آسیه توحیدنژاد، انصاف نیوز: گزارشی که بخش نخست آن را خواهید خواند شرح گفتوگوییست که میان چند «آرمی» بی تی اس و یک «هیتر» در دفتر انصاف نیوز شکل گرفت. علیرغم تلاشهایی که انجام شد بسیاری هوادارانِ خصوصا متعصبتر بی تی اس و نیز «فن بویها» حاضر نبودند به صورت رسمی در دفتر انصاف نیوز حاضر شوند و گفتوگو کنند.
جمع مهمانان «آرمی» ما نهایتا به زینب ۲۶ ساله، دانشجوی رشتهی آواز، مهتاب ۱۶ساله، دانشآموز رشته علوم انسانی، گیتا ۱۶ ساله، دانشآموز رشته علوم انسانی و آگرین ۱۰ ساله و دانشآموز چهارم دبستان رسید. «هیتر» مقابل این جمع هم دکتر احسان شاهقاسمی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه تهران بود.
گاها دست به سینه نشستن و گارد بسته مهمانان نسبت به حرفهای طرف مقابل، نگاههای تصدیقگر و لبخند بچهها به یکدیگر، حالت اضطراب پنهان در لبخندها و حرکات شاهقاسمی، عصبانی شدن بچهها، همه و همه حس نبرد میان دو طرف بحث را حتی پیش از شروع از گفتوگو تداعی میکرد.
تصمیم تحریریهی انصاف نیوز بر این شد که درست مانند بحثهای فضای مجازی گفتوگوی میان احسان شاهقاسمی در جایگاه یک هیتر و طرفداران بیتیاس در جایگاه آرمی بیواسطه و بدون دخالت خبرنگار صورت بگیرد. خبرنگار تنها در بخش پایانی برای جمعبندی و پایان بحث ورود کرد.
زینب قبل از شروع بحث خیلی اظهار خشنودی کرد ازینکه چنین فرصتی فراهم شده تا آرمیها به طور مستقیم با آقای شاهقاسمی صحبت کنند. او همچنین از انصاف نیوز تشکر کرد که برای آرمیها ارزش قائل بوده و به آنها تریبون داده است.
آقای شاهقاسمی نقطهی آغازگر بحث اصلی بود و از معرفی خود و ارتباطش به این بحث شروع کرد. این استاد گروه علوم ارتباطات دانشگاه چند سالی هست که به شکل اختصاصی در حوزه شهرت مطالعه و تحقیق میکند. او درس جدیدی تحت عنوان مطالعات شهرت و هواداران را هم در وزارت علوم ثبت کرده است.
احسان شاهقاسمی، هیتر : دختران ما روزانه ۷، ۸ساعت برای این گروهها بردگی میکنند|زینب، آرمی : شما به ما توهین میکنید
احسان شاهقاسمی میگفت اشکال اینجاست که در کشور ما هرچند وقت یک بار همه با اتفاقاتی مانند استقبال از رونالدو یا تشییع جنازهی مرتضی پاشایی شگفتزده میشوند درحالیکه علوم اجتماعی باید بتواند پیشبینی کند و راهحل ارائه دهد.
این استاد دانشگاه از انگیزهی خود برای شرکت در چنین جلسهای هم گفت: BTS مسئلهی بسیار مهمیست؛ بخش بزرگی از دانشآموزان دختر ما را درگیر کرده است. این یک فریب بزرگ است. در کتابم در این مورد توضیح دادهام که چرا سلبریتیها فقط دروغ میگویند. سلبریتی منظور افرادیست که زندگی خصوصیشان از دستآوردهایشان برجستهتر است.
از طرفی زنها هستند که پایههای تمدن را میسازند و جامعهای که چند میلیون دختر دانشآموزش درگیر BTS است و روزانه ۷، ۸ ساعت برای این گروهها بردگی میکند چه آیندهای در انتظار اوست؟!
در مصاحبهی معروفی که داشتم به دو دلیل فحش خورده بودم؛ یکی اینکه گفته بودم طبق پرسوجوهایی که با متخصصین داشتهام موسیقی اینها ارزش موسیقایی ندارد؛ دیگری اینکه اینها معلوم نیست زن هستند یا مرد و معلوم هم نیست که کودکند یا بزرگسال. این چیزیست که خود BTS برایش تلاش کرده است و نمیدانم چرا بابت آن مورد حمله قرار گرفتم.
متاسفانه در غفلت آن مسئولانی که میخواهند کاخ سفید را حسینیه کنند BTS توانسته کشور را فتح کند. در سالهای آینده نتایج این شرایط را خواهیم دید.
شاهقاسمی همچنین از برخی دانشجویانش گفت که آنها هم آرمی بودهاند و حالا به گذشتهی خود میخندند. به نظر او آرمیهای دیگر هم به چنین سرنوشتی دچار خواهند شد اما این دورهی زمانی از عمر آرمیها دورهی بسیار مهمیست که «باید آیندهشان را بسازند تا برده نباشند» و از دست دادن غیرقابل جبران این دوره به بهای پولدارتر شدن BTS خواهد بود.
اولین پاسخ به نظرات شاهقاسمی را زینب داد: من اولین نقدم به حرفهای شما راجع به کلمهی «بردگی» است. اول جلسه شما به ما گفتید «دخترهای عزیزم» و حالا دارید به همانها توهین میکنید.
آرمی: اشکالی ندارد که این موسیقی با نمایش همراه است؛ موسیقی بردگی تئاتر و رقص را میکند
زینب پس از این نقد گفت که خودش دانشجوی رشتهی موسیقی و آواز است و اساتید به نام و معروفی هم دارد که برای حرفهایش به آنها استناد میکرد.
این دانشجوی رشته آواز در مقدمهی توضیحاتش به سه نظریه زیباشناسی راجع به موسیقی اشاره کرد؛ اینکه موسیقی زبان احساسات است؛ موسیقی نماد احساسات است و ذاتش هم صدا و حرکت است و باتوجه به این توضیح میگفت که اتفاقا «KPOP» در مسیر درستی قرار گرفته به این ترتیب که موسیقی همواره در خدمت رقص و تئاتر بوده است. او با بیمیلی نسبت به چنین تعبیر میگفت موسیقی کاملا بردگی تئاتر و رقص را میکند و چنین نتیجهگیری میکرد: پس هیچ اشکالی ندارد که این نوع موسیقی بیشتر با نمایش همراه باشد.
در ادامهی حرفهایش چنین گفت که این اتفاقا نقطهی ضعف هنرمندان داخلی و موسیقی کشور ماست که در این عرصه پذیرای هیچ ریسکی نیستند و چنین تکامل بصریای در موسیقی داخلی وجود ندارد پس طبیعیست که اگر کشور دیگری این مسیر را درست طی کرده به آن علاقهمند شویم.
طبیعیست که معیارهای زیبایی مردانه در فرهنگ کشور دیگر با معیارهای ما یکی نباشد
زینب از نقد دیگری گفت که هیترها به این گروههای کرهای وارد میکنند و آن این بود که «اینا چرا موهاشون رو رنگ میکنن؟! اینا چرا میکآپ (آرایش) میکنن؟!» پاسخش این بود که در پشت صحنهی تمام کنسرت و نمایشهای داخلی هم هنرمندان خودمان آرایش میشوند. زینب پاسخش را اینطور ادامه داد: «کشور ما الگوی رفتاریای دارد که میگوید مرد هرچقدر ریش و پشم بیشتری داشته باشد جذابتر است. این طبیعیه که در کشور دیگری این معیار نباشه و تمیزی و به خود رسیدن براشون مهم باشه. پس این مسئله که اینها چرا صورتشان مو ندارد؟! مگه اینها مرد نیستن؟! ما به اندازهی کافی ریش و تهریش اعضای bts را هم دیدهایم.»
زینب به مسئلهی سربازی خوانندگان این گروهها هم اشاره کرد: «بلانسبت آقایون حاضر در جمع اکثر پسرهای ایرانی الان از زیر بار سربازی فرار میکنن ولی کشور کرهی جنوبی اومد گفت ما استثنائی به اسم آرتیست و بیتیاس و اینها نداریم.» او قیاس هنرمندان کره و ایران را در این زمینه قابل تامل میدید.
این دانشجوی موسیقی در بخش دیگری از حرفهایش به اهمیت آزادی در هنر پرداخت. به گفتهی او ابتداییترین تعاریف از هنر بر آزاد بودن آن به عنوان یک کنش تاکید دارند و اگر این آزادی را از آن سلب کنید حکم مرگ آن را دادهاید.
فرهنگ کرهای اصلا ربطی به رفتار بی تی اس و گروههای مشابه ندارد
آقای شاهقاسمی در پاسخ به حرفهای زینب به یکی از کلماتش اشاره کرد و آن هم فرهنگ کرهای بود. او تاکید داشت که اصلا این نوع ظاهر و آرایش و این قسم رفتارهای گروههای رقص و موسیقی کرهای از جمله بیتیاس در فرهنگ مردم کره جایگاهی ندارد: من تا به حال مرد کرهای ندیدم که آرایش کرده باشد.
شاهقاسمی: بی تی اس وجوه دینی دارد
این استاد دانشگاه در مورد موضوع دیگری نیز صحبت کرد و آن هم وجه دینی گروه bts بود. طبق گفتههای آقای شاهقاسمی مسائلی نظیر gender ambiovalence (دوسوگرایی جنسی) که bts آن را تبلیغ میکند در نظریههای الهیاتی دیگر مانند مسیحیت نیز وجود دارد.
همایون شجریان میتواند بی تی اس بخواند اما بی تی اس نمیتواند همایون بخواند| زینب، دانشجوی موسیقی: قیاستان از اساس اشتباه است
شاهقاسمی میگفت مشکل اینجاست که طرفداران bts از گزارههای کلی استفاده میکنند و اینطور ادامه داد که همایون شجریان میتواند bts بخواند ولی bts نمیتواند مانند همایون شجریان بخواند. او این امر را نشان برتری فرزند محمدرضا شجریان بر bts و موسیقیاش میدانست.
زینب میگفت این قیاس از اساس اشتباه است. علاوه بر این بخشی از موسیقی از موسیقی بسته به یادگیریست؛ ممکن است اعضای گروه bts هم بتواند مانند شجریان بخواند و بخش دیگر بسته به شکل حنجرهی افراد دارد. زینب مثالی در این مورد آورد: من به صورت تخصصی اپرا کار میکنم. دوستانی در دانشگاه دارم که موسیقی سنتی کار میکنند و بسیار خوشصدا هستند ولی به هیجوجه در زمینهی اپرا موفقیتی کسب نخواهند کرد.
شاه قاسمی: الآن شما میتوانید bts بخوانید؟
زینب: بله!
شاهقاسمی مکثی کرد و اینطور پاسخ داد که توضیحات زینب به نگرشهای فلسفی هنر برمیگردد و چنین نگرشهایی را شما نه میتوانید اثبات کنید و نه میتوانید رد کنید. او با کنار گذاشتن چنین نگرشی دوباره بر همان مثالش در مورد توانستن و نتوانستن تاکید کرد که bts برای اپرا خواندن تمرین میخواهد اما زینب خیر.
هیتر: هر یک دلار درآمد بی تی اس از جیب آرمی ها تامین میشود
این استاد دانشگاه بر این امر تاکید داشت که bts و طرفداری از او یا سایر سلبریتیها مانند یک کوه یخ میماند که ما فقط نوک آن را میبینیم و هیچ سلبریتیای هم با تلاش خود به جایی نرسیده که مشهور شود. منظور اصلی شاهقاسمی این بود که این خوانندگان و افراد مشهور خدمتگزار سیاستها و مقاصد شرکتهای حامی مالیشان هستند. او میگفت با توجه به مسیر نامعقول و غیرمنطقیای که سلبریتیها برای رشد کردن طی میکنند اتفاقا صنعت پرورش سلبریتیها سرکوبکنندهی استعداد آدمهاست. آقای قاسمی میگفت پشت این افراد یک صنعت سرگرمی چند میلیارد دلاریست و هر یک دلار درآمد این شرکتها از جیب همان آرمیها تامین میشود.
نگین که خود دانشآموز رشتهی انسانیست وارد بحث شد: شما باید کسانی را با کسانی مقایسه کنید که در یک رده هستند. شما باید یک خواننده در سبک پاپ را با یک خواننده در همان سبک مقایسه کنید. شاید همایون شجریان هم نتواند یک روزی مثل bts بخواند. این دو ربطی به یکدیگر ندارند.
آقای شاهقاسمی میگوید من چنین قیاسی انجام ندادهام ولی دور از این فضا توانستن همایون شجریان و نتوانستن bts برای او معیار خوبیست.
این استاد دانشگاه به استدلالهایی که آرمی ها پیش از این برای او آوردهاند اشاره میکند مثل اینکه بزرگترین بویبند جهان به کاخ سفید رفته و توانسته کشورش را معرفی کند یا توانستهاند گرسنگی بکشند و میگوید هیچکدام اینها ربطی به توان و استعداد موسیقایی آنها ندارد.
کافر و مسلمان داعش همان هیتر و آرمی بی تی اس است
او اضافه کرد که مسئلهی او اصلا موسیقی نیست و طبیعیست که نوجوانان به موسیقی علاقهمند باشند فرقی ندارد که چه خواننده یا گروهی باشد؛ مسئله آنجا پدید میآید که بیتیاس از حامیانش میخواهد که آن را بپرستند و در این زمینه شبیه به داعش است. شاهقاسمی این تشبیهش را اینطور توضیح داد که که در نظر داعش جهان دو گروه است یا کافر و یا مسلمان. اگر مسلمان باشید برای انجام هر کاری مخیرید و اگر کافر باشید هر اقدام غیراخلاقیای علیه شما مجاز است. در نظر بی تی اس هم مردم دو گروهند یا آرمی هستند و یا هیتر؛ هر اقدام غیراخلاقیای علیه هیترها مجاز است. او رفتار طرفداران بی تی اس با خودش را برای این توضیحش مثال آورد.
آنچه بی تی اس ارائه میکند متعلق به هیچ جا نیست
چهرهی مهمانان دیگر با این قیاس بی تی اس و داعش تغییر کرد و قدری هم شوکهشان کرده بود. گیتا بر حرفهای مهتاب تاکید داشت و گفت: همانطور که گفتیم هیچ دین و زبانی نمیتواند تشخیص دهد که کدام سبک موسیقی از دیگری بهتر است یا کدام خوانندهی هیپهاپ از کدام خوانندهی کلاسیک بهتر است. ما باید کسانی را با هم مقایسه کنیم که در یک سطح قرار دارند. من چطور میتوانم از کسی که هیچ آشناییای با موسیقی سنتی ندارد بخواهم مانند خوانندههای سنتی بخواند؟!
آقای شاهقاسمی میگفت تجربهای نزدیک به آنچه گیتا میگوید دارد. او برای تعدادی از دوستان خارجیاش شجریان پخش کرده و متوجه شده آنها هیچ علاقهای نشان نمیدهند. او این توضیح را داد که بگوید سلایق ما بسته به پرورش ذهن ماست. فرهنگ و هنر ایرانی قدمتی چند هزار ساله دارد ولی آنچه بی تی اس به طرفدارانش ارائه میکند متعلق به هیچ جا نیست.
یکی از وجوه دینی بی تی اس تعریف مناسک برای آرمیهاست
او باز هم بر حرفی که گفته بود تاکید کرد: مشکل من پرستیدن BTS است و اینکه بی تی اس بچهها را با میل و رغبت به بردگی گرفته است. به من میگویند پس بیاییم تو را بپرستیم؟! اصلا تو چرا باید کسی را بپرستی؟! تو یکبار زندگی میکنی و محور خودت هستی.
استاد علوم ارتباطات در مورد وجوه دینی بی تی اس اضافه کرد: یکی از وجوه دینی بی تی اس این است که مناسک برای شما تعریف شده است یعنی باید کاری را به صورت گروهی انجام دهید. به کفار به صورت دستهجمعی حمله کنید. فیلم از یک روحانی دیدم که میگفت شما حق دارید تهمت دروغ به کافر بزنید. هرگونه اتهامی به من زدهاند و برایم دور از انتظار نبود.
واژهی بردگی باز هم باعث تغیر مهمانان ما شد.
نوجوان آرمی : بی تی اس برای ما محل تخلیهی هیجان است
موسیقی آسیای شرقی هیجان دارد و به فرهنگ ما هم نزدیک است
مهتاب اینطور پاسخ داد: شما گفتید بی تی اس به اصطلاح خودتان دختران ما را به بردگی گرفته است. ما تنها کشوری نیستیم که جمعیت آرمیهای آن زیاد است در کشورهای دیگر هم بسیار هستند اما آنها میآیند در کنار گروههای کرهای به موسیقی خودشان هم گوش میدهند. آنها در کشور خودشان در سنین نوجوانی تفریحات و آزادیهایی دارند که میتوانند هیجان سرکوب شدهشان را تخلیه کنند. من تا کی باید سرم را در این کتابها کنم و هیجانی که باید در جایی تخلیه شود را سرکوب کنم؟! این امکان دارد عواقب جبرانناپذیری داشته باشد.
و حرفهایش را اینطور ادامه داد: پس من میآیم دنبال چیزی میگردم که به من نزدیکتر است. آسیای شرقی کم و بیش از لحاظ فرهنگی به ما نزدیکترند. از طرفی در سبک موسیقیشان هم آن هیجان و رقص و ریتم شاد را دارند که من نمیتوانم در موسیقی کشور خودم پیدا کنم. من از این طریق میتوانم هیجانم را تخلیه کنم.
آرمی : چیزی در ایران وجود ندارد که هیجانمان را تخلیه کنیم
شاه قاسمی: به من چه؟!
شما میگویید ما داریم به سمتی کشیده میشویم که بردگی کنیم بنابراین باید چیزی اینطرف وجود داشته باشد که ما را باز دارد و بشود آزادانه هیجانمان را از آن طریق تخلیه کنیم وقتی نیست…
شاهقاسمی: خب به من چه؟! من فقط یک معلم و پژوهشگر هستم نمیتوانم که برای بچهها تفریحات و سرگرمی درست کنم. غیر از این به من میگویند که اول برو فلان مشکلات را حل کن بعد بیا به این گیر بده! مگر من چه کارهام؟! درست میگویید اما من کارهای نیستم.
او گفت که طرفداری مردم سایر نقاط جهان از سلبریتیها هم اشتباه است و همهگیر بودن این امر دلیل بر درستی آن نیست. شاهقاسمی مثال نقض این را کیم کارداشیان میدانست آدمی که هیچ استعدادی ندارد ولی چند میلیون نفر فالوئر دارد.
شاهقاسمی: انسان اصلا نیازی به تفریح ندارد
شما دنبال چیزی بیرون از خود هستید
در مورد لازمهی تخلیهی هیجان در نظر نوجوانان حاضر در جلسه هم گفت که شما دنبال چیزی بیرون از خود هستید و این اشتباه شماست همانطور که هیچ روان درمانگری نمیتواند کاری برای کسی کند تا درمانجو نخواهد.
آقای شاهقاسمی بعد از این توضیحات حرف عجیبی زد و در مقدمهاش با خنده و شوخی از مهمانان ما خواست که او را فحش ندهند: انسان اصلا نیاز به تفریح ندارد. اینها دورهی مدرن درست شده است. در دوران پیشامدرن یکی عشق نبود. آنها وقتشان را صرف تفریح نمیکردند اگر بیکار بودند دور هم بازیهای دسته جمعی میکردند.
به باور او ما وقتی در کارمان به حد کافی موفق نیستیم سراغ چیزهایی بیرون از خودمان میرویم و ناراحتی و استرس حاصل از این شرایط را هیچ چیز دیگری جبران نمیکند.
شاهقاسمی: بی تی اس خود را نظرکرده و قدیسی نشان میدهد با نیازهای یک آدم معمولی
در مثال دیگری خوانندهی محبوب آلمانی بیست سال پیش، الکس، را نام میبرد و میگوید که اصلا معلوم نبود این شخص چرا معروف شده است؟! زینب نام سبک خاص هنری این خواننده را میدانست. شاهقاسمی میگفت فرقی ندارد؛ هرچه باشد هنر نیست و حرفش را اینطور ادامه داد: مسئله این است که در جهان امروز نسل نوجوان به دلایل مختلف از دینهای رسمی کنده شده و آنها را خرافه میداند اما نیازش به دین برطرف نشده است. طراحان بی تی اس این را خوب فهمیدهاند. ایدهای برای تولید دارند به نام خدایان سکسی با این توضیح که خود را طوری نشان میدهند که انگار نظر کرده، برتر یا قدیس هستند و همزمان آدمهای معمولیای هستند که نیازهای عادی آنها را دارند و رفتارهایشان هم مانند آنهاست. قدیسها هیچوقت در طول تاریخ چنین نبودهاند که مثلا به فکر خوشپوشی باشند.
تقاطع این دو وجه را در این گروهها ساختهاند. اینها همان کاری را میکنند که پشت صحنه به آنها گفتهاند.
آرمی :اگر بی تی اس مرا به مسیر درستی هدایت کرده چرا قدردانش نباشم؟!
زینب: در بخشی از حرفهایتان گفتید که تفریح شما پژوهش کردن است پس مخالف تفریح نیستید. تفریح لازمهی روح و روان انسان است. برای من هم درس خواندن و عشق ورزیدن به موسیقی تفریح است و باعث خوشحالی برای من میشود. اگر بی تی اس مرا در مسیر درستی قرار دهد خب چرا طرفدار آن نباشم؟! من به عنوان کسی که از یک خانوادهی فوقالعاده مذهبی میآید و خودم هم عقاید دینی بالایی دارم… به تار موهای بیرونم نگاه نکنید (میخندد)… من بخاطر ترس از محیط کشورم و حرف مردم در دبیرستان رشته موسیقی را انتخاب نکردم و بعد از مدتی فکر کردم اگر مینییونگی (یک خوانندهی کرهای) با سختی توانست به جایی در موسیقی برسد چرا من نتوانم؟! کمااینکه تا به حال هم در چند گروه معروف عضو شدهام و اجرا در پیش دارم و… این اصلا به ذهنم هم خطور نمیکرد که به عنوان یک زن خواننده در ایران فعالیت کنم. اگر بی تی اس مرا به مسیر درستی راهنمایی کرده چرا نباید قدردانش باشم؟!
دانشجوی موسیقی: همایون شجریان به هیچوجه نمیتواند بی تی اس بخواند
زینب میگفت بی تی اس و داعش دو موضوع کاملا به هم بیربط است و برایش سوال بود که آقای شاه قاسمی چطور این دو را به یکدیگر مربوط میکند. او همچنین با توجه به شناخت و رشته تحصیلیاش میگفت همایون شجریان به هیچ وجه نمیتواند مانند بی تی اس بخواند چون ظرفیتهای حنجرهی اشخاص متفاوت است همانطور که همایون نمیتواند مانند محمدرضا شجریان باشد. زینب این قیاس شاهقاسمی هم بیربط میدانست.
آقای شاهقاسمی فتح باب جدیدی کرد. او میگفت تمام افراد با استعدادی که در یک حوزه تلاش میکنند امکان موفق شدن ندارند و همین امر موفق شدن آن عدهی قلیل را مشکوک میکند. به گفتهی او این صنعت یک رقابت بسیار ناعادلانه و غیراخلاقیست.
افسانهی گرسنگی و سختی کشیدن بی تی اس را ساختهاند برای اینکه وجههی قدیس به آنها بدهند
بعد اینطور ادامه داد: بی تی اس چه سختیای کشیده است؟! اینها افسانه است؛ برای ما درست کردهاند که به آنها وجههی قدیس بدهند. این را از مسیحیت گرفتهاند. میگویند اینها گرسنگی کشیدهاند! در کرهی جنوبی شما در خیابان هم بیفتید باز هم گرسنه نخواهید ماند. اصلا قیافهی اینها به آدمهای سختیکشیده نمیماند!
یا میگویند تحت عنوان بی تی اس ۱۵ میلیون برای بیماران خاص جمع کردهایم. سوال من این است که بی تی اس چقدر آن را تامین کرده است؟! در مقالهی پورنوگرافی فقرم توضیح دادهام که سلبریتیها چطور با کار خیر هم برند خود را تقویت میکنند.
به این بچهها میگویم بی تی اس به شما چه داده است؟ میگویند به ما عشق میورزد. بله، شما صدها میلیون دلار در جیب او پول گذاشتهاید او هم روی صحنه به شما قلب نشان میدهد.
آگرین، آرمی ده ساله: امکان ندارد گروهی که من اینقدر دوستش دارم و من را به سمت خوبی هدایت کرده گروه بدی باشد
گفتگو به سمت آگرین آمد. کم سنترین مهمان این جلسه کلاس چهارم و ده ساله بود. روی آستین لباسش هم نوشته بود bts. او از ۶سالگی میتوانسته بخواند؛ تبلت داشته است و هوادار جدی بی تی اس است. قبل از ادامهی سوالات شاه قاسمی میگوید: من حرف مهمی دارم. و اینطور ادامه میدهد: من تقریبا با تمام حرفهایتان مخالف بودم چونکه بی تی اس برای کاراش واقعا سختی کشیده و خانوادهای بودن که پول زیادی نداشتن.
شاه قاسمی: از کجا میدونی؟
آگرین: چونکه خودشون گفتن و امکان نداره گروهی که من اینقد دوستشون دارم و من رو به سمت خوبی هدایت کرده گروه بدی باشه و فقط دنبال پول باشه. اینها گروهی بودن که واقعا تلاش کردهان برای کارشون. امکان نداره گروه بدی باشن.
شاه قاسمی: تو از کجا میدونی؟
آگرین با حالت گله از سوال تکراری میگوید: گفتم که خودشون گفتن!
شاه قاسمی: منم بهت میگم من داییاتم!
آگرین: خب شاید باور کنم و شاید نکنم ولی…
شاه قاسمی: ممکنه باور کنی؟! نباید باور کنی. ممکنه من با هدفی به تو دروغ گفته باشم.
زینب از آن سمت میز از آقای شاهقاسمی پرسید: شما از کجا میدانید که سختی نکشیدهاند؟
شاهقاسمی در پاسخ گفت که اصلا شغل او این است و به مطالعات میانمتنی و این حوزه اشاره کرد.
آرمی :متنی که برای موسیقی بیتیاس نوشته شده از یک احساس یا تجربه نشات گرفته|احساس میکنم کسی آن سمت دنیا من را میشناسد و درک میکند
گیتا حرفش را از جای دیگری شروع کرد و گفت: شما گفتید که ما بی تی اس را میپرستیم من به عنوان دختری که آرمی هستم تا به حال چنین کاری نکردهام. من موسیقی اینها را دوست دارم چون به من آرامش و شادی میدهد؛ چون متنی که برای این موسیقی نوشته شده از یک احساس یا تجربه نشات گرفته. هرکسی نمیتواند احساساتش را به نوت موسیقی تبدیل کند. هرکسی نمیداند از چه تکنیکی استفاده کند برای تولید موسیقی تا من احساس کنم درک شدهام و حس کنم کسی آن سمت دنیا من را میشناسد و درک میکند. حس میکنم کسانی آن سوی دنیا هستند که میتوانند بفهمند احساس افسردگی چگونه است نه کسی که هیچگاه چنین حسی نداشته و هیچ درکی هم از من ندارد بنشیند بگوید گروهی را میپرستید.

گیتا خطاب به شاهقاسمی :لطفا من را اینقدر تحلیل نکنید!
احسان شاهقاسمی: اینها همه دلایلیست که شما بی تی اس را میپرستید.
گیتا و بقیه اعتراض کردند که نه اینطور نیست و چطور به چنین استدلالی میتوان رسید.
آقای شاهقاسمی در این میان سعی کرد یادداشتی روی کاغذ به گیتا بدهد.
گیتا حرفش را اینطور ادامه داد که نمونههای مورد مطالعهی شاهقاسمی اشتباه بودهاند و آنها کسانی بودهاند که افراد این گروههای رقص و آواز کرهای را برای خودشان بیش از حد پررنگ کردهاند. گیتا در حال حرف زدن بود: درسته که موسیقیاش جهانی شده و به جایزههای جهانی رسیدهاند که هر کسی نرسیده است اما…
کلامش را قطع کرد و رو به شاهقاسمی که باز هم یادداشتی به او میداد با کلافگی گفت: میشه لطفا اینقدر من رو تحلیل نکنید!
شاهقاسمی گفت این را برای خودم نوشتهام و قبول کرد.
آرمی :نمونههای مطالعهتان را تغییر دهید آقای شاهقاسمی!
گیتا گفت باید نمونههای مطالعهتان را تعییر دهید به کسانی که منطقشان به عنوان یک فرد ۱۶ساله به قدری قوی شده که میتوانند از خود دفاع کنند نه کسانی که حتی نمیدانند افراد را تا چه حد باید دوست داشته باشد. او که دانشآموز رشتهی علوم انسانی هم هست میگفت قبول دارد که نباید از آدمها قدیس بسازد ولی دوست داشتن این افراد هم بی دلیل نیست آنها را دوست دارند چون چیزی از آنها گرفتهاند که حس خوبی بهشان میدهد. در پایان جملاتش تاکید کرد: ما بردگی و پرستش نکردیم.
آرمیها علاوه بر پرستش برای بی تی اس و گروههای کرهای کار هم میکنند
شاهقاسمی در پاسخ میگفت که همین زمانی که شما صرف کردید و صرف نشستن در این جلسه برای متقاعد کردن یک هیتر که خود او باشد یعنی پرستش بی تی اس.
شاهقاسمی مجددا این بخش از نظرش را تکرار کرد که به نظر او این بچههایی که آرمی گروههای کرهای هستند علاوه بر پرستش ناخواسته یا خواسته برای آنها کار میکنند و موجب ثروت چند میلیون دلاری آنها هستنند.
او در ادامه از این بیان آرمیها گفت که بی تی اس آنها را از خودکشی نجات داده است: چنین حرفی جنایت است علیه بچههای ما. مگر خودکشی به این سادگیست که به کسی بگویند خودت را دوست داشته باش و از خودکشی منصرف شود؟! خیر، اینطور نیست. البته آن وجههی دینی طرفداریشان که به آنها میگوید گروهی به شاهقاسمی و امثالهم حمله کنید بهشان امید هم میدهد.
انتهای پیام






دیدگاهتان را بنویسید