محسن کدیور، اسلام پژوه ایرانی و استاد دانشگاه دوک در آمریکا در کانال تلگرامی خود نوشت:
امام علی در نهج البلاغه زمانی را پیشبینی کرده که «دروغ فراوان میشود و اسلام را همچون پوستین وارونه پوشند». وارونه شدن اسلام، معکوس شدن نظام ارزشی جامعه است. امویان و عباسیان اسلام را وارونه کردند.
خلفای اموی و عباسی هیچ شباهتی به پیامبر نداشتند. لذا در منابع نقلی این دوران «پیامبر رحمت» به «پیامبر اقتدارگرا» قلب شد.
همه کتب نقلی ما، چه سنی چه شیعه نیازمند پالایش و تهذیب است.
هر حدیث و گزارهای که قرار است به نام اسلام ابراز شود اگر متعارض با محکمات کلامالله یا مسلمات سنت عملی رسولالله باشد بیاعتبار است. به علاوه باید امکان وقوعی، سازگاری درونی، و تناسب تاریخی داشته باشد.
با توجه به کثرت احادیث مجعول اصلْ عدم اعتبار نقلیات این دوران است، مگر خلافش اثبات شود.
در بحث مجازات اعدام مرتد دو خبر واحد مجعول منسوب به پیامبر پایه اصلی احکام فقهی است. هر دو در کلیه صحاح سته نقل شدهاند.
حدیث اول. عکرمه از ابن عباس از پیامبر نقل کرده که «هر که دین خود را تغییر دهد، او را بکشید.» این فرمان قتل عام است و همه ادیان را شامل میشود حتی تغییر به اسلام!
عکرمه به دو امر متهم است یکی گرایش به خوارج و دیگری به جعل حدیث.
عبدالله بن عباس در زمان رحلت پیامبر ده ساله بوده است! عکرمه تنها در مسند احمد نزدیک به ۱۷۰۰ حدیث از ابن عباس از پیامبر نقل کرده است!
چنین حکم مهمی را چگونه پیامبر به شکل خصوصی تنها درِ گوشِ یک بچه (ابن عباس) گفته است؟!
حدیث دوم. عبدالله بن مسعود از پیامبر نقل کرده «ریختن خون مرد مسلمان جایز نیست، مگر در یکی از این سه مورد: … کسی که از دین خارج شده و جامعه را ترک میکند.»
مخترع این حدیث اوزاعی است. به نقل ابن کثیر اوزاعی در عصر اموی فتوی به قتل غیلان دمشقی قدری داد و این حدیث را در پاسخ سوال سفاح عباسی درباره عاقبت بنی امیه حوالی سال ۱۳۲ بدون سند به پیامبر نسبت داد.
او با این حدیث بنیامیه را به دلیل ترک جماعت عباسی متهم به خروج از دین کرده ریختن خونشان را مباح شمرد!
قرآن هیچ مجازات دنیوی برای مرتد تعیین نکرده است. قتل مرتد خلاف محکمات قرآن و سنت قطعی عملی پیامبر است.
این دو حدیث تحت تاثیر تورات جعل شده است: بر مرتد رحم نکنید. سنگسارش کنید. (سِفر تثنیه، فصل ۱۳)
این دو حدیث در منابع روایی شیعه بهچشم نمیخورد.
اما شیخ طوسی آنها را «بدون تحقیق» در مبسوط نقل کرده است. توسط او این احادیث وارد فقه شیعه شده است.
متاسفانه حدیثسازی دوران اموی و عباسی غیرمستقیم بر فقه شیعه هم تاثیر مخرّب خود را گذاشته است.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید