یک حادثه معدنی دیگر و کارگری زیر آوار غفلت

مهران تجلی در روزنامه کرمان امروز نوشت: حادثه واژگونی نفربر در معدن خمرود زرند، منجر به جان‌باختن یک کارگر جوان شد. این رویداد تلخ بار دیگر لزوم بازرسی‌های فنی منظم و نظارت پیشگیرانه بر کلیه تجهیزات و عملیات معدنی را فریاد می‌زند. ایمنی نباید فدای سرعت کار شود؛ باید بدانیم که تضمین سلامت کارگران با نظارت دقیق و بازرسی‌های مستمر و جدی امکان‌پذیر است و کوتاهی در این زمینه بازی با جان مردم است و…

در سکوت غبارآلود معدن خمرود زرند، فریاد دیگری خاموش شد. علی منصوری، جوان ۳۰ ساله اهل دشتخاک، نه بر اثر ریزش تونل یا انفجار گاز، که در حین یک بازدید ادعایی، زیر آهن‌های واژگون یک نفربر جان سپرد. حادثه‌ای که عصر روز ۱۴ دی رخ داد و علاوه بر کشته شدن این کارگر، دو همکارش را نیز راهی بیمارستان کرد.

این رویداد تلخ، بار دیگر مانند داغی تازه بر پیکر پرزخم صنعت معدنکاری کشور نشست و پرسش‌هایی بنیادین را درباره کیفیت نظارت و بازرسی از این محیط‌های پرخطر به صدا درآورد. آیا فاجعه تنها در کمین طبقات زیرزمینی است؟ یا غفلت از ایمنی در سطوح مدیریتی و نظارتی نیز می‌تواند به همان اندازه مرگبار باشد؟

شرح حادثه
طبق اعلام همت ایزدی، فرماندار زرند، این حادثه در زمان بازگشت گروهی ۶ نفره متشکل از مدیر، سرکارگر و معدنکاران از عمق معدن رخ داده است. آنها سوار بر یک نفربر در حال بازگشت به سطح زمین بودند که ناگهان وسیله نقلیه واژگون می‌شود. در این میان، علی منصوری زیر بدنه فلزی گرفتار شده و جان می‌بازد.

یکی از همراهان با درمان سرپایی مرخص می‌شود و دیگری با شکستگی، منتظر عمل جراحی است. این تصویر ساده، اما گویای حقیقتی هولناک است: حتی ساده‌ترین تجهیزات جابجایی در معادن، اگر تحت نظارت و بازرسی مداوم و دقیق نباشند، می‌توانند به ابزاری کشنده تبدیل شوند.

بازخوانی یک تراژدی تکراری
حادثه خمرود، متأسفانه حلقه‌ای تازه در زنجیره طولانی سوانح معدنی کشور است. هر از چندگاهی، اخبار مشابهی از گوشه‌ای از ایران می‌آید: کارگری زیر آوار می‌ماند، گاز ریزش می‌کند، یا همچون این رویداد، وسیله نقلیه ای واژگون می‌شود. در پس هر کدام از این تیترهای کوتاه، داستان زندگی‌هایی ناتمام، خانواده‌های داغدار و اجتماعی پر از اندوه نهفته است.

اما آنچه این تراژدی را تلخ‌تر می‌کند، احساس «قابل پیشگیری بودن» بسیاری از این حوادث است. اغلب کارشناسان بر این باورند که سهم عمده‌ای از این رویدادها نه به شانس یا قضا و قدر، که به کاستی‌های مدیریت ایمنی، فقدان آموزش کافی و کم‌کاری در بازرسی‌های منظم و پیشگیرانه بازمی‌گردد.

سپر فرسوده یا دیوار فولادین؟
صنعت معدن به ذات خود مخاطره‌آمیز است. اما وجود این مخاطرات، به هیچ وجه توجیه‌کننده سهل‌انگاری در مدیریت آنها نیست. یکی از اصلی‌ترین و کارآمدترین ابزارهای کاهش خطر در این محیط‌ها، اجرای بازرسی‌های فنی منظم، دقیق و غیرمزاحم اما جدی است.

بازرسی از تمامی تجهیزات، از دستگاه‌های استخراج گرفته تا وسایل نقلیه درون‌معدنی مانند همان نفربر واژگون‌شده، از سیستم‌های تهویه و روشنایی تا سازه‌های نگهدارنده. این بازرسی‌ها نباید صرفاً در حد پر کردن فرم‌های اداری یا مراسمی برای «سپری کردن» باشد. آنها باید با چشمانی تیزبین و دانشی به‌روز، به دنبال یافتن کوچکترین ترک‌ها، فرسودگی‌ها یا نقص‌های فنی باشند، پیش از آنکه این نقص‌ها به فاجعه تبدیل شوند.

مسئولیتی فراتر از یک نام روی کاغذ
نظارت بر فعالیت‌های معدنی نیز مقوله‌ای کلیدی است. این نظارت چند لایه است: نظارت دستگاه‌های دولتی و سازمان نظام مهندسی بر عملکرد کلی معدن و رعایت استانداردها، نظارت مدیریت معدن بر عملیات جاری، و نظارت سرکارگران و مسئولان فوری بر کارگران.

در حادثه خمرود، این پرسش مطرح است که آیا نفربر مذکور، پیش از این سفر مرگبار، از نظر فنی بررسی شده بود؟ آیا گواهی سلامت داشت؟ آیا ظرفیت و شرایط جاده‌های درون‌معدنی برای تردد چنین وسایلی به طور مستمر کنترل می‌شد؟ نظارت مؤثر، نظارتی است که پیشگیرانه باشد، نه واکنشی پس از وقوع حادثه. نظارتی که جرأت دارد در صورت مشاهده تخلف یا خطر، فعالیت را متوقف کند، حتی اگر به بهانه‌های اقتصادی معطل بماند.

درس‌هایی برای فردا
مرگ علی منصوری را نمی‌توان به گردن تقدیر انداخت. این حادثه زنگ خطری است برای تمامی معادن کشور و نهادهای ناظر بر آنها. ضروری است که:

۱. بررسی دقیق و مستقل: حادثه خمرود باید به شکلی شفاف و با حضور کارشناسان بی‌طرف مورد بررسی قرار گیرد و نتایج آن به طور عمومی اعلام شود تا درس‌های آن فراگیر شود.

۲. بازنگری در فرآیندهای نظارتی: نهادهای مسئول مانند وزارت صمت و سازمان نظام مهندسی باید فرآیندهای بازرسی خود از معادن، به ویژه معادن کوچک و متوسط را مرور و تقویت کنند. کیفیت بازرسی‌ها باید ارتقا یابد و از بازرسی‌های صوری پرهیز شود.

۳. افزایش مسئولیت‌پذیری مدیران: مسئولیت ایمنی کارگران در درجه اول بر عهده مالکان و مدیران معادن است. باید سازوکارهایی ایجاد شود که در صورت سهل‌انگاری و عدم رعایت موازین ایمنی، مسئولان پاسخگو باشند.

۴. توانمندسازی کارگران: کارگران باید به طور مستمر در زمینه ایمنی و حقوق خود آموزش ببینند و تشویق شوند تا بدون ترس از عواقب، شرایط ناایمن را گزارش دهند.

سخن آخر
معدن، منبع ثروت ملی است، اما نباید به بهای جان کارگران استخراج شود. خاک زرند، این بار به خون جوانی از جنس خودش رنگین شد. یاد علی منصوری و تمامی جانباختگان معدن باید با اقدام عملی گرامی داشته شود: با تبدیل بازرسی به موقع و نظارت جدی از شعار به یک فرهنگ غیرقابل چشم‌پوشی در صنعت معدن. فقط در این صورت است که می‌توان امید داشت فریادهای خاموش شده در دل زمین، پایان یابد و هر بازدید از معدن، به بازگشتی ایمن به آغوش خانواده بینجامد.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا