بهرام قاسمی دیپلمات ارشد ایرانی، با بررسی توافق امنیتی ـ دفاعی میان ایران، عربستان و پاکستان در مکه، این پیمان را حاصل مجموعهای از تحولات منطقهای، شکست برخی محاسبات گذشته و نگرانی کشورهای منطقه از آینده امنیتی خاورمیانه دانست و تأکید کرد که برای قضاوت نهایی درباره اهداف و آینده این توافق هنوز زود است.
قاسمی در گفتوگو با انصاف نیوز درباره پیمان مکه گفت: سران سه کشور همسایه مسلمان ایران، یعنی عربستان، ترکیه و پاکستان، در نشست مکه از امضای یک موافقتنامه امنیتی ـ دفاعی خبر دادهاند، اما متن سند یا پیمان مکه هنوز منتشر نشده است و بعید میدانم عجالتاً به این زودی و یا حتی هرگز، متن آن بهطور کامل و رسمی برای همگان و افکار عمومی جهان اعلام شود.
به گفته او، انتخاب شهر مکه به عنوان محل امضا، حضور سران دو کشور دیگر در این شهر و نامگذاری توافق به عنوان «پیمان دفاعی مکه» اهمیت ویژهای دارد. بهرام قاسمی گفت: اهمیت مکه برای مسلمانان جهان و منطقه و حتی تصویری که از نام این شهر برای کشورهای بیرون از جهان اسلام وجود دارد، در کنار هنگامه و زمان اعلام و امضای این موافقتنامه، خود میتواند رمز و رازها و مفاهیمی را از فلسفه و چرایی حرکت سه کشور به این سمتوسو روشن کند؛ هرچند این تفاهم همچنان در تاریکنایی از ابهام و ایهام قرار دارد.
او ادامه داد: باورمندم، بهخصوص با پیدایش و اعلام یکباره این پیمان، ابتکار این ایده از بدو پیدایش و انعقاد نطفه آن تا به نهایت رسیدن، دستکم در حد نشست سران سه کشور و امضای آن، نباید عمری فراتر از یک سال و حتی بسیار کمتر داشته باشد.
قاسمی با اشاره به سابقه طرح موضوع وحدت و اجماع کشورهای منطقه برای تثبیت امنیت و ثبات گفت: البته در مواضع اعلامی برخی کشورهای منطقه همواره کموبیش سخن از وحدت و اجماع جمعی برای تثبیت امنیت و ثبات منطقه وجود داشته است، اما این پیمان را باید، یا میتوان، پیمانی ناشی از شکست، تنهایی، سرخوردگی و ترس و فروریختن تمامی پیشذهنیتهای خطا و باورهای نادرست بر جای مانده از گذشته و روزهای خوش وصل دانست؛ از جمله اعتماد و اتکا به قدرت حمایتی و حفاظتی آمریکا و مصون ماندن در پس دیوار فولادین!
این دیپلمات در ادامه به جنگ اخیر و تأثیر آن بر محاسبات کشورهای منطقه اشاره کرد و گفت: تهاجم اشغالگران قدس و آمریکای ترامپ به ایران، با تحلیلی نابهجا، ناراست، ناروا و ابلهانه و با ادعای زیر و زبر کردن این سرزمین کهنسال با تمدن و فرهنگی چند هزار ساله، از نادانی و عدم فهم تاریخ این اولین دولت ـ ملت جهان و خصومتهای کور استعماری و توسعهطلبی سبعانه نشأت گرفت.
به گفته قاسمی، این تهاجم با مقاومت و شگرد و شگرف های بلند آوازه نظامی و همدلی و همراهی مردم ایران مواجه شد و «فصل درخشش ایران» را رقم زد؛ بهگونهای که علیرغم از دست رفتن بسیاری از داشتهها و سرمایههای انسانی و اقتصادی، دو قدرت هستهای را در دستیابی به اهداف خود ناکام و نامراد و از اهداف شومناک انان مایوس کرد.
این سخنگوی اسبق وزارت خارجه درباره کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت: این کشورها بیدلیل و با تمام وجود، سرمایه و داشتههای خود را با ترسانیده شدن از ایران ـ و البته برخی اشتباهات و کمتوجهیهای ما – و با شگرد اسرائیل و آمریکا برای مکیدن بیشتر منابع آنها و فروش سلاح و ایجاد پایگاههای مدرن و گران نظامی، خود را مصون از هر گزندی میدانستند.
قاسمی ادامه داد: در سالی که گذشت، از آغاز حملات اسرائیل و آمریکا و پاسخ ایران، تمامی پایگاههای آمریکایی مستقر در این کشورها تا حد بسیار زیادی هدف قرار گرفتند. این نوع اقدام ایران در دفاع از خود در مقابل تهاجم آمریکا، ناگزیر و گریزناپذیر بود.
او گفت: اما آنچه برای کشورهای حوزه خلیج فارس و اردن، که در تمامی آنها پایگاههای آمریکا مستقر بوده و عمدتاً با هزینه خود این کشورها ایجاد شده بودند، احتمالاً سخت دردناک مینمود، رها و یله رها کردن و تنها نهادن و بیپناه گذاشتن این کشورها و به عبارتی سادهتر، فروش آنها در قبال منافع اسرائیل در میانگاه این نبرد بود.
به گفته بهرام قاسمی، آمریکا با تمام قدرت و بیتوجه به این کشورها به حمایت مالی و تسلیحاتی گسترده از اسرائیل پرداخت و پایگاههای آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس و اردن، پایگاههایی که از آنها به سوی ایران شلیک میشد، در زیر ضربات نیروهای ایرانی بدون جانپناه ماندند و تن به حقارتی تاریخی دادند.
او تأکید کرد: البته ایران منابع و ساختارهای این کشورها را هدف نگرفته بود و صرفاً پایگاهها و داشتههای آمریکا را هدف قرار داد. همین موضوع میتواند نقطه و کانون بیداری و هوشیاری و وارد آمدن یک شوک سنگین به نخبگان و شاید برخی حاکمان این کشورها و مدیران برجسته آنان باشد.
قاسمی ابراز امیدواری کرد کشورهای منطقه به یک «هوشیاری تاریخی» رسیده باشند و گفت : اختلافات کهنه میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس و ناتوانی آنان در گریز از مهلکه به وقت واقعه و ضرورت، باید شرایط و دشواریهای جدیدی را برای آنان مطرح ساخته باشد.
او گفت: بیشک نبود نگاه و حتی نیمنگاه آمریکا به تمامی آنها و صرفاً به حمایت از اسرائیل برخاستن، درسی عبرتآموز برای همگان بود. بنابراین طبیعی است که عربستانِ دلنگران، در میانگاه روزگار سپریشده، پیمان دفاعی با پاکستان دارای سلاح هستهای منعقد کند و پاکستان نیز در عین دوستی با ایران و ایفای نقش میانجیگری میان ایران و آمریکا، بارها اعلام کند تجاوز به عربستان را تجاوز به پاکستان تلقی خواهد کرد.
قاسمی درباره آینده پیمان مکه گفت: این توافق، چه ماندگار باشد و چه نباشد، عملیاتی باشد یا صرفاً یک مانور روانی ـ تبلیغاتی و اتخاذ موضع، در چرایی برآمدن این سه کشور در کنار هم در ابتدای کار تفاوتی ایجاد نمیکند. هر کدام با سرمایه و داشتههای خود و حتماً با آگاهی از تمامی ابعاد کمی و کیفی و چگونگی تواناییهای دیگری و خود، به این نشست و توافق آمدهاند.
او گفت: حتماً هر کدام منافع ارزندهای برای خود از نشستن در کنار آن دو کشور دیگر تعریف کردهاند و منافع ملی خود را با برداشت و تحلیل از تحولات اخیر منطقه، رفتار آمریکا، وضعیت اسرائیلِ توسعهطلب که به خاک و کیان تمامی سرزمینهای منطقه چشم دارد، قدرت ایران برآمده از یک نبرد بینظیر میهنی، سیر تحولات جهانی و ضرورت همگرایی سیاسی، اقتصادی و نظامی در این تصمیم دیدهاند.
قاسمی تأکید کرد: آنان حتماً آگاهاند که تهاجم را اسرائیل و آمریکا آغاز کردند و نه ایران و حتماً باز میدانند که ایران در طول چند سده اخیر به هیچ کشوری حمله نکرده و خواهان همکاری جمعی کشورهای پیرامونی بدون حضور قدرتهای خارجی بوده و هست.
او سپس به منافع مشترک و مکمل سه کشور اشاره کرد و گفت: هر سه کشور داشتههایی دارند و داشتههایی ندارند یا کم دارند و دیگری نداشته آنان را دارد یا بخشی از آن را میتواند داشته باشد تا با دیگری، در حد لازم و با توجه به منافع ملی و بهخصوص منافع نظامی، به اشتراک بگذارد.
عربستان؛ جستوجوی امنیتی فراتر از آمریکا
قاسمی با اشاره به نقش عربستان در این توافق گفت: چون پیمان به نام مکه است و عربستان به عنوان قدرتمندترین کشور عربی در وضعیت جدید منطقه و در برابر آمریکا، با وجود همه آن نرد عشق باختنهایش با آمریکا، با ابهاماتی بیش از دیگران و با کاستی و نگرانی روبهرو بوده است، باید نخست به چند نکته از نگاه عربستان به این موافقتنامه اشاره کرد.
به گفته او، عربستان بسیاری چیزها داشته است؛ ثروت، دلارهای نفتی، حمایت آمریکا و مدرنترین تسلیحات آمریکایی و دیگر کشورها، اما هرگز بهصورت تام و تمام احساس امنیت نداشته است.
قاسمی گفت: حالا دیگر خوب میداند و فهم کرده است که اسرائیل برای آمریکا نسبت به عربستان صدها برابر ارجحتر است و نیازمند اتکای بیشتر به خود، کشورهای مسلمان منطقه و دیگر کشورها، از جمله چین و روسیه، است. عربستان نگران اسرائیل و حتی دیگران هم هست.
او ترکیه را یکی از ظرفیتهای مورد نیاز عربستان دانست و گفت: ترکیه میتواند به آنان تجهیزات و تسلیحات نظامی بدهد-سه کشور حتی می توانند به ساخت تسلیحات بومی بپردازندو خود اتمایی خود را افزون تر سازند -از ارتشی قوی و نیروی زمینی و هوایی قابل برخوردار است، عضو مهم ناتو در بخش نظامی است و البته شریک اقتصادی نیز میتواند باشد. در ایجاد همکاری مشترک، بهخصوص در بحث انرژی و دیگر همکاریهای منطقهای نیز میتوانند مکمل یکدیگر شوند.
قاسمی ادامه داد: عربستان تا کنون، علیرغم همه فشارها و وعدهوعیدها، از پیوستن به طرح ابراهیم گریزان بوده -بر عکس امارات و بحرین – و با طرح شروطی خود را تا کنون رهانیده است. احتمالاً تصور میکند با توجه به اهمیت نسبی آنان نزد دیگر دولتهای اسلامی و شرایط منطقه و فشار ترامپ و اسرائیل، فشارها بر آنان تشدید خواهد شد و در یک همکاری جمعی میتواند مقاومت بیشتری از خود نشان دهد؛ بهخصوص که آن دو کشور دیگر نیز در قبال اسرائیل مواضعی دورتر از عربستان ندارند.
او فاکتور مهم دیگر را نگرانی عربستان از توسعهطلبی اسرائیل دانست و گفت: و مگر نه این که اسرائیل بارها ماهیت توسعهطلبانه و چشم داشت خود به سرزمین های اعراب را به عیان به عرصه و افکار عمومی و با زبان و صراحت اعلام کرده است.
قاسمی درباره نگرانی عربستان از ایران نیز گفت: نگرانی دیگر عربستان که جدید هم نیست جمهوری اسلامی ایران است که با مقابله نظامی و درخشش سلحشورانه خود در مقابل آمریکا و اسرائیل، بخشی از اقتدار و قدرت واقعی خود را به نمایش گذاشت؛ قدرتی که احتمالاً همه آنان پیش از این بهطور دقیق از آن آگاهی نداشتند.
آنها قطعاً از ایران مقتدر هراسناکند -اگر چه بی دلیل و متوهمانه- و ایرانی قوی را تاب تحمل ندارند؛ پس در کنار ایران و کنار خود در منطقه، به همپیمانانی با ویژگیهای پاکستان و ترکیه نیازمندند.
او گفت: در تنهایی و نبود یا کاهش حضور آمریکا، بهخصوص بعد از تفاهمنامه ۱۴ مادهای ایران و آمریکا، نگرانی آنان از نفوذ و قدرت باز هم برتر ایران میتواند افزونتر شده باشد.
قاسمی البته تأکید کرد: توافق مکه به مفهوم دوری عربستان و دیگران از آمریکا نیست. آنها به روسیه، چین، دیگر کشورهای منطقه و اروپا پنجرههای بیشتری خواهند گشود و به سمت یک توازن جدید حرکت خواهند کرد.
او در عین حال یک احتمال دیگر را نیز مطرح کرد: البته این توافق دفاع مشترک حتی شاید با خواست و موافقت آمریکا و با هدف سپردن کار منطقه به دست این کشورها و کمتر کردن حضور خود در غرب آسیا هم باشد؛ یعنی حرکت آمریکا به سمت یک ژاندارمسازی برای منطقه و کاهش حضور خود. البته هنوز باید کمی صبر نمود و از داوری نهایی دوری جست.
ترکیه و محاسبه اردوغان
قاسمی درباره ترکیه گفت: آقای اردوغان نیز در طول سالیان گذشته و اکنون، صراحتا نگاه توسعهطلبانه و تلاش برای ارتقای جایگاه منطقهای و جهانی خود را در صور گوناگون مطرح و به معرض تماشا گذاشته است.
اوگفت : اردوغان مجدانه سعی کرده است نفوذ خود را در محدوده حضور دولت عثمانی گسترش دهد و در این مسیر تلاشهای فراوانی داشته است. اکنون نیز از قِبل این پیمان، علاوه بر افزایش نقش سیاسی خود، میتواند حضور پررنگتری در حوزه خلیج فارس داشته باشد، به فروش تسلیحات و تجهیزات نظامی به آن دو کشور و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس بپردازد و حتی بر افزایش وزن خود در ناتو بیفزاید.
قاسمی گفت: ترکها نیز سخت نگران سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل هستند و در این مسأله با عربستان احتمالاً مواضع و نیازهای مشترکی دارند.
او درباره روابط ایران و ترکیه نیز گفت: روابط ایران و ترکیه فراز و فرودهایی داشته است، اما نمیتوان رقابت تاریخی میان این دو را از نظر دور داشت. من از برخی دیپلماتهای اروپایی بارها شنیدهام که ترکها نسبت به ایران یک حسادت تاریخی دارند و موضوعات بیشمار دیگر.
چرا پاکستان وارد پیمان شد؟
قاسمی درباره نقش پاکستان گفت: پاکستان دارای توان هستهای و سلاحهای پیشرفته و ارتشی قوی است، اما به سرمایه و دلارهای عربستان نیازمند است .
او ادامه داد: پاکستان با توجه به وضعیت بد اقتصادی خود، در توافق دوجانبه دفاعی با عربستان نیز میتواند از امکانات مالی عربستان بهره بگیرد. از سوی دیگر، با توجه به وزنی که در بحث میانجیگری بین ایران و آمریکا پیدا کرده، اکنون با ورود به این پیمان سهجانبه دفاعی باز میخواهد بر جایگاه و وزن سیاسی ـ نظامی خود بیفزاید.
قاسمی ادامه داد: پاکستان با حضور خود میتواند بر نفوذ و حضورش نزد کشورهای منطقه و حاشیه خلیج فارس و این منطقه حساس بیفزاید و از امکانات مالی دیگر کشورهای عربی خلیج فارس و آمریکا نیز بیشتر بهرهمند شود و حتی در فروش سلاح با آنها وارد تجارت اسلحه شود.
به گفته او، پاکستان مشکل جدی و تاریخی هند و خطر حمله هند به خود را نیز مدنظر دارد و نهایتاً در مقابل هند به یک بازدارندگی اندیشیده است- همین دو روز پیش پاکستان یک جدل لفظی و تهدید گونه نسبت به هند داشت-بهخصوص با توجه به همکاریهای گسترده هند با اسرائیل.
قاسمی گفت: اصلاً چگونگی میانجی شدن پاکستان میان ایران و آمریکا نیز موضوع جالبی است. پاکستان از کنار این موضوع، سکوی پرش خوبی برای افزودن بر وزن خود و حضور بیشتر در ایفای دیگر نقشها در منطقه یافته است.
پیمان مکه و نظم جدید منطقه
این دیپلمات تأکید کرد: هنوز برای داوری درباره چگونگی سیر آتی پیمان مکه و اهداف نهان آن و اینکه تا کجا و چگونه میتواند به آنچه در اعلامیه منتشرشده آمده بود جامه عمل بپوشاند، بسیار بسیار زود است و نباید دست به یک ارزیابی نهایی، آن هم شتابزده، زد.
او گفت: برخی این پیمان را ضدایرانی میخواهند بنامند، برخی آن را ضداسرائیلی و برخی گفتهاند در راستای نیات و سیاستهای آتی ایران بعد از تفاهم احتمالی با آمریکا است. برخی دیگر نیز آن را اقدامی ناشی از دلسردی و دلنگرانی، بهخصوص ترکها و عربستان، از تفاهمنامه ایران و آمریکا برشمردهاند.
قاسمی گفت: اصولاً برخی کشورهای منطقه، رژیم اشغالگر و برخی کشورهای غربی و حتی دیگرانی که دوستشان میداریم، از تفاهم احتمالی ایران و عادی شدن روابط ایران و آمریکا، هرچند دور و دیر و ناپیدا، نمیتوانند خرسند باشند.
جغرافیا، تاریخ، فرهنگ، ظرفیتهای خدادادی و نیروی انسانی و داشتههای پرشمار بالقوه ایران، در شرایطی که کشور از تحریم و محاصره و فضای جنگی خارج شود و در دایره روابط اقتصاد جهانی و بیرون از این همه تحریم و تحدید قرار گیرد، میتواند موجب نگرانی آنان شود؛ بهخصوص پس از درخشش ایران در مقابله با دو قدرت هستهای.
او گفت: مگر نه آنکه همواره ایران بر همگرایی و وحدت و تلاش همه کشورهای منطقه و حوزه خلیج فارس برای تامین امنیت و تحکیم ثبات و روابط دوستانه بدون حضور نیروهای خارجی، تأکید کرده است؟
قاسمی با اشاره به طرح «ابتکار صلح هرمز» یا «ائتلاف امید» گفت: مگر نه این است که رئیسجمهوری وقت ایران در مهرماه سال ۱۳۹۸، در هفتاد و چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، از این طرح رونمایی و جزئیات آن را مطرح کرد؟
او تأکید کرد: موضع اصولی ایران همواره تلاش برای یک همکاری جمعی بر اساس احترام متقابل، عدم دخالت در امور یکدیگر، تلاش برای برقراری امنیت و ثبات و کوشش همگان برای رفاه و پیشرفت اقتصادی مردم منطقه و دوری از نظامیگری و حضور نیروهای نظامی بیگانه بوده است.
قاسمی گفت: تصوری وجود ندارد که ایران در دعوت از کشورهای حوزه خلیج فارس برای یک همکاری جمعی، هیچگاه همکاری و پیمان دفاعی را مدنظر داشته است.چر که برای رسیدن به این مرحله از همکاری باید در یک وضعیت مطلوب قرار گرفته باشد و به پیش زمینه های بسیاری نیازمند است
او گفت: پیمان مکه اما کاملاً یک پیمان نظامی است؛ با حضور یک عضو ناتو و یک کشور دارای توان اتمی در مرحله نخست و پس از آن میتواند همکاریهای اقتصادی و دیگر همکاریها را در پی داشته باشد. اما هرگونه و از هر زاویه که به آن بنگریم، نشانگر تغییر و ورود منطقه به یک نظم جدید و چیدمان نوین است و بیتردید پیامدهای بسیاری در منطقه ایجاد خواهد کرد.
به گفته قاسمی، دیگر کشورهای منطقه مانند هند، اسرائیل، امارات، بحرین و عراق نیز احتمالاً در آینده باید در این نظم جدید و با توجه به پیمان مکه، معادلات جدید دیگری را را پایهریزی و شکل دهند؛ بهخصوص اگر آمریکا به کاهش حضور خود در این منطقه اقدام کند.
او در پایان گفت: چنین به نظر میرسد که آینده منطقه با آنچه تا امروز بر آن حاکم بوده است، کاملا متفاوت خواهد بود.
انتهای پیام



