ضرورت بقای ملی | پنج نکته درباره جنگ، جامعه و رهبری

پیام فضلی نژاد

پیام فضلی‌نژاد، روزنامه‌نگار و پژوهشگر، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

در حالی که کشور طی یازده روز گذشته زیر سنگین‌ترین فشارهای دو دشمن آمریکایی- اسرائیلی قرار دارد، فرآیند انتخاب و انتقال رهبری در ایران نیز با سرعت انجام شد و روز گذشته رهبر جدید انقلاب اسلامی انتخاب گردید؛ رخدادی که در میانه یک جنگ همه‌جانبه و بحران کم‌سابقه امنیتی به وقوع پیوست. هم‌زمانی این دو رویداد (حمله خارجی و انتقال رهبری) ایران را در موقعیتی قرار داد که از منظر تاریخی و سیاسی اهمیت ویژه‌ای دارد:

۱- تاریخ ایران، تاریخ بحران است. این سرزمین در طول بیش از دو هزار سال بارها با تهاجم خارجی، فروپاشی حکومت‌ها، جنگ‌های بزرگ و اشغال نظامی روبه‌رو شده است. اما آنچه ایران را از بسیاری از سرزمین‌های تاریخی متمایز می‌کند، توانِ «عبور از بحران» است. ایران بارها تا آستانه فروپاشی پیش رفته، اما در بسیاری از این لحظات توانسته است از دل آشوب، نظمی تازه بسازد.

تاریخ نشان می‌دهد که در لحظه تهاجم خارجی، هرگاه راس سیاسی کشور حذف شده یا مرکز سیاسی آن از کار افتاده است، پیامد آن غالباً فروپاشی دولت و هرج و مرج یا از دست رفتن سرزمین و تجزیه بوده است.

از همین رو، در حافظه تاریخی ایرانیان پیوندی عمیق میان بقای کشور و استمرار رهبری شکل گرفته است. در همین چارچوب، تجربه روزهای اخیر ایران واجد اهمیتی ویژه است. در شرایطی که کشور هم‌زمان با حمله بی‌امان دشمنان خارجی با مسئله انتقال رهبری روبه‌رو شد، ساختار سیاسی توانست در مدت کوتاهی این خلأ را پر کند و زنجیره فرماندهی و تصمیم‌گیری ملی را حفظ نماید تا قدرت حفظ سرزمین در زمان جنگ افزایش یابد.

۲- اما در فهم این پدیده نباید تنها به مفهوم «دولت» به معنای مدرن آن بسنده کرد. تجربه تاریخی ایران نشان می‌دهد که ساختار اقتدار در این سرزمین غالباً ترکیبی پیچیده از عناصر مدنی، سیاسی، دینی و فرهنگی بوده است. از پادشاهی‌های باستان که با نوعی مشروعیت قدسی همراه بودند تا دوره‌های بعد که دین و سیاست در سطوح مختلف در هم تنیده شدند، رهبری در ایران اغلب جایگاهی فراتر از یک «رئیس سیاسی» داشته است. در جامعه‌ای با زمینه عمیق مذهبی، اقتدار سیاسی هنگامی پایدار می‌شود که با نظام ارزشی جامعه پیوند برقرار کند. در چنین ساختاری، رهبری تنها رأس یک دستگاه حکومتی نیست؛ نقطه اتصال دولت، جامعه و نظام معنایی آن است. همین پیوند تاریخی میان اقتدار سیاسی و باور اجتماعی، یکی از عناصر مهم تداوم ایران در دوره‌های بحران بوده است.

۳- از سوی دیگر، عنصر «آگاهی تاریخی» از فرجام فروپاشی و تجزیه، یکی از ارکان اصلی نظریه بقای ملی است. ایرانیان در طول تاریخ آموخته‌اند که هرگاه مرکز اقتدار تضعیف شود و در عین حال مردم نیز غایب یا منفعل باشند، تجزیه دائمی و کاهش قلمرو سرزمینی نتیجه‌ای اجتناب‌ناپذیر است؛ اما هرگاه «مقاومت فعال» شکل می‌گیرد، روند تجزیه متوقف می‌شود. این آگاهی در روزهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ آشکار شد؛ گروه‌های مسلح در کردستان، خوزستان و سیستان‌وبلوچستان تلاش کردند مناطقی را از کنترل دولت وقت خارج کنند، اما مردم با مقاومت فعال مانع تجزیه شدند. این الگو، سپس در هشت سال دفاع مقدس و جنگ ۱۲ روزه آزموده شد و امروزه به یک قانون اساسی برای بقای ملی تبدیل شده است: همکاری میان رهبری، مردم و نیروهای مسلح، حلقه‌ای حیاتی برای حفظ تمامیت ارضی است.

۴- بدین‌ترتیب، آنچه می‌توان آن را «الهیات بقا» در تجربه تاریخی ایران نامید، بر شبکه‌ای پنج‌گانه از عناصرِ به‌هم‌پیوسته استوار است: مرکزیت اقتدار سیاسی، انسجام نهادهای دولتی، هماهنگی نیروهای مسلح، مقاومت فعال جامعه و آگاهی تاریخی‌ای که دوباره احضار شده است. هرگاه این عناصر در کنار یکدیگر عمل کرده‌اند، ایران توانسته حتی در سخت‌ترین شرایط از فروپاشی کامل عبور کند.

۵- ایران امروز در حال عبور از یک وضعیت استثناییِ بحرانی است. جامعه ثبات می‌خواهد؛ ثباتی که چشم‌انداز آن هر چند کم‌رنگ، اما در حال شکل‌گیری است و کیفیتِ مدیریت این گذار، نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده کشور خواهد داشت. باید آگاه بود که کوچک‌ترین ناهماهنگی یا ضعف در انسجام دولت، هماهنگی نیروهای مسلح و مقاومت فعال جامعه می‌تواند ظرفیت دفاعی و توان راهبردی کشور را در میانه جنگ کاهش دهد و دشمنان خارجی را به پیشروی تشویق کند. ایران باید از این خطر برکنار بماند تا رهبری جدید انقلاب، نقشه راه عبور از بحران جنگ را با هدف بازسازی جامعه و کشور ترسیم کند.

انتهای پیام

یک پاسخ به “ضرورت بقای ملی | پنج نکته درباره جنگ، جامعه و رهبری”

پاسخ دادن به علی‌اصقر لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. علی‌اصقر

    ثبات و کیفیت مدیریت، در روزگار قبل از جنگ وجود داشت که انتظار داشته باشیم پس از خرابی‌های جنگ ایجاد شود؟

    ۵
    ۱