«امیرحسین ناظری کنزق»، انصاف نیوز: همان عضو شورای شهر جدید تهران که پس از انتخابات عکسهای قدیمیاش با گربه خبرساز شده، دیروز – چهارشنبه – با دعوت «انصاف نیوز» در پارک «لاله» ساعتی را با گربهها و چند نفر از آنهایی گذراند که به گربهها رسیدگی میکنند.
حدود ساعت ۱۱ بود که خانم «الهام فخاری» به همراه پسرش به محل قرارمان یعنی درب شرقی پارک لاله رسید. هوا کمی گرم بود و چون نزدیک ظهر بود کمتر سایهای در پارک پیدا میشد. به زمین بازی پارک رفتیم. با خانم «صالحی» آنجا قرار گذاشته بودم؛ خانم صالحی از آنهایی است که هر روز به همراه همسرش با هزینهی شخصی به گربههای پارک غذا میدهد.
وقتی خانم فخاری را به او معرفی کردم بعد از سلام و علیکهای عادی شروع کرد به گلایهگذاری؛ میگفت خستهگی به تنمان میماند، کارتن خوابها و معتادهای پارک گربهها را آزار میدهند و ما باید این گربهها را به بیمارستان ببریم و بستری کنیم. بعد از گلایههایش کمی هم از امیدهایش گفت. از اینکه کارهای او و دیگر دوستانش باعث شده تا مردم عادی هم بیشتر به گربهها توجه کنند و گاهی برایشان غذا بیاورند اما این مردم فقط در بهار و تابستان به گربهها رسیدگی میکنند ولی در زمستان کمتر اینجا پیدایشان میشود. خانم صالحی پیشنهاد داد که اگر بشود برای این گربهها جایی تعبیه شود که غذا و آبشان را همیشه آنجا بریزیم و آنجا پناهگاه آنها باشد.
فخاری گفت: خب بعضیها از گربه میترسند. شاید بشود محلهایی از پارک را مشخص کرد که هم گربهها در نقاط مشخصی از پارک جمع شوند و هم اینکه بشود در آنجا محلهایی را تدارک دید که آب و غذا و پناهگاه برای گربهها ایجاد کرد.
نگهبان پارک هم که به جمع اضافه شده بود شروع کرد از خاطرات تلخش گفت، از کارتن خوابی که شبها بعد از کشیدن شیشه، دست و پای گربهها را میشکست و گاهی با فروش یک گربه پولی در میآورد. میگفت ما باید بدانیم که گربهها هم جزئی از طبیعت هستند مانند این درخت و گیاه.
فخاری از اوضاع فعلی کارتن خواب پرسید. نگهبان جواب داد او را گرفتهاند و حالا دیگر رفته. خانم صالحی و نگهبان میگفتند که باید با اعمال قانونهای سفت با متخلفین برخورد شود ولی خانم فخاری میگفت برای جلوگیری از این کارها قانون کافی نیست، «ما همه باید آموزش ببینیم».
حالا چند نفری از اهالی پارک هم همراهمان شده بودند. همه با هم به سمت محلی رفتیم که گربهها بیشتر در آنجا هستند تا هم موقعیت را با هم ببینیم و هم کمی به گربهها غذا بدهیم. در راه خانم فخاری از حاشیههای به وجود آمده برای عکسش گفت: «چند نفر به من گفتند آن عکس را بردار ولی گفتم امکان ندارد آن عکس را بردارم. میگفتند این عکس ممکن است تصویر زندگی به سبک مرفههای بی درد را داشته باشد؛ من اما گفتم این اشتباه است، من ساعت گران نمیخرم، لباسهایم را خودم میدوزم ولی گربه هم دوست دارم. هم در خانه و هم در بیرون از خانه به آنها رسیدگی میکنم».
وقتی بحث جمع به سمت سلامت جامعه و نقش حیوانات کشید، گفت: «اینها بخشی از سلامت اجتماعی اند و جامعهای که افسرده است و آسیبهای زیادی دیده است؛ با آدمها مهربان نیست پس با طبیعتش هم مهربان نیست. اینجا محیط زندگی همه است؛ هم ما هم جانوران و هم درختها. میشود کارهایی کرد که مشکلات بهداشتی هم برای انسان به وجود نیاورند. مثلا میشود با صنف دامپزشکها هماهنگی کرد که آنهایی که دوست دارند در این موضوع کمک کنند، بیایند و این گربهها را مداوا کنند. یا اینکه عقیم سازی در گربهها صورت بگیرد تا افزایش جمعیت باعث ایجاد مشکلات نشود. البته ما باید مراقبت کنیم از این نژاد گربهها. همان گونه که «پرشین کت» یک نژاد است، اینها هم نژاد خاصی دارند که باید از آنها نگهداری شود. اینها هم اگر مثل یوزپلنگها کم بشوند عزیز میشوند. آموزش و فرهنگ سازی هم بسیار مهم است. باید همه بداند که این گربهها گونهای هستند که کنار انسانها زندگی میکنند و توانایی زندگی مثلا در جنگل را ندارند. ارتباط با حیوانات به ما آرامش میدهد. ما باید یاد بگیریم که به اینها آسیب نزنیم و در کنارشان زندگی کنیم و لذت ببریم. ما تعداد زیادی انجیاو داریم که برای حیوانات تلاش میکنند. ما باید اینها را سازمان دهی کنیم تا با هم هماهنگ شوند».
کم کم که به محل جمع شدن گربهها رسیدیم، شروع کردیم به غذا دادن. پسر خانم فخاری هم شروع کرد به غذا دادن و بازی کردن با گربهها. در حال غذا دادن بودیم که خانم «کاتوزی» هم از راه رسید. او هم از آنهایی است که هر روز به گربهها غذا میدهد. خانم فخاری را دید و شناخت. جلو آمد و گفت: «شما عضو شورای شهر هستید؟ همان خانمی که با گربهی خانگیاش عکس انداخته بود؟» پاسخ خانم فخاری به هر دو سوال «بله» بود.
خانم کاتوزی چشمانش برق زد؛ گفت: «خیلی خوشحال شدم که عکس شما را با آن گربه دیدم. چراکه ما مدام دنبال کسی هستیم تا حمایتمان کند و خوشحال شدم که شما الان اینجا هستید. من کارمندم؛ اما ماهی ۶۰۰ هزار تومن پول برای غذای این گربهها میدهم. گروه ما حدود ۴ – ۵ میلیون تومان به کلینیکها بدهکاریم. امیدواریم این بار آخری نباشد که شما را در این پارک میبینیم».
فخاری پاسخ داد: «دوستان هم ما را برای همین دعوت کردهاند به اینجا. ما هم به دنبال این هستیم که بتوانیم یک سیستمی بسازیم که مستقل از فرد بتواند این مشکلات را برطرف کند. مشکلات شهری مانند تهران که البته بیشتر از یک شهر است و انگار شما باید چند شهر را همزمان اداره کنید، آنقدر زیاد است که زمان فراغت ما را خیلی کم میکند. البته شما هم که هر روز اینجا میآیید و به گربهها غذا میدهید حتما دغدغهی این موضوع را دارید. به نظرم مهمترین چیز همین است که تمام داوطلبان باید با هم هماهنگ باشیم».
کم کم زمان برگشت رسیده بود. به سمت خروجی رفتیم. در راه صحبت از آموزش شد و حساسیتهایی که در مواردی وجود دارد. از جمله اینکه بعضی میگویند این رفتارها با دین مغایرت دارد و… خانم فخاری اما گفت: «اینها قابل حل است، همانطور که اخیرا دیدیم یک طلبه اهل شهر آمل به سگها کمک کرد و این باعث فرهنگ سازی شد. ما باید همهی این راههای صحیح را آموزش بدهیم. نمیگویم که همه باید حیوان خانگی داشته باشند اما همه باید بداند با حیوانات در خیابان چگونه برخورد کنند. اینکه ما چگونه به آدمها آموزش دهیم بسیار مهم است. چرا که خیلیها نسبت به آموزش گارد دفاعی میگیرند. اگر به کسی بگوییم که بچه گربه را از مادرش جدا نکن، شاید در دلش بگوید به تو چه ارتباطی دارد. باید با ظرافت اینها را آموزش داد».
یکی از خبرنگاران انصاف نیوز چند روز پیش کارتن خوابی را در این پارک دیده بود که از دفن کردن چند گربهی مرده گفته بود؛ گربههایی که با سم کشته شده بودند! یکی از بهانههای قرار با خانم فخاری در پارک لاله، حضور در آن محل بود ولی آن کارنن خواب به قرار نرسید. قرار با این عضو جدید شورای شهر برای پیگیری موضوع محیط زیست و حیوانات ادامه خواهد داشت.
انتهای پیام




























پاسخ دادن به احسان لغو پاسخ