نقدی بر اظهارات خلاف انسجام ملی

محمد جهان تیغ در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «گربه بقالی می کرد، اسبه عصاری میکرد، شتر نمدمالی میکرد…» نوشت:
بچه که بودیم بخش قابلتوجهی از سرگرمی شبهایمان را در نبود اینترنت و ماهواره، قصه و متل پر میکرد. از میان همین داستانها و متلهای کودکانه یاد متلی میافتم که میگفت: یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود… گربه بقالی می کرد، اسبه عصاری میکرد، شتر نمدمالی میکرد…
در عالم بچهگی، شاید هیچ وقت نمیفهمیدیم عصاری چیست، اما میفهمیدیم همانطور که شتر و نمد با هم قرابت دارند، اسب و عصاری، دستکم از بابت تلفظ آوای حروفشان به هم میآیند و هرچیز و هرکسی سر جای خودش است.
داستانهای کهن، افسانهها و متلها، اگر نگوییم «قصه» نیستند، میتوان گفت «فقط قصه» نیستند. آنها شیرهی جان تجربیات و زیست یک ملتاند که بار فرهنگی زیادی به دوش میکشند، حتی اگر ماجرای بزبز قندی و خاله سوسکه باشند. این روزها و با داغ شدن بحث مقاله دکتر ظریف یاد همین متل میافتم.
کسی که کارش سیاست خارجی است و – فارغ از کیفیت و نتیجه کار- دههها در این عرصه تلاش کرده و خاک خورده، طبق رویهی مرسوم خودش، مقالهای نوشته و به چاپ رسانده. حالا اگر درست گفته یا غلط کرده! توقع میرود کسی که در این حوزه تخصص دارد او را به نقد بکشد و به مردم در فهم بهتر شرایط کمک کند؛ که الحمدلله تا حدودی اینگونه هم شده است.
در این بین اما آنچه آسیب میزند آن است که هرکس به کاری ورود کند – یا خدای ناکرده آن را رهبری کند – که مربوط به خودش نیست. از صدا و سیما نمیتوان ناراحت بود، چرا که طی سالها آنقدر سطح خود را در کار تخصصی و کارشناسی تنزل داده که توقعی از او نیست. (یکی داستان است پر آب چشم که باید در فرصتی بهتر و بیشتر به آن پرداخت.)
اما آنچه که این روزها گوی استکبارستیزی را از صداوسیما ربوده است و یکی از ارکان پیروزی ملت ایران است، همان «خیابان» است. حضور «مردم» در «خیابان» پیام روشن و موثری دارد، شبیه همان متل قدیمی: کارکرد ما امروز اینجا در خیابان است؟ پس اینجا در خیابانیم. همانطور که نظامیان کار خودشان یعنی همان جنگیدن را در «میدان» به بهترین شکل انجام میدهند.
حالا در این میانه، به نظرتان یک «مداح» باید چه کار کند؟ با توجه به ساختار این داستان، حتم دارم که نمیگویید: «بیانیه سیاسی صادر کند»، چه برسد به اینکه بگویید: «خط و نشان بکشد و اولتیماتوم سه روزه هم تعیین کند» حالا اگر این مداح به قول خودش «استاد دانشگاه» باشد چطور؟ حتم دارم که نمیگویید حق و سهم اضافهای برای او ایجاد میشود. اگر به او اجازه دهید که هنگام مداحی نظرات کارشناسی سیاسی بدهد، پس لابد به او اجازه خواهید داد که در دانشگاه به جای تدریس مداحی کند؟
این البته به این معنی نیست که نباید تحلیل سیاسی داشت، شاید لازم باشد بعضی وقتها تحلیل سیاسی را پیش خود نگه داشت. دفاع از ارزشها در همه جا و همهحال خوب است، قاطی کردن همهچیز با هم در همه جا و همه حال بد است. خیابان را عریضتر کنیم بهتر است یا تنگتر؟ مبادا با تشخیص اشتباهمان در جایی که باید باشیم و نیستیم یا نباید باشیم و هستیم، جاده را برای دیگران تنگ کنیم. مبادا کاری کنیم تا خدای ناکرده آنها که برای «ایران» آمدهاند و میخواهند علیه دشمن مشترکشان یعنی امریکا و صهیونیسم شعار بدهند، با خود بگویند: «ای بابا، نکند اشتباه آمدهایم؟»
انتهای پیام





فارغ از کیفیت و نتیجه کار!!!؟ بره مقاله بده و چاپ کنه که باز بدیم بره!!؟ اصلا یکی مثل ظریف بعد این همه گاف (در خوش بینانه ترین حالت) چرا باید روش بشه صحبت کنه چه برسه مقاله یا نظر سیاسی بده؟