دو یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با نام مستعار نویسنده، آرش اوگ آتانلار، در پی میآید:
یادداشت اول
زنگزور در برابر خارک!
در هیاهوی جنگ طبل تو خالی و رسوای ترامپ هر از گاهی صدایی از خود خارج میکند؛ که همگی ابتر مانده است؛ نه شورش خیابانی شد و نه شهادت رهبران سیاسی و نظامی و امنیتی سیستم را دچار تردید و دودلی کرد
تنگه در کنترل است، و بازنده سیر نشده رجز میخواند تفنگدار دریایی و لشگر هوابرد و هلی برن و جزایر
زهی خیال باطل
چشم در برابر چشم
شکی در این نیست که ورود زمینی به جنگ ورود به جهنم است؛ اما برای اینکه مجریان تلویزیونی لمپن مآب و ناشی نشسته بر کرسی وزارت جنگ و ریاست جمهوری امریکا بدانند اسیر بازی در چه جغرافیایی گستردهای هستند مناسب است که گردانی از نیروهای رزمی مستقر در شمال غرب در مجاورت کریدور زنگزور که معبر ترامپ نامیده شده و در اختیار امریکا است مترصد بنشینند تا اگر لازم شد از ارس عبور کرده و دارایی دشمن متخاصم را تملک کنند
این نه تعرض به آذربایجان است و نه ارمنستان
این حمله به دارایی امریکا است که حق مسلم ما در این جنگ است
این تملک دارایی توسط ایران است که حکام دست نشانده ارمنی و آذری جاهلانه تقدیم امریکا کردند و انرا به مثابه دهان کجی به ایران پیش میبردند و کمترین وقعی به تذکرات ایرانی نداشتند؛ و این عمل آنان نه تنها امنیت برای آنان نیاورد که برای آنان مصیبت شد و برای ما فرصت؛
انشالله عوارض عبور و مرور از ان کریدور بجای رسیدن به شرکت امریکایی اعلاوه بر عوارض مأخوذه از هرمز صرف بازسازی میهن خواهد شد
تا جاهلان بدانند که تمام منطقه درگیر است و بیشتر هم درگیر خواهد شد
الخیر فی ما وقع
/ یادداشت دوم /
از حران تا هرمز
سال ۷۰ پیش از میلاد کراسوس یکی از سه کنسول رم؛ ثروتمندترین و مغرورترین آنها در پی غلبه سیاسی بر پمپئوس و ژولیوس سزار دوکنسول دیگر و برای پربار کردن رزومه کاری خود با ده لژیون رومی و با همراهی پسر خود عازم شرق شد تا با شکست ایرانیان خود را فاتح شرق و دارنده عنوان پرسیکوس فاتح پارس نموده و در بازگشت عامل غالب امپراتوری روم شود؛ غافل از آنکه حاکمان پارت تبار ایران هدف آسانی نیستند
نا آشنا به موقعیت طبیعی وارد دشت بین النهرین شد؛ هم پیمان منطقهای او شاه ارمنستان توسط آرد شاه ایران غافلگیر و درگیر شده بود، سردار ایرانی سورنا از خاندان کارن با سی هزار سوار که از منطقه خود جمع کرده بود در دشت حران راه را بر لژیونهای رومی بست،
لژیونها آرایش تهاجمی گرفتند؛ تیراندازان ایرانی آسانتر از آنچه تصور میشد با کمانهایی دور پرتاب خود پیرامون لژیونها رومی با اسبان چابک خود به تاخت میدانداری میکردند و و دور از دسترس نیزه داران و پیاده نظام سنگین رومی بر آنان تیر میباریدند؛ شتران سپاه ایران آب و تیر فراوان به چابک سواران میرساندند و آنان را یاری میکردند؛ سپاه خسته و فرسوده رومی بی انگیزه و دور از وطن به فکر نجات جان خود بودند؛ پسر کراسوس کشته شد و سر او بر نیزه روحیه تمام لشکر را شکست؛ کراسوس افسرده روز دوم نبرد تمام نشده تمام رویای خود را بر باد دیده و در جنگ به دنبال راهی برای فرار از مصیبت شکست مفتضاحانه کشته شد لشگر منهزم؛ کشتهها بر زمین و اسرا در بند و عدهای کم سرافکنده در حال بازگشت
انروز هیچ یک از صاحب منصبان رومی به کتاب بازگشت ده هزار تن دسترسی نداشتند تا بدانند پانصد سال قبل بر سر گزنفون و یارانش چه آمده است اما ترامپ انرا در دسترس داشت و نخواند وای ایلان ماسک انرا خواند و گفت …
سال قبل مجسمه آرش کمانگیر تر میدان اصلی شهر تهران نصب شد؛ و کسی متوجه پیام آن نشد
اما آرش و فرزندان آرش هنوز در ایران هستند کمانداران جان بر کف طهرانچی ها
حاجی زادهها؛ پاکپورها و تمام کسانی که پای لانچرها هستند
آنان را از پهباد و رصد نترسانید؛ هزار سال است که آرشها جانشان را فدای تیر پرتابی خود کردهاند؛ و سرایندگان این کهن مرز و بوم در رشادت آنان سرودهاند و مادران ما برای فرزندان خود نسل به نسل گفتهاند
هایپر سونیکها؛ سجیل و قدر و … مفاهیمی امروزین برای ما نیستند این فقط یک شیوه از هزاران شیوه میرزایی این ملت چند هزار ساله است؛
غریبان غافل؛ ترامپ جاهل؛ بازماندگان کراسوس و والرین و گودریان؛ از تازیان بپرسید ای پناه بردگان به خانهی عنکبوت آیا جای زخم بر کتفهای شما بهبود یافته و آیا از خاطر شما رفته
این فقط بندی از هزار بند جنگی ماست
بیا و بنگر که بر پای پیلش؛ شه مات شده نعمان
انتهای پیام




