عمادالدین باقی، حقوقدان و فعال حقوق بشر در کانال تلگرامی خود نوشت:
هر دیدگاهی علیه یا له جمهوری اسلامی داشته باشیم، هیچ تاثیری در این واقعیت نخواهد داشت که امریکا و اسراییل جلوی چشم جهان برای دومین بار و در میان مذاکره، دست به حمله نظامی و همچنین توسل به ترور به وسیله هواپیماهای جنگنده و بمب افکن علیه ایران زدند و با گستاخی از اقدام خود به عنوان «غافلگیری» و «برنامه از پیش طراحی شده»، «حمله پیشدستانه»( که ادعایی دروغ بود و اساسا چنین عنوانی وجاهت قانونی ندارد) و به «هدف سرنگون کردن حکومت» و… سخن گفتند. اگر روش ترور دولتی که به وسیله آمریکا و اسرائیل تجویز شده در دنیا باب شود سنگ روی سنگ بند نمی شود.
متجاوز بودن آنان به قدری آشکار است که هم دبیر کل سازمان ملل و هم تعدادی از مقامات عالی دولت های غربی متحد آمریکا که در جنگ از پایگاهها و امکانات آنها هم استفاده می شود (مانند آلمان و بریتانیا و ایتالیا) اعلام کردند این حملات غیر قانونی است و کشورهای دیگری مانند اسپانیا، اندونزی و برزیل و… مواضع صریحتری علیه تجاوز و غیر قانونی بودن آن اتخاذ کردند.
با این حال دیروز، شورای حقوق بشر سازمان ملل قطعنامهای را که از سوی کشورهای خلیج فارس و اردن ارائه شده بود، تصویب کرد. این شورا در این قطعنامه حملات جمهوری اسلامی به همسایگان ایران در خلیج فارس را محکوم کرد و خواستار پرداخت کامل و سریع «غرامت» به همه قربانیان این حملات شد. در حالی این ایران است که یکی از شروط پایان جنگ را پرداخت غرامت توسط آغازگران جنگ قرار داده است.
هرچند بیانیه این شورا جنبه توصیه ای دارد و الزام آور نیست و شورا جایگاه داوری مانند دیوان بین المللی دادگستری ندارد اما موضعگیری آن پیامد سیاسی دارد و می تواند بستر ساز اقدامات بعدی باشد. صدور این بیانیه در حالی است که:
یکم، از نظر حرفه ای، جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران، موضوع اسناد حقوق بشر دوستانه است نه حقوق بشر! و در اسناد حقوق بشر دوستانه، حق دفاع و مقابله به مثل در جنگ به رسمیت شناخته شده است و ایران اعلام کرده طبق قواعد حقوق بین الملل، پایگاه نظامی و دارایی های کشورهای متجاوز و مهاجم در کشورهای همسایه که مورد استفاده برای حمله علیه ایران قرار می گیرند جزو اهداف مشروع هستند.
دوم اینکه، تاکنون صدها هدف مطلقا غیر نظامی در ایران مورد حمله قرار گرفته اند، صدها شهروند عادی از زن و مرد و کودک در ایران جان باخته اند که کشتار ۱۶۸ کودک دختر دبستانی میناب با موشک تاماهاوک آمریکایی در اولین روز جنگ، شهرت جهانی پیدا کرده است. میراث فرهنگی و باستانی، دهها بیمارستان و مدرسه و زیرساخت های انرژی مورد حمله بوده اند و رئیس جمهور امریکا رسما ضرب الاجل ۴۸ ساعته برای حمله به نیروگاه های برق صادر می کند که طبق نص اسناد بین المللی حقوق بشر دوستانه جرو اهداف غیرنظامی بوده و حمله به انها جنایت جنگی است اما شورای حقوق بشر نه آغازگر جنگ، نه حمله به غیرنظامیان و اهداف غیر نظامی در ایران و نه استفاده از حریم هوایی و زمینی کشورهای همسایه ایران برای ارتکاب جنایات جنگی را محکوم نمی کند.
وقتی که شورای حقوق بشر منحصرا تشکیل شده از نمایندگان دولت ها باشد نمی تواند شورای حقوق بشر باشد بلکه نهادی سیاسی است که می تواند گاهی در خدمت دشمنی با حقوق بشر قرار گیرد.
سیاست ورزی سلطه جویانه، فقط جانها و بناها را ویران نمی کنند ارزش های انسانی را هم نابود می کنند. اگر از زمان نسل کشی غزه باور به نهادها و ارزش های مورد ادعای غرب فروریخته بود اکنون، در مواجهه با مساله ایران، باور به نهادهای حقوق بشری مستقر در غرب نیز در معرض فروپاشی است مگراینکه نهادهای غیر دولتی حقوق بشر بیانیه و اقدامات تبعیض آمیز این شورا را محکوم نمایند و موضعی عادلانه تر اتخاذ کنند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید