مسعود فروزنده، تاریخ پژوه، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است نوشت:
در حالی که یک توافق منصفانه و متوازن در جریان مذاکرات در دسترس بود، دونالد ترامپ دست به یک ریسک خطرناک زد؛ ریسکی که بیش از آنکه از محاسبهای دقیق ناشی شود، از اغوای بنیامین نتانیاهو و وسوسه نمایش قدرت سرچشمه میگرفت. نتیجه آن تصمیم، برافروختن جنگی بود که قرار بود سریع، قاطع و با یک پیروزی چشمگیر پایان یابد.
اکنون اما همان جنگ به معمایی پیچیده تبدیل شده است؛ معمایی که پایان دادن به آن به مراتب دشوارتر از آغاز کردنش شده است. ترامپ که تصور میکرد میتواند با ضربهای نظامی، هم ایران را به عقب براند و هم خود را در جایگاه فاتح بنشاند، حالا بیش از هر زمان دیگری به دنبال راهی برای اعلام پایان جنگ است؛ پایانی که بتوان آن را در قاب یک «پیروزی» فروخت. او در هفته گذشته ۱۲ بار از پایان جنگ حرف زده است.
اما صحنه واقعیت با سناریوی کاخ سفید همخوانی ندارد. ایران در سوی دیگر این ماجرا ایستاده و حاضر نیست در نمایشی که پایانش از پیش نوشته شده، نقش بازنده را بازی کند. نه حکومت فروپاشیده، نه ابزارهای فشار ایران از میان رفته و نه معادلات منطقهای آنگونه که طراحان جنگ تصور میکردند تغییر کرده است.
بازار جهانی انرژی آشفته شده، عبور نفت از خلیج فارس با مخاطره همراه است و سایه ناامنی بر تنگه هرمز سنگینی میکند. در همین حال، افزایش بهای بنزین در آمریکا و فشار اقتصادی بر مصرفکنندگان، هزینههای جنگ را به داخل مرزهای ایالات متحده کشانده است؛ جنگی که قرار بود نمایش قدرت باشد اما اکنون به باری سیاسی برای رئیسجمهوری تبدیل شده که رقیبانش در انتخابات میاندورهای از آن حداکثر بهره برداری را میکنند.
تناقضها اما به اینجا ختم نمیشود. ترامپی که در سالهای اخیر با راهاندازی جنگهای تجاری با بسیاری از کشورها درافتاد و متحدان و شرکای اقتصادی خود را تحقیر کرد، اکنون برای بازگشایی مسیر انرژی جهان دست به دامان همان کشورها شده است. رئیسجمهوری که زمانی با زبان تهدید با جهان سخن میگفت، حالا برای مهار بحران تنگه هرمز نیازمند همکاری همان بازیگرانی است که پیشتر با آنها درگیر شده بود.
از سوی دیگر، او در قبال کشورهای عربی منطقه بارها اعلام کرده بود که امنیت کالایی است که باید بهای آن پرداخت شود؛ پیامی روشن که معنایش این بود: پول بدهید تا امنیت داشته باشید. امروز اما با وجود قراردادهایی به ارزش تخمینی هزار میلیارد دلار و پرداخت هزینههای سنگین نظامی از سوی دولتهای عربی، امنیت وعده دادهشده همچنان دستنیافتنی باقی مانده است و مهمترین شاهراه انرژی جهان در وضعیت بیثباتی قرار دارد.
در چنین شرایطی، تلاش ترامپ برای اعلام پیروزی بیش از هر چیز به یک صحنه کمدی شباهت دارد؛ کمدیای که در بطن خود تراژدی بزرگی را حمل میکند. زیرا در پسِ این نمایش پیروزی، خونهایی ریخته شده و بحرانهایی شکل گرفته که به سادگی با یک اعلامیه پایان جنگ محو نخواهد شد.
این همان کمدی تراژیک پایان جنگ است: جنگی که با توهم یک پیروزی آسان آغاز شد، اما اکنون پایانش به بازی پیچیدهای از قدرت، فشار و واقعیتهای سرسخت تبدیل شده است؛ بازیای که در آن، هیچکس به سادگی نمیتواند نقش نویسنده پایان را بر عهده بگیرد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید