به سوریان گفتم «تو می توانی آلکساندر کارولین کشتی فرنگی ایران باشی و تعداد مدالهای طلایت را به عدد دورقمی برسانی».
به گزارش انصاف نیوز، «علی نظری»، نماینده ی اسبق مجلس و سردبیر هفته نامه ی پایتخت کهن در یادداشتی نوشت:
آخرین بار در خانه ی کشتی و در مراسم تشیع مرحوم رفوگر در زمستان ۹۴ بود که ملاقاتی با هم داشتیم.
بعداز مراسم، سراغ سوریان رفتم.
با مزاح گفتم: «آلکساندر حمید باید در کشتی بمانی تا به رکورد افسانه ای کارولین روسی برسی».
لبخندی زد و گفت آقا ۱۱ مدال طلا خیلی سخته…
گفتم بله ولی حمید ما می تواند.
از سوریان پرسیدم، سخت ترین روز زندگی قهرمانی ات شکست در المپیک ۲۰۰۸ بود که نا باورانه حذف شدی؟
حمید لبخند تلخی زد گفت: آن روز تلخ را در المپیک لندن جبران کردم.
با کنجکاوی پرسیدم، کدام روز سخت ترین و تلخ ترین روز زندگی قهرمانی ات، بود.
مکث کوتاهی کرد و آهی کشید با بغض گفت: روزی که به زور منو مجبور کردند تا مدالهای طلایم که حاصل زحمات طاقت فرسای چند ساله ام بود را به احمدی نژاد تقدیم کردم!
حمید هنوز هم در درون خویش احساس غبن و زیان دارد. با درد مندی گفت: «هنوز با خودم فکر می کنم، آن مرد مرا قربانی جاه طلبی خویش کرد! مدتها طول کشید تا سنگینی نگاههای مردم، من را رها کند. چقدر سخت است تاوان تنفر مردم از فردی را من پرداخت کنم!»
ما هم اعتقاد داریم آن مرد ویرانگر کلاهی گشاد بر سر استثنایی ترین قهرمان ورزش ما گذاشت!
همان اهدای مدال تحمیلی به رییس جمهور وقت باعث شد، مرد ۸ مداله ی کشتی ما از چشم بخشی از اقشار مردم بیفتد!
حمید سوریان فقط یک راه برای پاک کردن آن خاطره ی کذایی از اذهان مردم انتخاب کرده بود؛ افزایش تعداد مدال هایش در مسابقات جهانی به عدد دو رقمی، استراتژی این پهلوان پر افتخار بود.
سوریان برای رسیدن به مطلوب، مقصد المپیک را انتخاب کرد. اما در ریو نتوانست به خواسته اش دست یابد.
روز دوشنبه ۲۵ مرداد در مصاف با حریف قزاقستانی ضربه فنی شد. میلیونها ایرانی برای غروب غمناک پهلوان حمید سوریان اشک ریختند.
حمید آتشفشان غیرت و تعصب است چنین شکستی هرگز نمی تواتد از ابهت وی در افکار عمومی بکاهد.
همه می دانند او مافوق ظرفیت خویش عمل کرد.
طی ۹ ماه چندین کیلو وزن کم کرد و در ۳ مسابقه ی گزینشی المپیک شرکت کرد تا توانست جواز حضور در المپیک ریو ۲۰۱۶ را کسب کند.
او در این رقابتها مانند تختی که در تولیدو دستش از مدال کوتاه ماند، اشکهایش، اشک ایرانی ها را در آورد.
سوریان در المپیک هرچه داشت عرضه کرد. به قول معروف چیزی کم نگذاشت.
آن لحظه ی غمناک که در پایان کشتی روی تشک بهت زده دراز کشیده بود و به سقف سالن می نگریست، تاریخی ترین صحنه ی حضور المپین استثنایی ما در ۲۰۱۶ بود.
اگرچه در روی تشک نتیجه را وا گذار کرد اما به خاطر تلاش جانانه در قلوب ایرانیان جا گرفت.
پهلوان سوریان نتوانست با مدال دنیای قهرمانی را ترک گوید اما با نمایش رشادت و دلاوری که همان جنگیدن تا آخرین نفس است، به نماد عزت مندی و پهلوانی تبدیل شد.
اینجا باید تاسف خویش را از عدم همراهی افکار عمومی آن طور که شایسته ی پرافتخارترین قهرمان ایران در تمام ادوار مسابقات جهانی را اعلام کنم.
شاید تا ۵۰ سال آینده هیچ قهرمانی دیگر قادر به رکورد شکنی سوریان نباشد!
اما هنوز هم می توان آثار زخم های احمدی نژاد را بر پیکر این قهرمان ارزنده و بزرگ دید.
احمدی نژاد که از عدم اقبال مردم رنج می برد در یک برنامه ی تصنعی متنی به سوریان داده شد تا در شوی تلویزیونی بزرگترین ورزشکار تاریخ ایران را خرجش کنند!
شاید اگر این واقعه اتفاق نمی افتاد، الان سوریان در اوج قله ی محبوبیت بود. اما صد حیف که سایه ی شوم تنفر احمدی نژاد دامن حمید سوریان را گرفت!
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید