتوانه‌ای را می‌آفریند؛ و لذا به نوعی اعتیاد آنها به چنین مجالسی را دامن می‌زند.

* در این سال‌ها ببینید، فارغ از نمونه‌های در اقلیتِ مجالس مفید و پر محتوا، چه بسیار مجالسی را به خاطر دارید که اتفاقا از تریبون‌های رسمی و فراگیر مثل صدا و سیما هم پخش می‌شود و برخی که شاید در عمرشان مثلاً ۲۰ روز کامل مرحوم آیت‌الله بهجت را ندیده و یا با آیت‌الله بهاءالدینی نگذرانده اند، اما بسا به اندازه بیست سال در هر منبری از ایشان خاطره و خواب و حکایت عرفانی و شهودی نقل می‌کند! وعمدتا هم کمترین معرفت برنگیزی را بدنبال ندارند.

انتهای پیام

اشتراک گذاری

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *