مهدی میرابی، نویسنده و روزنامه نگار در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «تحلیلی بر جنگ تحمیلی» نوشت:
با گذشت بیش از ده روز از آغاز جنگ، بسیاری از زوایای آن مشخص شد و پیشبینیهای بسیاری از کارشناسان و تحلیلگرانِ خارج نشین غلط از آب درآمد. روشن شد که سقوط، آنطور که تصور میشد اشتباه بود. روشن شد که جنگ برای آمریکا و اسرائیل بسیار سخت و پر هزینه است. اکنون حتی خود ترامپ هم در پاسخ به پرسشهای مکررِ خاتمهی آن به لُکنت افتاده است.
همگی متفقالقول هستیم که ایران دچار مشکلات عدیده و عمیقی بود، به ویژه آنکه شکاف بین ملت-دولت در سطح وسیعی حس میشد. و انفجار این فاصله به عینه در سطح جامعه با اعتراضات گسترده دیده شد. اما همهی اینها به کشورهای بیگانه مجوز نمیدهد که به خاک میهن حمله کنند. چراکه نتیجه معکوس به بار میآورد و روند دمکراتیزاسیون را تضعیف میکند.
پیش از شروع جنگ طی یادداشتی تحت عنوان «به هزار دلیل باید مانع بروز جنگ شد» گفته بودم فردی که هفتاد هزار نفر را در غزه قتلعام کرده یک اهریمن است تا یک منجی. اما متأسفانه بسیاری از مردم، چه در داخل و خارج به وی دخیل بستند. این مدعا در همان ساعتهای ابتدایی آغاز جنگ با حمله به مدرسه میناب و کشتن حدود ۱۸۰ کودک ثابت شد. رفتاری بس ناجوانمردانه که طبق قواعد بینالملل «جنایت جنگی» محسوب میشود.
یکی از ضعفهای اصلی ما صدا و سیمای ملی بود که طی دو دههی اخیر به تصرف گروه خاصی درآمد و از محتوا تهی شد. در واقع صدا و سیما مخاطب ایرانی را دودستی تقدیم رسانههای فارسیزبانِ خارج کرد. از جمله ایران اینترنشنال که جز سمپاشی کار دیگری ندارد.
اگر سیمای قدرتمندی داشتیم مرجعیت رسانه از داخل به خارج پرتاب نمیشد. در شرایط امروز، رسانه نقش بسیار مهمی در محوریت افکار عمومی دارد. شبکهای بنام ایران اینترنشنال با هزار ترفند، جهت دهی به افکار عمومی را به دست گرفته و با دروغپردازیهای متنوع، مایه انزجار مردم از حاکمیت شده. این موضوع مشکلات اساسیِ داخلی را کتمان نمیکند اما مسئله این است که هدف آنها اصلاح امورِ داخلی و گذار مصالمت آمیز از بحرانها نیست. بلکه هدف آنها، تضعیف جامعه مدنی، ترویج خشونت و به اخلال و آشوب کشیدن هر موضوعی از طریق ناامید ساختن مردم است.
اگر کشتار مدرسه شجرهی طیبه در اسرائیل رخ میداد، صدها کشور علیه ایران موضعِ سرسختانه میگرفتند و هیچ بعید نبود دهها کشورِ همپیمان به ایران حمله کنند. اما چون «جنایت علیه بشریت» در «ایران» رخ داد، کشورها مهر سکوت بر لب زدند، سیاست دبل استانداردِ دنیا یعنی این.
در طول دو جنگ اخیر، اسرائیل به همراه آمریکا بیش از دویست مقام عالیرتبه کشور را ترور کرد. حتی شخص اول مملکت را به قتل رساند. اما کمتر کشوری چنین جنایتی را محکوم کرد. اسرائیل به مدارس، بیمارستان، بناهای تاریخی (کاخ گلستان و چهلستون. که نماد تمدن ایران هستند) پایگاه هلال احمر، بانک، کمپ ورزشیِ کودکان، ورزشگاه آزادی، انبارهای نفت، منازل مسکونی و… که جزو خطوط قرمز و غیراخلاقیترین اقدامات در جنگ محسوب میشود، حمله کرد. زدن این اماکن یعنی پای از بین بردن «ایران» در میان است نه «جمهوری اسلامی»
به دور از پایبندی به احساسات باید با بینش و دیدگاهی منطقی و واقعبینانه، رویدادها را قضاوت و تحلیل کنیم. راه خروج از بنبستِ بحرانهای خانمانسوز از مسیر هجوم بیگانگان به کشور نمیگذرد. تحولات و تغییرات ساختاری به دست مردم همین سرزمین باید رقم بخورد.
اگر رسانهای قدرتمند و شبکههای خصوصیِ مطرح و بینالمللیای نظیر الجزیره داشتیم. کشتار کودکان در مدرسه شجره طیبه باید گوش فلک را کر میکرد و جامعه جهانی را از این اقدام شوم شرمسار میساخت. آنوقت افکار عمومیِ دنیا علیه جنایتکارانی نظیر نتانیاهو و ترامپ میشوریدند. اما همانطور که این کودکان، مظلومانه در محیط بسته و محروم میناب زندگی کردند. معصومانه زندگی را خیلی زود پایان دادند و در کمال بیخبری در همین شهر هم غریبانه به خاک سپرده شدند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید