محمد تاجیک، خبرنگار باسابقه حوزه سینما، در یادداشتی با انتقاد شدید از افول کیفیِ شدید در هنرهای نمایشی ایران، از دلایل روی آوردن خود به مطالعه انبوه کتاب به جای تماشای فیلم و سریال نوشت.
به گزارش انصاف نیوز، وی با اشاره به اینکه سینما، تئاتر و شبکه نمایش خانگی همگی به «عصر متوسطها و ابتذال» سقوط کردهاند، از راه انداختن یک «جهاد کتابخوانی» و کادو دادن کتاب به اهالی سینما خبر داد.
روایت محمد تاجیک از ۲۵ سال سینمایینویسی و پناه بردن به دنیای کتاب
متن کامل یادداشت آقای تاجیک در پی میآید:
این روزها خیلی کتاب میخوانم؛ کتابهای کمحجم از نویسندههای معروف را با قیمت قدیم از کتابفروشیهای مختلف میخرم و پس از خواندن و منتشر کردن بخشهایی از آنها در کانالهایم، در مناسبتهای مختلف به دیگران هدیه میدهم. به نوعی یک «جهاد کتابخوانی» شخصی ایجاد کردهام. از کتابهایی هم که به دیگران کادو میدهم عکس میگیرم و در فضای مجازی منتشر میکنم؛ تنها با یک هدف: ترویج فرهنگ کتابخوانی. مثلاً چند روز پیش کتاب «ندبه» بهرام بیضایی را به شهرام مکری عزیز کادو دادم و او هم خیلی خوشحال شد.
با اینکه سالهای سال نسبت به نسخه اینترنتی و الکترونیک کتاب گارد داشتم و بیشتر عاشق کتاب کاغذی بودم، اما به تازگی و خیلی تصادفی، چندان بدم نیامده است که نسخه اینترنتی کتابها را هم بخوانم.
من حدود ۲۵ است که خبرنگار سینماییام یا به قول مرحوم علی معلم، «سینمایینویس» هستم (این اصطلاح را دوست عزیزم پیام مستوفی به من یادآوری کرد). منی که ربع قرن است در حوزه سینما قلم میزنم، قاعدتاً باید مرتب فیلم ببینم یا سریالهای شبکه نمایش خانگی را دنبال کنم؛ اما چرا به کتاب خواندن رو آوردهام، آن هم در این حجم؟
پاسخ روشن است: برای اینکه در سینما و شبکه نمایش خانگی ایران هیچ خبری نیست که نیست! فیلم و سریال خوب به شدت کم پیدا میشود. خود شما از میان فیلمهای روی پرده، واقعاً ترغیب میشوید کدام را در سالن سینما ببینید؟ اتفاقاً تازگیها فیلم «تهران کِنارت» را دیدم و واقعاً آن را دوست داشتم، ولی این فیلم فقط یک استثناست. در این سالها دقیقاً دستم آمده که در طول سال نهایت دو یا سه فیلم خوب اکران میشود و در بهترین حالتِ اوضاعِ سینما، این عدد به ۵ فیلم میرسد؛ باقی آثار همگی متوسط، بیارزش و ضعیف هستند.
سریالهای شبکه نمایش خانگی نیز جز در موارد استثنایی، همگی حالبدرکن هستند. سالهاست که رسانههای مختلف از طیفهای گوناگون از حجم بالای خشونت در شبکه نمایش خانگی انتقاد میکنند؛ البته ستایشهای اغراقآمیز برخی از نویسندگان از بعضی سریالها، مدیران این پلتفرمها را دچار این توهم کرده که ما در «عصر طلایی سریالسازی» به سر میبریم! در تئاتر، مستند و فیلم کوتاه اگرچه اوضاع کمی بهتر است، اما در آنجا هم آثار ضعیف و متوسط غلبه دارند.
خیلی وقت پیش، یک مصاحبه تصویری با خسرو دهقان انجام دادم و بحث به وضعیت سینما، تلویزیون، تئاتر و مستند کشیده شد. آنجا جملهای گفتم که این منتقد قدیمی و استاد همه ما خیلی خوشش آمد و گفت: «تو خیلی بهتر از من این وضعیت را شرح دادی.» من گفتم: «ما در همه هنرها در عصرِ متوسط و زیرِ متوسط به سر میبریم؛ در تئاتر، سینما، تلویزیون، فیلم کوتاه، مستند و حتی سینمای جهان. دیگر کمتر اثر جدی و مانیفستگونهای تولید میشود و بیشتر در عصر “بزندررو” به سر میبریم.»
مهرزاد دانش، دوست عزیزم نیز معتقد بود که ما نه تنها در عصر متوسطها و زیرمتوسطها هستیم، بلکه در عصر ابتذالِ همهچیز قرار داریم؛ این ابتذال فقط محدود به هنر و سینما نیست، بلکه در سیاست، اقتصاد و همهچیز جاری است.
در چنین وضعیتی، آدم ترغیب میشود که به جای نشستن و تماشا کردنِ قسمتهای یک سریال مزخرف و حالبدرکن، بنشیند کلی کتاب خوب بخواند و حال دلش را خوب کند.
انتهای پیام




