ابوالفضل نجیب، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

نقد سعید رضوی فقیه بر بیانیه میرحسین بیشتر به یک مغالطه می ماند. بیشتر از جهت مقایسه دو شرایط زمانی کاملن متفاوت اما با نتیجه گیری واحد. صرفنظر از هر گونه داوری درباره این بیانیه آنچه قابل تامل است نادیده گرفتن عامدانه یا سهوی سعید رضوی در بخش کوتاه و کلیدی بیانیه است که با صراحت به دلایل واقعی وضعیت موجود اشاره شده است.
در این جمله کلیدی که به نظر می رسد بقیه بیانیه بهانه ای برای گفتن آن است تاکید شده، «وضعیت تلخی که برای کشور پیش آمد نتیجه یک رشته خطاهای بزرگ بود». نکته مغفول مانده در نقد سعید رضوی اتفاقن غفلت و نادیده گرفتن این حقیقت است که به زعم ایشان علیرغم همبستگی و اجماع همه جریان های مخالف و منتقد و حتی برانداز در محکومیت تجاوز نظامی حتی مخالفی چون تاجزاده در داخل اما جملگی بر این نکته که دلایل واقعی تجاوز نظامی و وضعیت موجود محصول همان اشتباهات و خطاهای بزرگ مورد نظر میرحسین است اتفاق نظر و اجماع دارند.
همانگونه که حتی در تحلیل دلایل تجاوز عراق به ایران همچنان بسیاری بر این اعتقاد هستند که با اجتناب از برخی اشتباهات و تحلیل ها و محاسبات هیجانی چنان اتفاقی رخ نمی داد. آنچه مسلم است این که بسیاری در خصوص دلایل واقعی تجاوز اسرائیل در این که شکاف و شقه شدن جامعه و بدتر از آن شکاف میان حاکمیت و مردم باعث تجاوز بوده اجماع نظر دارند، آنچه میرحسین در این جمله کلیدی بر آن تاکید دارد، در حقیقت ترجمان و خلاصه همه دیدگاه هایی است که با ادبیات و لحنهای مختلف در طی هفته های اخیر مطرح و همچنان ادامه دارد.
در نظر داشته باشیم بسیاری لطمات و تهدیدهای بالقوه و بالفعل موجود در خصوص آینده همچنان در گرو همین اشتباهات و خطاهای بزرگ تکراری خواهد بود. کمااینکه همه طیف های مورد نظر آقای رضوی از منتقد و برانداز و مخالف داخلی و خارجی بر اجتناب از رویه گذشته و عبرت آموزی از اشتباهات اجماع و تاکید دارند. از این منظر و از موضع بی طرفی به نظر می رسد پیشنهاد میرحسین در خصوص بازگشت به خواست و اراده مردم هم منطقی و در عین حال ترجمان و زبان حال همه دلسوزان داخلی و حتی مخالفان بیرونی باشد که در حال حاضر نگران و متوجه مخاطرات و تبعات ادامه وضع موجود برای موجودیت ایران هستند.
چرا راه دور برویم، مگر نه این است که تمامی جریان های همسو در محکوم کردن تجاوز نظامی اسرائیل برای دفاع از ایران بر اشتباه بودن تعلیق همکاری با آژانس اجماع و تاکید و آن را در زمره خطا و اشتباه های بزرگ ارزیابی و تبعات آن را گوشزد می کنند. و مگر نه این است که مواضع کج دار و مریز دولت در قبال مصوبه تحمیلی مجلس به همسویی با مخالفان این تصمیم اشاره دارد.
در چنین شرایطی راه حل مگر جز عقلانی کردن سیاست و اگر نمی شود لااقل رجوع به آرای عمومی است. آنچه شاید جسارت را از طیف منتقدان و دلسوزان واقعی برای برون رفت از وضع موجود را سلب کرده بی تردید انسداد سیاسی است که آن هم به مدد و بهانه جنگ و دشمن خاجی مدام بسته تر می شود.
آنچه میرحسین بر آن تاکید دارد پیشنهادها و راه حل های زمینی و واقعی در مواجهه با کسانی است که همچنان بر ادامه اشتباهات و خطاهای بزرگ اصرار و پافشاری می کنند. آنچه در نگاه سعید رضوی مغفول مانده نگاه به دلایل واقعی وضع موجود است. به این مهم که عامل اصلی بازدارندگی اهتمام به بازگرداندن اراده مردم به صحنه سیاسی و در حقیقت پر شدن شکاف میان حاکمیت با مردم که با هیچ سلاحی پرشدنی نیست.
انتهای پیام


پاسخ دادن به تارا لغو پاسخ