«سیدعطاءالله مهاجرانی» وزیر ارشاد دولت خاتمی، در یادداشتی در وبلاگ خود با عنوان «پدیده هزاره سوم»، محمود احمدی نژاد را که برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده، فاقد صلاحیت خواند و بر ضرورت ردصلاحیت او از سوی شورای نگهبان تاکید کرد.
به گزارش انصاف نیوز، متن یادداشت آقای مهاجرانی در پی می آید:
یکم: گونهای ابهام و پیجیدگی در باره شخصیت و هویت و ریشه و تبار خانوادگی و سیاسی احمدینژاد، معجزه هزاره سوم خانم رجبی/الهام وجود دارد. این ابهام بر سرنوشت سیاسی و هویتی او نیز حاکم است. دکتر جلاییپور گوشههایی از این ابهام را بیان کرده است. حجت الاسلام زائری هم به نقل از مرحوم آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی نکات مهمتری را توضیح داده است.
دوم: این که احمدینژاد یکباره مثل قارچ میروید و هشت سال موجب انهدام اخلاق و ایمان و سیاست و اقتصاد و فرهنگ میشود، مدیریتی غریب از خود بروز میدهد، وزیر خارجهاش را در سفر عزل میکند و استاندارش را در حضور جمع تهدید میکند که او را از لولهی فاضل آباد رد خواهد کرد و راست در چشم مرجع تقلید حکیمی نگاه میکند و از هاله نور سخن میگوید و تاکید میکند که: اغراق نمیکند! و از دختری سخن میگوید که در آشپزخانه توی قابلمه اورانیم غنیسازی میکرده است و حالا دانشمند اتمی شده و محافظ و کیا و بیا! و کودک دوسالهای خارجی در آغوش مادرش از پیادهرو نیویرک او را توی ماشین زرهی با شیشهی دودی میشناسد و میگوید: مامان محمود! چنین شخصیتی هنگامی میرُویَد و رییس جمهور میشود که نظام حزبی به بازی گرفته نمیشود و هیاتهای مذهبی، جای حزب مینشینند و احمدینژاد هم چفیه تبرک میکند!
سوم: در همین انتخابات ۱۳۹۶، وقتی حزبی مثل موتلفه که تاریخ و شناسنامهی سیاسی تعریف شده دارد؛ وقتی میخواهد نامزدی معرفی کند، از انجا که نامزد معرف حزب یا جمعیت خواهد بود دقت میکند و شایستهترین نامزد خود را معرفی میکند. چنان که مهندس میرسلیم تا به امروز از جمله کاندیداهایی است که ظرفیت و شرایط مناسبی دارد.
چهارم: یک جمعیت فصلی مثل آبادگران از راه میرسد و میشود سکوی پرش احمدینژاد و فرصتهای ملی را تباه میکند. کی قرار است از تجربه ها بیاموزیم؟ انقلابی که در آغازش، رهبرانش ضرورت سازماندهی حزبی را احساس کردند دریغ است که در چهلسالگی اینگونه بیسامان و دچار هرج و مرج سازمانی باشد. وقتی هم سخن از تشکل میرود سردار محترمی که با عملیات چند لایه نقش در پیروزی نفوذی در انتخابات ۱۳۸۴ را داشت جمنا را خلق میکند و سازمان میدهد. با این شیوهها این قافله تا به حشر لنگ است.
پنجم: احمدینژاد، اگر به رفتار او و حلقهاش و ادبیات آنها دقت کنیم. در یک کلام دنبال ساختار شکنی و رویارویی با رهبری و نظام هستند. گمان میکنند میتوانند یک شورش اجتماعی سیاسی و یا به تعبیر خودشان انقلاب نوینی بر پا کنند. این رویکرد صرفا از یک مالیخولیا نشات میگیرد. البته وجه بد بینانهاش هم سخن مئیر داگان است که گفت: اگر موساد تمام توان و تلاش خود را به کار میگرفت نمیتوانست خدمتی که احمدینژاد به اسرائیل کرد را انجام دهد!
درست در شرایطی که اسرائیل به دلیل حمله به غزه و کشتار فلسطینیها در جهان متهم بود، احمدینژاد با همفکری کسی که حالا احمدینژاد و حلقهی اولش را دلقکهای بهاری میخواند؛ پروژهی انکار هولوکاست را به نفع اسرائیل سازمان دادند.
ششم: بر خلاف برخی که باور دارند احمدینژاد میبایست تایید شود و در انتخابات شرکت کند، باور دارم به دلیل ساختار شکنیهای به شدت مشکوک، و عملکرد هشت سالهی او، از ویژگی مدیریت و تدبیر بیبهره است. با کدام معیار فرد ماجراجو و ماجرا سازی میبایست به عنوان رجل مذهبی مدیر و مدبر تایید شود؟ شورای نگهبانی که هاشمی را که نماد مدیریت و تدبیر و رجل سیاسی مذهبی بود رد کرد، اگر احمدینژاد را تایید کند، چگونه میتواند سر بالا کند و توی چشم ملت ایران نگاه؟
انتهای پیام


پاسخ دادن به سيدعلي اكبر حسيني لغو پاسخ