مرتضی خبازیان زاده در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «تنگه هرمز و نفت بهمثابه ابزارهای جنگ!» نوشت:
در خبرها آمده که وزیر خزانهداری آمریکا گفته است که امکان دارد تحریمهای نفتی روسیه را لغو کنیم. برای کسی که در جریان کشمکش طولانی غرب با روسیه بر سر اوکراین نیست ممکن است این حرف تلاشی برای نزدیک شدن به روسیه تعبیر شود اما در آیا چنین است؟ روشن است که پاسخ منفی است.
این حرف در همین حد هم احتمالا روسیه را خوشحال خواهد کرد که شاید در آیندهای نزدیک از آزادی عمل بیشتری در فروش نفت برخوردار شود. در اینکه آیا این اتفاق، بازتابی در موضعگیری روسها در موضوع اوکراین خواهد داشت یا نه، باید عمق بیشتری از ماجرا را کاوید اما با نظر به اینکه ایران و روسیه در بازار نفت رقیب هم محسوب میشدهاند، این اتفاق میتواند تاثیر عمیقی در مناسبات دو کشور داشته باشد.
در حال حاضر ایران با فشار آوردن به کشتیهای عبوری از تنگه هرمز توانسته ضربهای کاری به بازارهای نفتی وارد کند. تردید نیست که آمریکاییها و حتی اروپاییها نگرانی جدی در ادامه این سیاست ایران داشته باشند. ایران که تا کنون توانسته به خوبی از این ضعف جهان غرب به نفع خود استفاده کند، احتمال دارد با شرایط جدیدی روبرو شود و باید دید در آن وضعیت جدید چه تحولی در زمین بازی اتفاق خواهد افتاد.
ایران با تمام توان از موجودیت خود در برابر تجاوز آمریکاییها و صهیونیستها دفاع میکند و بنا بر تسلط تاریخی ایران بر تنگه هرمز، اکنون تصمیم گرفته است که بر کشتیهای عبوری از این تنگه فشار بیشتری وارد کند. این فشار به سرعت در بازارهای نفت و گاز منعکس شده و قیمت این محصولات استراتژیک را تکان داده و نگرانیها هر روز از احتمال افزایش قیمت این فراوردهها بیشتر میشود. افزایش قیمت نفت و گاز بخشی از فشار ناشی از شرایط جنگی را به درون آمریکا و دیگر کشورهای غربی منتقل میکند.
گفته میشود در حال حاضر قیمت بنزین در آمریکا افزایش داشته و ترامپ را مجبور به واکنش کرده است. ترامپ گفته که حتی اگر قیمت نفت بیشتر هم شود، میتوان تحمل کرد. چراکه به تصور او، بعد از جنگ قیمت آن دوباره پایین خواهد آمد. درست است که ترامپ با گفتن این حرف سعی کرده که افکار عمومی آمریکا را کنترل کند اما حقیقت این است که زور بازارهای انرژی بسیار بیشتر از ترامپ است در حدی که میتواند بازی را کاملا تغییر دهد.
روشن است که آمریکا برای کماثر کردن این ابزار موثر که بخوبی توسط ایران به کار گرفته شده، میخواهد با برداشتن تحریمهای نفتی از روسیه، بازار نفت را آرام کند و جلو افزایش بیشتر قیمت آن را بگیرد. حالا سوال مهم این است، واکنش روسیه به این دست و دلبازی آمریکاییها چه خواهد بود؟ آیا روسیه به آسانی از فرصت فروش بیشتر نفت و تقویت بنیه مالی خود برای ادامه جنگ اوکراین استفاده خواهد کرد؟ آیا وقتی روسیه خواهد توانست بدون محدودیت نفت خود را وارد بازار کند، وقتی دیگر نیازی به انتقال نفت با کشتیهای اشباح نباشد، توجهی به شرایط ایران خواهد داشت؟ اصلا در آن صورت روسیه چه کاری میتواند انجام دهد؟
قدر مسلم اینکه در چنین شرایطی نمیتوان از روسیه انتظار داشت که از فرصت برداشته شدن تحریمهای نفتی استفاده نکند، تولید خود را افزایش ندهد و نفت را وارد بازار نکند. آیا وضعیت به همین سادگی است که در چند جمله خلاصه شد؟ رابطهی ایران و روسیه تا کنون از استحکام قابل قبولی برخوردار بوده است، تا جایی که نزدیکی ایران و روسیه در ماجرای اوکراین، موجب برانگیخته شدن خشم اروپاییها شد و حتی برخی از تحلیلگران معتقدند که سماجت اروپاییها برای فعال کردن مکانیسم ماشه را باید در همین خشم و ناراحتی دید. ضمن اینکه روسیه به نوبهی خود تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را محکوم کرده و دشوار میتوان تصور کرد که روسیه بین ایران و آمریکا، ایران را رها کند و جانب آمریکا را بگیرد. اینها درست اما موضوع این نیست که روسیه باید بین ایران و آمریکا یکی را انتخاب کند، انتخابی که روسیه در معرض آن قرار میگیرد، انتخاب بین فروختن یا نفروختن نفت است، آنهم در شرایط که درآمد حاصل از فروش آن نیاز مبرم دارد.
سوال دیگر این است که ایران چه خواهد کرد؟ آیا ایران فشار بر تنگه هرمز را تا جایی بالا خواهد برد که وارد شدن نفت روسیه به بازار هم نتواند جبران مافات کند؟ مگر اینکه مسئله را از این زاویه هم دید که این فقط نفت نیست که از تنگه هرمز میگذرد یا نمیگذرد، تنگه هرمز محل عبور مایحتاج ضروری کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس هم هست اما در این فقره این آمریکا نیست که تحت فشار قرار دارد، مشخصا چهار کشور عراق، کویت، قطر و بحرین باید فشار ناشی از انسداد کامل تنگه هرمز را تحمل کنند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید