حجت الاسلام احمد حیدری در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
از سیاستمداران “گفتگومحور” که برای دومین بار به حبس گرفتار شده و جامعه از گفتگوهای واقعا ارزنده، روشنی بخش و امیدزای او محروم گشته، سید مصطفی تاجزاده است. گر چه نهادهای قدرت سعی دارند او و امثال او را «بازنشستانده» کرده و به سکوت و انزوا وادارند؛ ولی او مجاهدانه ایستاده و از کمترین امکان برای رساندن پیام روشنگرانه استفاده کرده و به وظیفه خود در امر به معروف، نهی از منکر و دعوت به صلاح و سداد قائم است.
جامعه زمانی به صلاح و سداد میرسد که افراد موافق و مخالف، بتوانند آزادانه نظر خود را در تمام زمینهها ابراز کنند و جامعه در کارزار نظریهها، بهترین را شناسایی کرده و عمل کند. این که ابراز رأی را “تحریم” بخوانیم و “غیر اخلاقی” بدانیم، آیا معنایی جز بستن دهانها دارد؟
اولا رأی دادن “حق” است و خود افراد باید بررسی کنند که استیفای این حق به صلاح آنان هست یا نه؟ اگر به صلاح دانست، این حق را استیفا میکند و اگر به صلاح ندانست یا در خدمت ظلم دید، استیفا نمیکند.
ثانیا اگر “تحریم رأی دادن” برای دیگران ناپسند است، “واجب شمردنش” هم ناپسند است.
ثالثا “تحریم یا واجب شمردن رأی دادن” اصلا درست نیست زیرا رأی دادن به خودی خود نه واجب است و نه حرام؛ اگر این رأی دادن سبب تقویت اسلام، نظام اسلامی، تعالی مردم و … باشد، از این باب واجب است و اگر شرکت یا حمایت از ظلم، کمک به تداوم یافتن یک ساختار غلط و به ضرر مصالح مردم و دین و … باشد، حرام است. همچنان که واجب بودن تقویت اسلام را کسی نمیتواند انکار کند، حرام بودن شرکت در ظلم هم، غیر قابل انکار است اما تشخیص این که شرکت در این انتخابات مصداق تقویت اسلام است یا مصداق شرکت در ظلم، کار فقیه بما هو فقیه نیست بلکه کار و وظیفه خود افراد است که با مشورتگیری از علم و آگاهی دیگران، به یک تشخیص برسند و مطابق تشخیص خود رأی بدهند یا ندهند.
مراجع اجتماعی هم اگر مقبولیت داشته باشند، نظرشان تأثیرگذار خواهد بود و به صراحت یا به ایماء و اشاره میتوانند افراد را به رأی دادن سوق دهند یا منصرف کنند و کسی هم نمیتواند مانع تأثیرگذاری آنان گردد.
آقای تاجزاده و همفکران او فعلا رأی دادن را نه تنها مفید نمیدانند بلکه مضرّ به حال مردم هم میدانند. آنان میگویند مردم با شرکت حماسی خود در دوم خرداد ۷۶ خاتمی را به ریاست جمهوری برگزیدند و بعد از ۸ سال در نهایت خاتمی اعلام کرد نهادهای قدرت رئیس جمهور را فقط در حدّ تدارکاتچی میخواهند! تازه این مربوط به ۷۶ بود و بیاختیار و محدود بودن رئیس جمهور به صورت قانونی و … بعد از ۷۶ چنان ستبر شده که وقتی در ۹۲ روحانی را با رأی بالا برگزیدند، او با وجود وعده، نتوانست برجام را نگه دارد یا حصر را خاتمه دهد و … . همین مردم در ۹۴ به “لیست امید” رأی دادند ولی چه نفعی عائدشان شد؟ فرض کنید مردم در این انتخابات شرکت کنند و با وجود قحطی نامزد مردمی، ۳۰ نفر معترض را هم به مجلس بفرستند، وقتی فراکسیون بیش از ۱۳۰ نفره امید نتوانست هیچ کار مثبتی انجام دهد، فراکسیون سی نفره معترضان در مجلس آینده چه کار خواهد کرد؟
دوست عزیز انتخابات دیری است در این کشور مهندسی میشود؛ خیال میکنی فریاد «رأی من کو» که سال ۸۸ بلند شد و …، در دلها و روحها مرده است؟ آیا شرکت مردم میتواند مهندسی انتخابات را تغییر دهد؟ تازه بر فرض تغییر دهد، آیا مجلس حتی مردمی قدرتی بر تغییر مناسبات حاکم بر کشور دارد؟ انتخابات نمایشی و فرمایشی است. شرکت در انتخابات نمایشی و فرمایشی اگر کمک به ظلم هم نباشد[که هست]، حداقل این است که برای مردم فایدهای ندارد و فقط آب ریختن به آسیابی است که در راستای خواست مردم نمیچرخد.
بله شرکت واقعی و همدلانه مردم توطئههای دشمن(که جز دشمنی از او انتظار نیست) را خنثی میکند، ولی دشمن هم با اطلاعات کافی دارد و شرکت همدلانه از غیرهمدلانه را میشناسد. دوستان عزیز؛ ما تا به امروز دلیل قانع کنندهای برای همراهی و شرکت نیافتهایم، اگر میتوانید ما را قانع کنید، بسم لله و گر نه ما را از «لولوی دشمن» نهراسانید. دشمن ما امروز “بیاعتنایی حکومت به مردم و قهر «حکومت» با مردم” است که بالاتر و مهمتر از قهر مردم با حکومت است؛ این بیاعتنایی و بها ندادن به مردم را دوا کنید، تا مشکل حل شود. همراهی واقعی حکومت و مردم دهها مظهر دارد که یکی از آنها انتخابات است. باید این همدلی در همه مظهرهایش ظهور کند تا توطئههای دشمن خنثی گردد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید