نگار فیضآبادی، انصاف نیوز: این جمله را سالها پیش از احسان محمدی، دوست روزنامهنگارم شنیدم: «اگر آب دست همدیگر نمیدهیم، کوزهی هم را نشکنیم.» همین یک خط درطول هفته بارها در ذهنم مرور میشود. مثالهایش زیادند. کافیست به دلایل کاهش انگیزهتان در محیطهای کاری یا دخالتهای فامیلی و دهها مثال دیگر فکر کنید.
حالا حکایت این روزهای ماست که سادهترین حقمان یعنی اتصال به اینترنت از ما گرفته شده است. تا همین چند وقت پیش هم طبق آمارهای جهانی، جایگاه اینترنت وایفای ایران نزدیک به لبنان بود.
مثلا اگر اماراتیها میتوانستند در عرض سه بار پلک زدن ما حداقل یک فیلم با حجم یک گیگابایت دانلود کنند، ما در حال انتظار برای اتصال به اینترنت بودیم.
همهچیز از یک خاموشی دیجیتال شروع شد. بعد تصمیمگیران صلاح دانستند به شکل قطرهچکانی ذرهای اینترنت به ما بدهند و ما را از آن تاریکی مطلق وارد محوطهای کنند که کمی روشن است.
در این لحظه با برقراری تلفن و پیامک و پیامرسان بله، انگار نور چشممان را زده است! طوری به هم خبر میدهیم که «بله» درست شد که انگار رتبهی اول سرعت اینترنت را در جهان کسب کردیم. راستی عصر امروز ۲۸ دی هم گوگل باز شد. گویا باید خودمان را برای یک جشن تمامعیار آماده کنیم.
برخی رویههای فعلی، دقیقا مصداق همان جمله است. آب دستمان نمیدهند که به کنار، بلکه آن کوزهای که ذره ذره در آن آب (بخوانید آرامش، پول، ارتباطات، دانش، کار و…) جمع کرده بودیم را هم با قطع اینترنت شکستند.
با دوستان زیادی در تماسم که میگویند کلی هزینه کرده بودند، از تفریح و هزار و یک خرجشان زدند تا به شکل مرتب جلسهی تراپی داشته باشند، اما حالا در این شرایط استرسزا مجبورند جلسههای درمانشان را حذف کنند تا بلکه بعدا بتوانند آنلاین حرف بزنند.
ترجیح بسیاری از مراجعان این است که به جای تماس تلفنی جلسهی آنلاین داشته باشند اما از آن جایی که متاسفانه این موضوع جزو خدمات لوکس و نه یک ضرورت ابتدایی محسوب میشود، کسی از صاحبان تصمیم فکر نمیکند چطور با قطع اینترنت تمام این امکانات را حذف و مردم را عصبانی، چشمانتظار، مایوس و غمگین کردهاند.
انتهای پیام


پاسخ دادن به مینا لغو پاسخ