به گزارش انصاف نیوز، «رضا بابایی»، پژوهشگر فرهنگی در یادداشتی تلگرامی نوشت:
امروز مقالهای را میخواندم که میخواست ثابت کند دکتر سروش، هیچ اعتقادی به اسلام و ادیان و پیامبران ندارد. مقاله، ظاهر علمی داشت و پر از نقل قول و داوری. نویسنده در ابتدای مقاله گفته بود که عبدالکریم سروش، نه تنها اعتقادی به اسلام و تشیع ندارد، بلکه میکوشد اسلام را ضعیف کند و جوانان را از دین برگرداند.
نویسندۀ این مقاله، از دوستان سابق من است. در دوران جوانی مدتی با ایشان حشر و نشر داشتم. اگرچه به دلیل سمتها و جایگاهی که اکنون یافته است، بعید است که روزی او را در کوچه و خیابان ببینم، ولی قصد دارم اگر روزی او را در جایی دیدم به او بگویم:
دوست عزیزم، اگر کسی گفت من مسلمانم و عالیترین تجربههای معنوی را در نزد پیامبران و علی(ع) میدانم، شما چرا اصرار دارید که ثابت کنید او مسلمان یا شیعه نیست؟ شما گمان میکنید که اگر ثابت کنید سروش، از اسلام برگشته است، دوستداران او، او را رها میکنند و سراغ شما میآیند؟ نه برادر.
بیشتر کسانی که به سروش و مانند او دخیل بستهاند، در پی یافتن دستاویزی برای ادامۀ دینداریاند؛ چون به جایی رسیده بودند که دینداری به شیوۀ سنتی برای آنان ممکن نبود؛ اما چون نمیتوانستند از دین، دل بکَنند، پیش خود گفتند که این گزینه را هم میآزماییم.
اگر روشنفکری دینی نبود، بسیاری از آنان از دین عبور میکردند و به راهی میرفتند که قطعا آن راه، به شما ختم نمیشد. گمان نکنید که اگر ثابت کنید سروش، بد است، مخاطبان او توبه میکنند و به دامان شما بازمیگردند. نخیر! گزینۀ بعد برای اکثر آنان، بیدینی و بلکه دینستیزی است.
من اگر جای شما بودم و درد دین داشتم، سعی میکردم به هزار دلیل ثابت کنم که سروش و مانند او از دایرۀ مسلمانی بیرون نرفتهاند و کسانی که گرد ایشان را گرفتهاند، دلدادۀ اسلام و مسلمانیاند. مگر اینکه عقیده داشته باشید که بیدینی بهتر از دینورزی روشنفکرانه است. البته اگر چنین عقیدهای داشته باشید، من شما را سرزنش نمیکنم. چون بالاخره این دیگ باید برای شما بجوشد و اگر نجوشد، لابد در آن کلۀ سگ میجوشد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید