سیدعطاءالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ دولت اصلاحات، در صفحهی مجازی خود نوشت:
سلام و ارادت
آقای محترمی توییت زده که من مردهام!
زندهام و تا ۸۹ سالگی فعلا برنامه کار و زندگیم پیش بینی شده است. بیمنه و منه و عنایته. انشاءالله تعالی
جمیله کدیور، همسر آقای مهاجرانی، نیز عصر روز جمعه ۱۱ تیرماه در صفحهی شخصی خود نوشت:
خبری در برخی شبکههای معاند منتشر شده است.
این سومین مرتبه است که اخباری از این دست منتشر و موجب نگرانی دوستان و علاقمندان میشود.
دکتر مهاجرانی در کمال صحت و سلامتاند.
انتهای پیام






البته ترفند نخ نما شده خودش است . مظلوم نمایی . که مثلا جانش در خطر است . برای اخذ عفو رهبری و اجازه ورود به ایران .
به قول بهنود . آدمی حیرت می کند از این همه کوچکی
آدم صدرنگ منفعت طلبی هستش . اما چنین به قول شما ترفند نخنمایی خیلی کوته فکریه . در ثانی ، جان وی برای چه کسی اهمیت داره ؟ مهاجرانی و سروش و کدیور و امثالهم ، تمام شده هستند . ایران امروز هم ورود بهش مجوز لازم نداره . مهاجرانی هم مشکل ورودش قبل از اینکه سیاسی باشه خیلی ، … پرونده داره .
توجه ندارید که ایران از این به بعد ، وارد فاز فرهنگی جدیدی میشه که اصلا امثال اینها محلی از اعراب پیدا نمی کنن . بلکه در پوست اندازی جدید نظام ، محو میشند .
آقا تقی عزیز……این بیت شعر رو ، روزی سه بار ، با صدای بلند تکرار کنید …..
« بزرگش نخوانند ، اهل خرد ……که نام بزرگان ، به زشتی برد»
دوست گرامی
یاد بگیریم و تمرین کنیم که در برابر نقد ، لازم نیست فوری گارد ببندیم و جانبداری کنیم .
آقای خلجی برداشت خودش را مطرح کرده . موافقان و مخالفان در هر موضعی وجود داره .
سه بار بلند بخوانید و … دور از وجود شما برخورد بدوی هستش .
ضمن اینکه بیت میگه نام بزرگان به زشتی برد . آقای مهاجرانی اولا آدم معمولیه . دوم هم آقای خلجی زشتی نکرده . ذهن شما تقدسی بار آمده شاید .
البته می شد با ادبیات کمتر تیز ، نقد کنن
سلام آقای خلجی عزیز……
به این بیت دقت فرمایید: ( پاسخ دیدگاه شما)
« بزرگش نخوانند؛ اهل« خرد»
که نام « بزرگان » ، به « زشتی » برد»
اخیراً در سپیدشوئی اسپرسوی تهوع آور دلاوری ، حین تراوش ترّهات متعفّن همیشگی ، إفاضه فرموده بود که آرزو دارد در تهران پاکبان شود . مجیز ، مرزهای مذّلت را وسیعتر می سازد . و البته رحم الله امرأ عرف قدر نفسه فلزمه
حیف از وقت و توجه که صرف چنین اخباری بی اهمیت و افراد مذبذب هزارچهره ای کنیم .
امیدوارم آقای مهاجرانی این نقدونظر رو ببینن . خیرخواهانه نوشتمش واقعا .
مشکل اصلی و فاحش آقای مهاجرانی ، افراطگری و اسیر توهم ایدئولوژیک بودنه .
در تمام کنشهای سیاسی طول عمرشان هم پابسته هردو تله ای که ذکر کردم بودن . هیچگاه تعادل نداشتن . مدام افراط تفریط .
ضمن اینکه واقع بین هم هیچ وقت نبودند . البته در پیری ذهن بیشتر خیالاتی مسائل رو می بینه . احساسی و جوّ زده هم عمل می کنن .
اینا همه باعث شده در دید عموم مردم ، نان به نرخ روز خور به نظر بیان متاسفانه .
یکراه دارند که در این آخر عمر از این مشکل فاحش رها بشند به نظرم .
اینکه از زندان ایدئولوژی بگریزن و به گلستان ایمان ناب رحمانی وارد بشند . اگر نه ، همینطور خسارتها بیشتر و بیشترن .
مداحی و تملق ، فاعلش رو به مرور بی آبرو می کنه .
اعتدال و انصاف و دوری از تعصب و پرهیز از لجاجت ، باعث میشه آدم درست تحلیل کنه . خلاصه :
حفرهکن زندان و خود را وا رهان
ففروا الی الحسین
از دو تَن دنیا هزاران رنج بُرده
ابلهان و نان به نرخ روز خورده !
و البته :
تذل بها النفاق و أهله