عبور از جنگ

“سازندگی” به بررسی سخنان “مسعود پزشکیان”، مبنی بر اینکه «درگیری و جنگ به‌نفع هیچ‌کس نیست» و «عبور از میدان جنگ، به‌منزله پایان مسیر نیست، بلکه آغاز مرحله‌ مهم جهاد اکبر است» پرداخته است. مخاطب رئیس‌جمهور کیست و دولت و جامعه چه نقشی باید در این جهاد داشته باشند؟

در واپسین ساعت‌های آتش‌بس شکننده‌ ایران و آمریکا، که روز چهارشنبه به‌ پایان ‌می‌رسد، مسعود پزشکیان با حضور در ساختمان وزارت دادگستری تلاش کرد، سخنانی متفاوت از آنچه این روزها درباره جنگ و آتش‌بس و ادامه جنگ گفته می‌شود، بیان و تصویری متفاوت از آنچه در روز‌های قبل، چه در میدان‌ و چه در خیابان گذشته، ترسیم کند. او نه از ادامه جنگ سخن گفت و نه از باز یا بسته ماندن تنگه هرمز، سخنش چگونگی ادامه زندگی در ایران پس از جنگ بود.
سخن امروز او اما نه درباره جنگ که درباره بعد از جنگ است. رئیس‌جمهور معتقد است: «در عین ایستادگی در برابر ظلم و زیاده‌خواهی باید توجه داشت که ادامه درگیری و جنگ به‌نفع هیچ‌کس نیست؛ نه برای ما، نه برای طرف مقابل و نه برای آینده منطقه و نسل‌های پیش‌رو. هر میزان که بتوان مسائل را با منطق و در فضایی آرام مدیریت کرد به‌نفع همگان خواهد بود».

این سخن او اگرچه محتاطانه بیان شده است اما در بطن خود واقعیتی را نمایان می‌کند که رئیس‌جمهور می‌داند، جنگ ۴۰‌ روزه با همه هزینه‌های انسانی، نظامی و روانی، نه نقطه پایان بلکه آغازی برای بحرانی پیچیده‌تر است؛ بحرانی که در لایه‌های عمیق‌تری از جامعه، اقتصاد و سیاست امتداد پیدا می‌کند.

نه به جنگ
صراحت او در اینکه «ادامه درگیری به‌نفع هیچ‌کس نیست» نشانه‌ای از واقع‌گرایی دولتی است که حداقل باید دو سال دیگر کشور را اداره کند اما این سوال هم پیش می‌آید که اگر ادامه جنگ به‌نفع هیچ‌کس نیست، چرا صداوسیما و برخی از نهادها، واقعیت را به مردم نمی‌گویند؟ چرا همه‌ چیز در سطح امید و توصیه باقی مانده است؟ او می‌گوید: «اگر مردم در جریان واقعیات قرار گیرند و در تصمیم‌سازی‌ها احساس مشارکت داشته باشند، عبور از بحران‌ها تسهیل خواهد شد».

وقتی مردم آنچه می‌بینند با آنچه می‌شنوند، همخوانی نداشته باشد هر دعوتی به «مشارکت» بیشتر، شبیه مطالبه یک‌طرفه به‌نظر می‌رسد.

جهاد اکبر در راه است
در بخش دیگری از سخنانش، او مفهوم «جهاد اکبر» را مطرح می‌کند. او می‌گوید: «اهمیت جهاد اکبر، پس از جنگ در جهاد اصغر و در میدان نظامی است. عبور از میدان جنگ به‌منزله پایان مسیر نیست بلکه آغاز مرحله‌ای مهم‌تر یعنی جهاد اکبر است؛ جهادی که در آن همه مردم باید با صبر، تحمل، همکاری و مشارکت فعال در مسیر بازسازی و حل مشکلات کشور نقش‌آفرینی کنند. این مرحله نیازمند آمادگی ذهنی و اجتماعی بیشتری نسبت به دوران جنگ است».

دعوت به صبر چگونه؟
در چنین شرایطی، دعوت به «صبر» باید با اقدام ملموس همراه باشد وگرنه به‌سرعت اعتبار خود را از دست می‌دهد. احتمالاً رئیس‌جمهور در جریان موج بیکاری پس از جنگ قرار گرفته است. لازم است ستادی در دولت، برای مقابله با این وضعیت راه‌اندازی شود و تصمیمات جدی برای این پدیده، که می‌تواند به بحران‌های سیاسی و اجتماعی منتج شود، گرفته تا از اتفاقات بعدی جلوگیری شود. زیرا مردم ممکن است، سختی را بپذیرند اما تنها زمانی ‌که احساس کنند این سختی‌ها موقتی و هدفمند است، نه دائمی و بی‌پایان، حاضر به تحمل آن هستند.

جنگ یک دشمن مشخص دارد اما پس از جنگ، دشمن به مجموعه‌ای از مشکلات پراکنده تبدیل می‌شود؛ تورم، اقتصاد بیمار، مدیریت ناکارآمد، نابرابری اجتماعی و البته بی‌اعتمادی. مقابله با این دشمن نه با ابزار نظامی بلکه با اصلاحات ممکن است. اصلاحات و جراحی اقتصادی که معمولاً پرهزینه و زما‌نبر هستند. فراموش نکنیم که زمان به‌سرعت در حال گذر است. تنها دو روز تا پایان آتش‌بس باقی مانده و هنوز مشخص نیست که چه اتفاقی پس از آن خواهد افتاد. این ابهام نیز خود بخشی از بحران است. زیرا در شرایطی که جامعه نیازمند وضوح و قطعیت است، پیام‌های دوپهلو می‌توانند به افزایش اضطراب منجر شوند. مردم نه‌تنها با مشکلات اقتصادی بلکه با عدم‌قطعیت درباره آینده نیز مواجه هستند. [سازندگی]

انتهای پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *