سعید لیلاز، اقتصاددان، در یادداشتی نوشت:
🔹در مهرماه ۱۴۰۴ از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتند و خواستند به دفتر ایشان بروم. عدهای از استادان و نخبگان و دانشگاهیان هم در این نشست بودند و در سوی مقابل هم اغلب مقامات اصلی شورای عالی امنیت ملی حضور داشتند.
🔹آقای لاریجانی گفتند: «موضوع این دعوت این است که به اطلاع شما برسانیم که در جریان مذاکراتی که در نیویورک به وساطت آقای مکرون با ویتکاف صورت گرفت (در پشت صحنه خود ترامپ هم حضور داشت) متوجه شدیم که طرف مقابل خیال توافق ندارد.
🔹در این مذاکرات هر اندازه ما امتیاز میدادیم، ابتدا مورد توجه ویتکاف و سایر مذاکرهکنندگان امریکایی قرار میگرفت، سپس برای انجام هماهنگی میرفتند و باز میگشتند، میگفتند، کم است، باز هم امتیاز بدهید! این روند تکرار شد تا جایی که متوجه شدیم ایالات متحده اساسا به دنبال توافق با ایران نیست.»
🔹در آن جلسه علی لاریجانی رسما اعلام کرد: «حدس میزنیم تا پایان دسامبر ۲۰۲۵ یعنی تا آخر دی ماه یک تهاجم نظامی جدید علیه ایران صورت بگیرد.
🔹برخی تصور میکنند، جمهوری اسلامی میتوانست از جنگ جلوگیری کند. در حالی که به نظرم هیچ حاکمیتی در ایران، نمیتواند خواسته امریکاییها را برآورده سازد، چون این خواستهها مساوی با فروپاشی تمامیت ارضی و استقلال ایران است نه فروپاشی جمهوری اسلامی.
🔹رهبری اگر میخواستند زنده بمانند و از جنگ جلوگیری کنند باید ایران را دودستی تحویل امریکا میدادند. هیچ آدم باشرفی دست به چنین اقدامی نمیزند، چه برسد شخصیتی در حد و اندازه آیتالله خامنهای که همواره بر آزادگی و حریت تاکید داشته است.
انتهای پیام





داستان را از وسط تعریف می کنید ،چه کردیم وچه می توانستیم بکنیم، که نکردیم ،الان مجبور به دفاع و جانفشانی برای ایران و مردم هستیم .ولی می شد که احتیاج به اینهمه خرابی و جان های از دست رفته ….افسوس
آیا مشکل این نبوده که واسطه آغاز این مذاکرات “فرانسه” بوده است؟ چرا آقای لاریجانی باید با واسطه فرانسه مذاکرات را شروع کند؟ هیچ وقت انگلیس و فرانسه و البته روسیه موافق تنش زدایی اصولی ایران با آمریکا و برقراری رابطه عادی میان ایران و آمریکا نبوده اند و نیستند. حداقل تاریخ را مطالعه بفرمایید. دوم اینکه فراخواندن آقای لاریجانی برای این قضیه هم نمی تواند مسئله ایران را حل کند، همچنانکه زمانیکه آقای لاریجانی به این منصب قرار گرفت وی را با فروغی مقایسه می کردند! قیاس بی ارتباطی نبود! فروغی هم جزو شبکه انگلیسی فرانسوی بود!
گذار ایران ( نه تنها جمهوری اسلامی) از بحران ، و برقراری ثبات، نیازمند دوری از سیاست خارجی قجری و گذار به سیاست خارجی مستقل و عملگرای مبتنی بر منافع ملی است (ارتباط عادی با همه کشورها از جمله چین و روسیه و انگلیس و فرانسه و آمریکا بر اساس منافع ملی)، و این نیازمند دولتمردانی تا مغز استخوان ایرانی و متعهد به منافع ملی است. نه افرادی که از اعضای شبکه های ماسونی خارجی هستند.
یاد جلسه ۲۰سال پیش آقاز رفسنجانی در خصوص رفع تنش با آمریکا دور اندیشی برای چنین روزهایی بود آنچه پیر در خشت خام ببیند ….
آقای لاریجانی و سعید لیلاز و بقیه نخبههای امنیتی و اقتصادی از شهریور (از متن نوشته) میدوتستند ترامپ راضی به کم نیست، اما در ناراضی کردن مردم تا توانستند کوشیدند،