مهندسی جنگ رمضان از نگاه پرنده‌ بلندپرواز: ۱۰ آیت حکمت

سایت دین آنلاین نوشت: حمیدرضا شریعتمداری، (عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب) در یادداشتی با عنوان «مهندسی جنگ رمضان از نگاه پرنده‌ بلندپرواز» که در آستانه سال جدید منتشر شده، با فرارفتن از تحلیل‌های مرسوم میدانی و سیاسی، به واکاوی ابعاد متافیزیکی و حکمیانه معرکه‌ی اخیر پرداخته است.

او که حضور در صحنه‌های انقلابی را با تأملات فکری پیوند می‌زند، با تأکید بر ضرورت «دفاع همه‌جانبه و هوشمندانه» و پرهیز از یکسان‌انگاریِ اندیشه‌ها، از منظر «پرنده‌ی بلندپرواز» ۱۰ نشانه‌ی عینی از «تدبیر و عنایت الهی» را در این مقطع حساس فهرست کرده است.

از ترورِ وحشیانه‌ی رهبر مقاومت در آستانه توافق دیپلماتیک تا حضور پرشور مردم در خیابان‌ها، نظمِ شگفت‌انگیز امور کشور باوجود تحریم‌های سنگین، و درنهایت کنترل راهبردی تنگه‌ی هرمز، بخشی از مصادیقی هستند که شریعتمداری آنها را نشانه‌های «شایستگی امت مقاومت برای تجلی مشیت الهی» می‌داند.

او نوشته است: این روزها هم با کارزار نظامی در میدان، و هم‌آوردطلبی سیاسی و حماسی در خیابان روبه‌رو هستیم، هم با چالش‌هایی فکری و گفت‌وگوهایی درگیرکننده در خانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و هرجایی که جمعی گردهم می‌آیند و فرصتی برای تبادل نظر و گاه، جرّوبحث سیاسی پیدا می‌کنند.

باورم این است که ضرورت سیاسی و بلکه اضطرار وجودیِ ما این است که تمرکزمان روی دفاع همه‌جانبه و هوشمندانه و نیز انسجام ملی باشد. درعین‌حال، نباید انتظار داشته باشیم که همه حتی همه‌ی حاضران و فعالان در صحنه‌های حمایت از ایران و جمهوری اسلامی مثل ما یا مثل هم فکر کنند، کمااینکه باید این حق و مجال را برای صاحبان نظر که اینک فراغ بالی دارند و می‌توانند در کنار حضور و حمایت، اندیشه‌ورزی‌ای هم داشته باشند، قائل باشیم که کار فکری خود را انجام دهند. هرگز نباید کار آنها را فانتزی یا تفرج فکری یا نوعی عافیت‌طلبی در هنگامه‌ی بلا و ابتلا به شمار آوریم.

ما حق نداریم و عملاً هم نمی‌توانیم مانع جولان اندیشه‌هایشان بشویم و از آنها بخواهیم قلم‌ها را کنار بگذارند و فقط همپای مردم در خیابان‌ها بشوند با اگر دست به قلم شدند، حتماً فقط حمایت کنند یا فقط ایده‌هایی را مطرح کنند که جوّ حاکم در میدان و حسّ غالب در خیابان می‌پسندد، هیچ هشداری ندهند، هیچ ملاحظه‌ی خیرخواهانه‌ای را مطرح نکنند و از بایدهای اخلاقی یا سیاسی یا الهیاتی‌ای که در محیط‌های علمی فراگرفته‌‌اند، سخنی به میان نیاورند!

من خودم از کسانی بوده‌ام که درکنار حضور مستمر در صحنه‌های شور و افتخار، کوشیده‌ام دست‌کم، در برخی زمینه‌ها، ازجمله، در زمینه‌ی اندیشیدن به راه‌های برون‌رفتِ حکیمانه و عزتمندانه از این معرکه‌ی عظیم، توجه بدهم و خواهان بارش فکری در ابن زمینه بشوم.

امّا اینک فارغ از جبهه‌بندی‌هایی که در میدان و خیابان یا در میان صاحبان نظر یا تریبون(منبر)وجود دارد، می‌خواهم خودم را کمی بالا بکشم و از نگاهی بالاتر و به تعبیر فرنگی‌ها از منظر Birdview به صحنه‌ی جنگ، نگاهی موحدانه بیندازیم، گویا العیاذبالله در مسند الهی نشسته و بر عرش و کرسیّ تکیه زده‌ایم و این معرکه‌ی بی‌نظیر بین رأس سلطه و فتنه(که او هم ناگزیر یا بسا از روی باورهایی آمیخته به کژاندیشی و تفسیر به رأی)، و رأس مقاومت و استکبارستیزی درگرفته است.

تردیدی نیست که خدای بزرگ تقدیر و تدبیرهایی دارد که فراتر از خواست‌ها و شناخت‌های محدودِ ماست و نیز تردیدی نیست که ما اگر طرف خودمان را در این معرکه، شرِّ مطلق یا حدّاکثری می‌دانیم، معنایش این نیست که لزوماً خودمان را خیر مطلق یا امت برگزیده یا مجمع همه‌ی فضائل می‌دانیم، بااین‌همه، می‌توانیم حدس بزنیم که شاید خدای متعال اراده کرده باشد که قدرت‌ و حکمت خود را از طریق این ملت، یعنی مردم ایران و دیگر اجزای مقاومت مؤمنانه در جهان اسلام اِعمال نماید!

اما چرا این ملت را شایسته‌ی آن می‌دانیم(یا چنین فرض می‌کنیم و حدس می‌زنیم) که مجرای قدرت و مجلای حکمت و مشیت الهی باشد؟

پاسخ احتمالی به این پرسش را می‌توانیم از این دو آیه‌ی قرآن الهام بگیریم:
“إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا”، حج/۳۸
“یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ ۖ وَیُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِینَ ۚ وَیَفْعَلُ اللَّهُ مَا یَشَاءُ”، ابراهیم/ ۲۷

ملت ایران و رهبر شهیدش(به تبعیت از امام راحل) پایه‌گذار یا تثبیت‌کننده‌ی الگویی از استکبارستیزی و ایستادگی بودند که از آن می‌توانیم به “مقاومت مؤمنانه”تعبیر کنیم.‌ به‌رغم همه‌ی دگردیسی‌هایی که در انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی رخ داده و باوجود ضعف‌ها و ناکامی‌هایی که در رفتار یا ساختار جمهوری اسلامی ایران قابل اغماض و انکار نیستند، این نظام و مؤثرتر از آن، ملت ایران و جماعت‌هایی از مسلمانان در لبنان، عراق، یمن و فلسطین با نیت صادق و جهاد مستمر بر مقاومت اسلامی و نمادِ آن، آرمان فلسطین ایستادگی کردند و از دادن هر نوع هزینه‌ای از شهادت و جراحت گرفته تا انواع مختلفی از تضییق‌ها و تحریم‌ها اِبا نکردند.

بدون آنکه بخواهیم در طراحی‌ها و تدبیرهای الهی، مداخله‌(یا فضولی) بکنیم، می‌توانیم حدس بزنیم یا احتمال زیاد بدهیم که امت مقاومت شایستگیِ آن را یافته تا مظهر آیات الهی و تجلی‌گاه مشیت الهی بشود.

در ادامه می‌کوشم بنابه فهم قاصرِ خودم و از باب”فأما بنعمه ربک فحدث” و با این امید که قدردان این نعمتکها باشیم، برخی از برگ‌های دفتر این معرکه را ورق بزنم و برخی نمونه‌های تدبیر و نشانه‌های عنایت الهی را حدس بزنم و فهرست کنم.

جامع مشترکِ این نمونه‌ها، نقش‌آفرینی و اثرگذاری آنها در موفقیت جبهه‌ی مقاومت یا نشان‌دادنِ حقانیت موضعش(برای افکار عمومیِ جهان و ایران)یا برانگیختن نیروهای مدافع مرزها یا مردمِ حاضر در صحنه است:

۱. شروع حمله در میانه‌ی مذاکراتی که به‌رغمِ بی اعتمادی و تجربه ی تلخ پیشین، با جدّیت و بدون تعیین مهلت(deadline)یا اخطار قبلی و حتی همراه با بروز و ابراز نشانه‌هایی از موفقیت و توافق در حال انجام بود. کمترین خاصیتِ شرکت در این مذاکراتْ نشان‌دادن صلح‌طلبیِ ایران و آمادگی و تمهیداتش برای پرهیز از جنگ بوده است.

۲. ابتدای دشمن به جنگ با ترور جسورانه و وحشیانه‌ی رهبر منتخبِ ملت در محیط و شرائطی مدنی و غیرنظامی که با شهادت تنی چند از خانواده‌ی ایشان هم همراه شد. این رویداد تلخ افزوده‌های زیادی برای جبهه‌ی مقاومت داشت: زدنِ نشانِ بی‌وِزانِ آغازگر جنگ‌بودن بر پیشانی دشمن، اقدامی از روی بزدلی و نه در میدان نبرد، فرارنکردن رهبری از میدان(به‌رغم تهدیدهای جدی)، پیشگامی پیشوا در شهادت و جانفشانی(همراه با عزیزانش)که برای خانواده‌های شهیدان و رزمندگان، آرام‌بخش، و برای مدافعان و مردمِ در صحنه، انگیزه‌آفرین، روحیه‌بخش و مایه‌ی تزریق خون تازه و تحریک غیرت و حمیت در آحاد ملت بوده است.

۳. حمله‌ی آشکار و غیرقابل انکار به دبستان شجره‌ی طیبه که هم افکار عمومی و نهادهای بین‌المللی را به واکنش واداشت و هم مایه‌ی رسوایی دشمنی شد که ادعاهایش درخصوص حقوق بشر و آزادی‌بخشیِ ملت ایران گوش فلک را کر کرده است. این اقدام که کاملاً آگاهانه و عامدانه برای نشان‌دادن میزان آمادگی دشمن برای هر جنایتی و طبعاً ترساندن ملت و حاکمیت ایران بود، صلاحیت اخلاقی و وجاهت سیاسی دشمن را به‌طور کلی سلب، و عواطف جهانیان را به ایران معطوف ساخت.

۴. حضور پرشور مردم در خیابان‌ها که هم مایه‌ی هم‌افزایی روحی و انگیزشیِ آحاد ملت و نیز تقویت روحیه‌ی مدافعان نظامی و کارگزاران سیاسی، اجرایی و امدادی شد، هم سدّ منیعی شد دربرابر هر نوع فتنه‌‌انگیزی داخلی و دسیسه‌چینیِ خارجی‌ها برای ایجاد آشوب داخلی و سقوط نظام سیاسی.

۵. نظم و نَسَق امور اداری، خدماتی و اقتصادی کشور، آن هم کشوری که چند دهه گرفتار تحریم بوده و به تازگی جنگ دوازده‌روزه و کودتای دی‌ماه را پشت سر گذاشته است. طبیعی‌ترین پیامدِ اتفاقات سهمگین رمضان می‌توانست این باشد که دولت قافیه را ببازد و شیرازه‌ی امور از هم بپاشد، درحالی که به‌جز دوسه مورد بی‌نظمیِ ناشی از دستپاچگیِ برخی شهروندان، در بقیه‌ی امور، به همت دولت و دیگر قوا و با حسن تعامل ملت، نابسامانی خاصی دیده نشد و این از شگفتانه‌های این مُلک و مملکت است.

۶. تصعیدها یا همان تشدیدها در حملات نظامی، هم از لحاظ کمّی و هم از لحاظ کیفیت و تنوع(ازجمله، حمله به مناطق مسکونی و زیرساخت‌های غیرنظامی) همگی آشکارا از سوی آمریکا و اسرائیل صورت گرفت، نه از سوی ما و البته خوشبختانه در همه‌ی موارد با عکس‌العمل و مقابله‌به‌مثل‌های قوی و بازدارنده‌ی ایران روبه‌رو شد. آخرین پرده‌اش تهدید رسمی ترامپ به حمله به زیرساخت‌‌های برق و نیروگاهی کشور بود که البته مسبوق به برخی حملات جنایتکارانه‌ به تأسیسات گازی و برقی در عسلویه، تهران و مناطقی دیگر بود.

۷. آمادگی، قاطعیت و درعین‌حال خونسردی و عملکرد پلکانیِ بازوان نظامی و رزمیِ جمهوری اسلامی نیز درجای خودش از مهم‌ترین امدادهای الهی به کشوری است که در بخش‌های مختلف، ازجمله، لجستیک(پشتیبانی)نظامی با سنگین‌ترین تحریم‌ها روبه‌رو بوده و هیچ متحدی در منطقه و جهان نداشته و از هیچ‌کدام از دوستانش نیز کمک شایانی دریافت نکرده است.

۸. عملکرد منطقه‌ای: به‌رغم سیاست‌های ایران در سال‌های اخیر درخصوص حسن همجواری و مناسبات سازنده‌ی منطقه‌ای، ایران ناگزیر شد پایگاه‌های برخی از کشورهای همسایه و منطقه را مورد حمله قرار بدهد. این پایگاه‌ها به‌واقع، هدیه‌هایی الهی بودند برای مقابله با دشمنی که هزاران کیلومتر از ما دورتر، و منافع و منابع سرزمینی‌اش دور از دسترس ماست.

درعین‌حال، این حمله‌ها فرصتی شدند برای نشان‌دادن راهبردهای نامطمئن، ذلت‌بار و بی‌خاصیت دولت‌های متأسفانه هم‌کیشِ ما در این منطقه. بسط این حملات به مناطق و مراکزی غیر از پایگاه‌های نظامیِ آمریکا بسا از لحاظ حقوق بین‌الملل و توقعات جهان اسلام، وجاهت کافی نداشت، اما شواهدی که خبر از ائتلاف برخی از این دولت‌ها با دشمن متجاوز دارد، این مانع حقوقی و اخلاقی را نیز از میان برداشت.

۹. انتخاب رهبر جدید: تعیین فرزند رهبر شهید به‌عنوان رهبر جدید(فارغ از ملاحظاتی که ممکن است برخی درخصوص فرآیند و برآیند داشته باشند)، شور و معنای شدید و عمیقی به مردم ایران و فرماندهان و رزمندگان بخشید و به خارج از ایران نیز پیام استمرار و مداومت در خطّ مقاومت را منتقل کرد.

برخی نِکات راهگشا و نویدبخش و التفات به نقدهای مردم در پیام نوروزی رهبری، می‌تواند بخش‌های خاکستری و حتی بخشی از منتقدان و معترضانِ غیرمُعاند را نیز جذب و امیدوار سازد؛

۱۰.‌ کنترل تنگه‌ی هرمز بدون بستنِ رسمیِ آن و بدون مین‌گذاری که عملاً تنگه را برای ماه‌ها غیرقابل‌عبور می‌کند، از اقدامات ویژه‌ی ایران است که هم نقشی تعیین‌کننده در پرشدن و تفوق‌یافتن ایران ایفا کرد، هم راهی نرفته(که البته تا قبل از این، قابلیت تحقق نداشت)بود که برای آینده‌ی این تنگه و ایران، افق‌های جدید و نویدبخشی را رسم کرد.
در پایان، عاجزانه از خدای متعال می‌خواهم که ما را سزاوارِ نصرت قاطعِ خویش فرموده، دشمنان دین و سرزمین را منکوب و زمین‌گیر سازد!
“إنّ ذلک على الله یسیر”؛ “و ما للظالمین من نصیر”

انتهای پیام

One comment

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. بازی با کلمات! (دانشگاه ادیان و مذاهب)!!!؟؟ عضو هیأت علمی این دانشگاه!!؟ خب، اعتبارات و بودجه های مصوب برای این مثلا دانشگاه چقدری بوده و هست حالا!؟ از کجا تأمین میشه!؟ بار اصلی بودجه های این دانشگاه بر دوش مردمه یا دولت یا هر دو!؟ اینهمه موسسات و نهادهای آموزشی و فرهنگی و دینی با بودجه های کهکشانی و سرسام آور در مملکت داریم، و وضع فرهنگ مان این است!!؟؟؟

    ۳