غلامرضا بنی اسدی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
روز قلم را اگر چه تقویم ها یک روز پیشانی بند خود کرده اند اما هر روز، روز قلم است. نه به این معنا که قلم، سهم خود را از هر روز مطالبه کند بلکه بدین معنا که نقش خویش را در آگاهی و تکریم مقام انسان ایفا نماید.
بکوشد برای توسعه آگاهی و از این مرز هم گامی فراتر بگذارد و در تبدیل آگاهی به دانایی، جهاد کند. جدّی چنین است که قلم داران را در شکوه مجاهدان صاحب جایگاه می کند و قلم شان را حرمتی افزون تر از خون شهید می بخشد.
دانایی است که راه را به افق های متعالی می گشاید و راه بر بدفهمی و هزینه سازی برای کشور می بندد. با توسعه و تعمیق دانایی است که می توان از ما آدم های عامی و عادی، انسان هایی در تراز شهادت پرورید. از سنگ های خارا، گوهر شب چراغ ساخت و ساختار فکری مردمان را چنان سامان داد که بی سر و سامانی، سهم فزون خواهان شود. روزی کسانی که روزگار مردم را قربانی پندار های خود می کنند.
از این منظر است که روز قلم واجب الاحترام می شود چون یادآوری یک میثاق نیز است. میثاقی میان نویسنده و حقیقت، میان اندیشه و مسئولیت، میان واژه و آینده.
هر روزی که قلم بتواند چراغی در ذهنی روشن کند، جهلی را به عقب براند، امیدی را بر پایه حقیقت بنا کند و فهمی را عمیقتر سازد. با این نگاه است که می توان روزی چنین را – حتی اگر به تعداد همه روزهای سال باشد- روز قلم دانست.
روز جهاد بیصدای کسانی که میدانند ساختن انسان، مقدمه ساختن ایران است و آبادانی وطن، پیش از آنکه در کارخانهها و کارگاهها آغاز شود، در مدرسه اندیشه و بر صفحه سپید کاغذ به همتِ قلم رقم میخورد.
قلم هایی که در اوج انتقاد هم حرمت ها را پاس می دارند. حروف را شرمنده ساخت کلماتی نمی کنند که حرمت بشکند بلکه کلماتی می سازند که در نهایت ادب، حق نقد را ادا می کند.
این را امروزه خوب می شود فهم کرد. وقتی ادراک برخی ها، در کلمات وهن آمیز اسیر می شود و با قصد ثواب، سواد کلمات شان از « صواب» خالی می ماند.
هم فضای رسانه های رسمی پر است از این نوع قلم زنی و هم فضای مجازی، به مزرعه کشتِ باطل تبدیل شده است به دست کسانی که می پندارند «هدف وسیله را توجیه می کند».
پس چون براساس پنداشته هاشان مثلا هدف شان حق است پس به کار بردن هر وسیله ای برای شان مجاز است حتی اگر ترور شخصیتی افراد باشد. حتی اگر تندباد شدن در آبروی های واجب الرعایه باشد و خیلی حتی های دیگر!
برخی هم قلم نمی زنند اما دهان شان چشمه جوشش کلمات مسموم است. حرف که می زنند آتش از دهان شان لهیب می کشد و به جان آرامش مردم می افتد.
بگذریم، نمی خواهم این روزها که حفظ آرامش مردم از اهم وظایف کار رسانه و قلمداری است، قلم به نام ها و حتی نشان هایی بفرسایم که فرسایش روح و روان را در پی دارد.
فقط این را باید گفت و نوشت که قلم حرمت دارد. کلمه حرمت دارد و مهمتر از همه، انسان حرمت دارد پس به حرمت و کرامت قلم زنیم. حتی به گاه تندترین انتقاد ها. انتقاد حق همه است اما به ادب حقیقت. هیچ کس نمی تواند قلم به تخریب زند و پشت قداست قلم خودرا پنهان کند.
روز قلم، روز ادب هم هست….
انتهای پیام


