این هم برگی است از تاریخ معاصر ما

داود وفایی، نویسنده و مرتجم، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
بیست و چندم دی ماه هستیم؛ ۱۴۰۴. به گمانم از هجدهم دی شروع شد؛ در پاساژ علاء الدین تهران در خیابان جمهوری؛ بعد خیلی زود به بازار کشید و شعله ور شد. بازاری ها از نوسان شدید قیمت ارز گلایه داشتند و به حق. دلار بالای ۱۵۰ تومان رفته بود، به صد و شصت و چند تومان خرید و فروش میشد و این بیسابقه بود. دلار که بالا میرود به طور اتوماتیک همه قیمتها هم بالا میرود. هنوز چند ماهی از جنگ ۱۲ روزه نگذشته و اسراییل و آمریکا همچنان برای ایران خط و نشان میکشند که باید هستهای و موشکهایت را کنار بگذاری. ایران هم طبیعتا قبول نمیکند و در حال مقاومت است. بدبیاری ایران این است که تعداد ناراضیها در سالهای گذشته رو به افزایش بوده، دلیلش هم ناکارآمدی شیوه حکمرانی است. مسئولان نمیخواهند تن به تغییر بدهند و ای کاش کمی تا اندکی از لاک خود بیرون میآمدند. این روزها خطر حمله آمریکا و اسراییل به ایران جدی تر شده؛ بهانه آنها «کشتار مردم ایران» است. آمارهای غیررسمی تا حدودی قابل اطمینان، حکایت از کشته شدن [تعداد قابل توجهی] از دو طرف را دارد. در ایران به همین مناسبت سه روز عزای عمومی اعلام کردهاند.
آمریکا و اسراییل در ادعای خود دروغ میگویند چون همه میدانیم که در غزه و جاهای دیگر باعث مرگ چند هزار نفر بیگناه شدهاند. از این ها بگذریم؛ آنها کار خودشان را میکنند و هر طور که بتوانند در صدد برداشتن این مانع (ایران) از سر راهشان هستند، و متاسفانه این ما هستیم که کار خودمان را نمیکنیم. و چون کار خودمان را نمیکنیم آدم عقب افتادهای شده است رهبر اپوزیسیون و فراخوان میدهد و ناراضیان اعم از باسواد و بیسواد و لات یا باشخصیت به فرمایش ایشان به خیابان میآیند.
من به عنوان کسی که علاقمند به بقای جمهوری اسلامی است برای برون رفت از این وضعیت پیشنهاد میکنم:
۱/ در اولین فرصت انتخابات آزاد مجلس برگزار شود. طوری که نمایندگان همه اقشار بتوانند وارد مجلس شوند. دعواها به طور جدی باید در مجلس انجام شود. نمایندگان همه مردم از باحجاب و بیحجاب، از چپ و راست و از بادین و بیدین باید بتوانند وارد مجلس شوند. این مجلس باید مجلس همه مردم باشد نه بخشی از مردم.
۲/ تلویزیون باید خانه تکانی کند. همه از دیدن برنامهها و چهرههای تکراری خسته شدهاند. تا کی باید سیمای تابناک و فرمایشات گهربار فواد ایزدی، اسفندیاری، بروجردی، لاریجانی، رحیمپور و امثال آنها را بشنویم. خداوکیلی خود تلویزیونیها از این همه تکرار خسته نمیشوند؟ در کشور قطعا کارشناسان مُبرز دیگری هم هست. اصولا باید کسانی را که جور دیگری فکر میکنند به تلویزیون راه داد و اصلا لازم است برای تاسیس کانالهای خصوصی متعلق به جناحهای مختلف، فکری کرد و به آنها اجازه فعالیت داد. کیست که نداند شما با برنامههای تکراری کسل کننده، مخاطب را به سوی رسانههای خارجی که خیلی هم از شما قوی ترند هُل میدهید.
۳/ این روزها همهی علاقمندان به بقای جمهوری اسلامی به پیروی از رهبر میگویند اعتراض با اغتشاش فرق دارد. اما هیچ کس نمیگوید فرد معترض چه خاکی باید بر سرش بریزد و اعتراض خود و همفکرانش را چگونه باید به زبان بیاورد. در یکی از دولتها (به گمانم روحانی) برای روشنتر شدن موضوع گفتند جایی را میخواهیم درنظر بگیریم که هرکس خواست برود آن جا و معترضانه داد و فریاد کند. فایدهای نکرد.
۴/ وجود حزب به معنای واقعی آن در جوامع متکثر امروز ضروری است. برای قانونمند کردن فعالیتهای اعتراضی و شنیده شدن صدای همه اقشار جامعه باید اجازه تاسیس احزاب مخالف را داد. در همه کشورها این امر پذیرفته شدهای است. فقط ما هستیم که از کنار این موضوع با سکوت میگذریم و در مواقعی که طرف سوال قرار میگیریم میگوییم تعداد احزاب ثبت شده در وزارت کشور بیش از مثلا دو هزار حزب [و تشکل] است؛ و البته نمیگوییم که بیشتر این تشکلها به اشاره حکومت یا حکومتیها و در زمینه مسایلی مانند محیط زیست و معلولان و ورزش و امثال آن تشکیل شدهاند.
۵/ به نظر میرسد در لحظات سرنوشت ساز باید از افراد باسابقه و کارکشته استفاده کرد. چه اشکالی دارد شورایی از اندیشمندان نخبه تشکیل شود و مثلا تحت عنوان “هیئت عقلا” راهکارهایی را برای حل معضلات پیشنهاد دهند. ما که شورا کم نداریم این هم روی آنها. در این شورای چند نفره میتوان از کسانی چون خاتمی، سروش، روحانی، ملکیان و تاجزاده که اهل فکر و منطقاند و هریک طرفدارانی دارند استفاده کرد. اینها نشان دادهاند که میتوانند مشکلات را بدون رودربایستی و ریاکاری مطرح کنند چیزی که در مشورتهای رسمی حکومتی جایش خالی است.
۶/ هرچه زودتر باید کارهای دولت را به وزرای قوی سپرد. وزیر باید جُربزه داشته باشد و در حیطه کاری خود کاملا آگاه باشد. هم در جنگ ۱۲ روزه هم در حوادث اخیر متاسفانه خبری از وزرا نبود. معلوم است نمیدانستند چه باید بکنند و میترسیدند از این که مبادا اگر چیزی بگویند توبیخ شوند. اوضاع اقتصاد به اعتراف دوست و دشمن خراب است؛ باید از اقتصاددانهای دانشمند کشور بدون توجه به خط اعتقادی آنها استفاده شود. هر مشکلی راه حل دارد، معضلات اقتصادی ایران را هم میشود از میان برداشت. زمانی آمریکا یوگسلاوی را با تحریمهایش به روز سیاه نشانده بود. توسط ناتو هم حملههای دقیقی به مراکز نظامی و صنعتیاش کرد. زعمای قوم صرب خیلی زود به نتیجه رسیدند برای بهبود وضعیت اقتصاد نیاز به اقتصاددانهای زبده دارند. فردی یهودی را از خارج آوردند و به اقتصادشان سر و سامانی دادند. تجربه موفقی بود.
۷/ الان که سرشاخ شدن ما با قدرتهای دیگر عینیتر شده است به حکم عقل سلیم باید جبهه سیاست خارجی را تقویت کنیم. مسایل حاشیهای را باید کنار گذاشت و از امثال ظریف باید استفاده کرد. بسیاری از سفیرانمان را باید عوض کرد و افراد لایق و دلسوز را به جایشان فرستاد.
۸/ در دستگاههای امنیتی باید تجدید نظر کرد. ضعیف هستند. قادر به تشخیص مسایل حاد و پیش بینیهای دقیق نیستند. باور بفرمایید بعد از جنگ ۱۲ روزه وزیر اطلاعات باید استیضاح میشد و در وقایع اخیر باید از کار برکنارش میکردند. تغییر لازم است. دیگر نمیتوان با شنود و تهیه بولتن و این جور روشهای قدیمی و لافهای گزاف کار را پیش برد. والسلام
انتهای پیام





بسیار خوب بود، اما دیر هنگام، چون بلایی بر سر ملت آورده اند که کسی گوشش بدهکار چیزی نیست. پیشنهادها خوب است، اما اول باید با کنار زدن مسئولان نالایق، جا را برای افراد لایق باز کرد. تا زمانی که حکومت چشم خود را بر خطاهای سلطان لاستیک و سنگ و شکر و [مسئول] زمین خوار و… می بندد، انتظار نباید داشته باشد که جوانان حرفای او را گوش کنند، شما از دین و مسجد همه را متنفر کردهاید، اول باید خودتان را اصلاح کنید و بعد انتظار داشته باشید مردم از شما پیروی کنند. حکومت باید اول ثایت کند تا امروز کدام معترض را به رسمیت شناخته و با او صحبت کرده است، لطفا نام ببرید. منظور من حکومت است نه دولت، زیرا دولت اجازه هیچ کاری را ندارد. موفق باشید
من ابدا پادشاهی خواه یا سلطنت طلب نیستم اما باور کنید بدون هیچ طرفداری میگم نسبت عقب مانده دادن به پهلوی پسر در مقایسه با کوتولهها… [اشتباهه]، بقیه فرمایشات دیگه تون رو هم دولت اعتنا نکرده و نخواهد کرد مثل همیشه
یرای شما تنها برگی از تاریخ معاصر و برای هزاران نفر آغاز دوران سیاه از دست دادن جوان و نوجوانشان.
فرقی باید بین انسان و سیب زمینی وجود داشته باشد. این فاجعه و سوگ ملی است نه یک برگ مانند سایر یرگهای تاریخ.
به همین راحتی میشینن تحلیل میکنن برگی بود از تاریخ شرم کنید
بعد از هر بحرانی چنین پیشنهاداتی بوده. به کدومشون عمل شد؟؟!! جز ایجاد های و هوی و تحریک هیجانات مقطعی برا بقا چه اتفاق مثبتی افتاد؟؟!! همچنان در هر بحرانی اینترنت قطع میشه، مقامات نظامی خط و نشان خیالی می کشن و سر بزنگاه ها غافلگیر میشن!
در اینجا هیچ چی قرار نیس تغییر کنه
حاجی به خدا شوخی نیست
اینا انسان بودند که کشته شدن
چرا به کشته شدن هزاران نفر افراد معترض اشاره نکردید .
چشم بهش میگم
برگی سیاه از تاریخ