رسوایی دلالانِ مداخله نظامی | احمد سواری

احمد سواری در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «رسوایی دلالانِ مداخله نظامی» نوشت:

پیش از آغاز جنگ، این مدعیان در پسِ تریبون‌ها بر طبل مداخلهٔ نظامی کوبیدند و ویرانی سرزمین را در قالب فریبندهٔ «مداخلهٔ بشردوستانه» تئوریزه کردند. آنان حتی پیش‌تر، در نامه‌ای به رئیس‌جمهور آمریکا، ملتمسانه خواستار اِعمال فلج‌کننده‌ترین تحریم‌ها و مداخله نظامی علیه ایران شده بودند تا به خیال خام خویش، آنان را از حاکمیت جمهوری اسلامی خلاصی دهد؛ وقتی اولین بمب‌ها فرود آمد و خونِ بی‌گناهان و کودکان ریخته شد، کَکِشان هم نگزید؛ نه‌تنها منکرِ جنایت نشدند، بلکه با قساوت آن را توجیه کردند.

خون‌های ریخته‌شده و جان‌های سوخته را وقیحانه «تلفاتِ جانبی» نامیدند و این کشتار را بهای ناگزیرِ «آزادی و آبادانیِ بزرگِ فردا» جا زدند. همان مبلغانِ دیروزِ تحریم و مداخلۀ نظامی، دستانِ آغشته به خون خود را پنهان ساختند و وقیحانه هرگونه تقصیری را در این فاجعه حاشا کردند. با تخریب زیرساخت‌ها (هواپیماهای مسافربری، پتروشیمی‌ها، فولاد مبارکه اصفهان، فولاد خوزستان و بزرگ‌ترین پُل خاورمیانه در کرج) ناگهان رگِ غیرت و احساسات ملی‌گرایانه‌شان متورم شد!

انگار فقط با این ویرانی می‌شد پردهٔ انکارشان را کنار ‌زد تا به چشم ببینند برخلافِ سیاه‌نمایی‌های همیشگی‌شان، چه زیرساخت‌های عظیمی با سرمایۀ ملی در این سرزمین بنا شده است. این سوگواری پرده دیگری از وقاحتشان برداشت. رعشه بر اندامشان افتاده بود که در آن فردای خیالیِ پس از فروپاشی، نمی‌توانند تختِ پادشاهیِ «شاهزادهٔ» بی‌تاج‌وتختشان را روی تَلی از خاکستر و آهن‌پاره بنا کنند

در توهماتِ خود، کشوری دست‌نخورده و آباد را سفارش داده بودند تا اربابانِ آمریکایی‌شان آن را در سینیِ طلا تقدیمِ «اعلی‌حضرت» کنند و غنائم را میان خود تقسیم نمایند؛ غافل از آنکه بمب‌های اهدایی، شعورِ تفکیکِ میان حکومت و زیرساخت را ندارد. اوج این رذالت آنجا سر باز کرد که برای آهن و بتن مویه کردند و گریبان دریدند، اما در برابر پیکر قطعه‌قطعه‌شدهٔ کودکان مدرسۀ میناب، مُهر سکوت بر لب زدند.

این جریانِ وقیح، از دشمنِ متجاوزِ بیگانه پست‌تر است؛ دشمنِ متجاوز لااقل نقاب بر چهره ندارد؛ اما این دلالانِ ویرانی، در رسانه‌هایشان میکروفون‌های خود را به بی‌سیمِ توپخانهٔ دشمن بدل کردند. آنان همان دیده‌بانانِ پستی هستند که در لباسِ شیکِ «تحلیل‌گر» و «مدافع حقوق بشر»، گرایِ دقیقِ کاشانه‌های مردم را به اتاق‌جنگِ متجاوزان مخابره کردند و بر سینهٔ این سرزمین، سیبلِ آتش کشیدند. دستانِ اینان تا مِرفَق به خونِ مردم آغشته است و تاریخ، نام این کفتاران را در تاریک‌ترین صفحاتِ خود ثبت خواهد کرد.

انتهای پیام

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *