پنجمین اپیزود از برنامۀ گفتگومحور «دوران»، میزبان دکتر فاطمه صادقی، پژوهشگر دانشگاه یوسیال (UCL) لندن بود. این گفتگو که با عنوان «روزگار پساجنگ و گسست اندیشه سیاسی در ایران» منتشر شده، به کالبدشکافی وضعیت جامعه، بحران زبان و مشروعیت، نسبت جنگ با سیاست و بازخوانی جنبش «زن، زندگی، آزادی» میپردازد.
فاطمه صادقی به عنوان یک جامعهشناس و پژوهشگر سیاسی، فارغ از علقههای خانوادگیاش به عنوان فرزند آیتالله صادق خلخالی (حاکم شرع سالهای ابتدایی انقلاب)، در موضعگیریهایش همواره تلاش کرده تا رویکردی انتقادی و مستقل در تحلیل پدیدههای خشونت، قدرت و جامعه داشته باشد و در این گفتگو نیز به نقد ساختاری بازتولید خشونت در هر دو سوی حاکمیت و اپوزیسیون میپردازد.
بخشهایی از این گفتوگو را به گزارش انصاف نیوز در زیر میخوانید.
فاطمه صادقی در ابتدای این گفتگو با اشاره به شکلگیری فضاهای تقابلی در افکار عمومی، از پدیده «دوقطبی شدن عمیق» در لایههایی از جامعه سخن گفت. به باور این پژوهشگر، یکی از پیامدهای این وضعیت، ایجاد دنیای موازی میان گروههای مختلف است که در آن روایتها بدون برقراری ارتباط واقعی از کنار هم رد میشوند.
صادقی کلیدیترین آسیب این انسداد اجتماعی را کاهش کارکرد «زبان گفتوگو» دانست و تأکید کرد که در فضای تقابلی، کنش کلامی و دیالوگ جای خود را به رفتارهای تند میدهد. وی با نقد ادبیات پرخاشگرانه و رواج الفاظ رکیک در بخشی از فضای رسانهای و اپوزیسیون، آن را نشانهای از افت کارکرد زبان تفاهم دانست و یادآور شد که سیاست مصلحانه تنها در بستری که زبان و گفتگو جاری باشد، امکان تحقق دارد. از همین رو، او دفاع از مشی عدم خشونت را تلاش برای حفظ بسترهای عقلانی ارتباط در جامعه توصیف کرد.
تحلیل روانشناختی احساس بنبست در جامعه
در ادامه برنامه، حسین حمدیه به ریشههای بروز رفتارهای تند در جامعه اشاره کرد و آن را ناشی از احساس بنبست یا کاهش حس عاملیت در میان گسترهای از افکار عمومی دانست؛ شرایطی که در آن هر دو سوی تقابل، طرف مقابل را غیرقابل گفتگو فرض میکنند.
صادقی در تبیین این پدیده، به مفاهیم تحقیر و استیصال در روانشناسی سیاسی اشاره کرد و گفت وقتی جامعه یا گروههایی احساس استیصال کنند، ممکن است به این باور برسند که راههای درونی و مسالمتآمیز به نتیجه نمیرسد. به عقیده وی، این ذهنیت سبب میشود که لایههایی از افکار عمومی به سمت کلانروایتهای حذفی یا حتی تصور گشایش از طریق مداخلات خارجی سوق پیدا کنند؛ رویکردی که صادقی آن را آسیبزا و مانع توسعه بومی میداند.
بحران مشروعیت و بازخوانی تجارب منطقهای
این جامعهشناس با پیوند زدن تحولات داخلی به بستر بینالمللی، به اهمیت تفاهم داخلی و حفظ مشروعیت ساختاری پرداخت. وی با مرور تاریخی تحولات دو دهه گذشته در کشورهایی نظیر عراق، لیبی و سوریه تشریح کرد که چگونه زوال همبستگی داخلی و پدید آمدن بحرانهای ساختاری، جادهصافکن مداخلات ویرانگر خارجی و توجیهکننده سیاستهای استعماری نوین در منطقه بوده است. از این رو، او تقویت همبستگی ملی و توجه به مطالبات داخلی را سد محکمی در برابر سناریوهای مداخلهجویانه خارجی دانست.
ویژگیهای مدنی و جامعهمحور تحولات اخیر
فاطمه صادقی با وجود چالشهای موجود، جنبشهای مدنی سالهای اخیر در ایران — بهویژه جنبش برآمده از شعار «زن، زندگی، آزادی» — را واجد ویژگیهای متمایزی دانست. او بزرگترین شاخصه این حرکت را «جریان داشتن از پایین به بالا» و تکیه بر نافرمانی مدنی مسالمتآمیز برشمرد.
وی با تبیین تئوریک این رویکرد، آن را تلاشی برای تغییر پوینتآفویو (دیدگاهها) در لایههای اجتماعی خواند و اظهار داشت که این حرکت، فراتر از بازخوانی نظم سیاسی، به دنبال اصلاح مناسبات اجتماعی بر محوریت تکریم زندگی و نطق بود. صادقی پیشنهاد داد که جامعه و ساختار سیاسی باید حول یک خط قرمز اخلاقی به توافق برسند: اینکه جان، زندگی و امنیت شهروندان تحت هیچ شرایطی و با هیچ ایدئولوژی و روایتی، وجهالمصالحه قرار نگیرد.
چالش گسست نسلی و نیاز به «داستان جمعی مشترک»
در بخش پایانی گفتگو، مجری برنامه با اشاره به گسست میان نسلهای مختلف، عنوان کرد که نسلهای جدیدتر گاهی افق آینده خود را در خارج از مرزها جستجو میکنند. او این پرسش را مطرح کرد که چگونه میتوان به یک روایت جمعی واحد برای ساختن مجدد کشور رسید که بتواند میان بخشهای مختلف جامعه و ساختار پناهگاهی از تفاهم ایجاد کند؟
فاطمه صادقی در پاسخ، به تجربه تاریخی انقلاب ۵۷ به عنوان نمونهای از خلق یک «داستان جمعی» اشاره کرد. او فارغ از قضاوتهای ارزشی، یادآور شد که آن واقعه بر پایه دو مؤلفه کلیدی «استقلالخواهی (نفی مداخله خارجی)» و «آزادیخواهی» شکل گرفت و توانست طیفهای متنوع مذهبی و غیرمذهبی را حول یک محور جمع کند. صادقی در پایان تاکید کرد که امروز نیز جامعه ایران برای عبور از چالشها، نیازمند بازتعریف مؤلفههای یک داستان جمعی مشترک است؛ داستانی که تکثر آراء را بر محور حفظ جغرافیا، امنیت ملی و ایده زندگی به رسمیت بشناسد.
انتهای پیام




