تجمعات شبانه از نمای نزدیک | از دختر «کمیته‌ای» با پرچم لبنان تا برخورد «لباس شخصی‌ها» با کفن‌پوش‌ها

آسیه توحیدنژاد، انصاف نیوز: تجمعات شبانه‌ی میادین شهرها از ابتدای جنگ ۴۰ روزه آغاز شده و صداوسیما و دیگر رسانه‌های رسمی روایت خود را از آن ارائه می‌دهند. اما در این تجمعات از نمای نزدیک چه می‌گذرد؟

متن پیش رو گزارش میدانی خبرنگار انصاف نیوز از یکی از شب‌‌های تجمع میدان انقلاب است.

کاسب‌ها و دستفروش‌ها مشغول کارند

تعداد غرفه‌ها یا موکب‌ها دیگر مانند روزهای آغاز جنگ نیست. حضور تجمع‌کنندگان محدود به فضای مقابل در اصلی دانشگاه تهران و نیمه‌ی شمالی میدان انقلاب شده است.

بخش خردی از جمعیت هم در ورودی کارگر شمالی به میدان انقلاب حضور دارند و از ساعتی رفت‌وآمد در این خیابان عملا متوقف می‌شود.

مغازه‌ها در این محدوده تعطیل نیستند و دستفروش‌ها هم بساطشان پهن است. قبل‌تر غرفه‌ها مانع بساط کردن تعدادی از دستفروش‌ها بود.

تیشرت‌های باکسی جایگزین شومیز‌ در پوشاک دختران جوان شده‌اند.

ساعت ۸ شب است و چند نفری فرادی روی موکت‌های محل تجمع نماز می‌‌خوانند. پشت سر محل تریبون دانشگاه شعری از سیدمهدی شفیعی نوشته شده: ما تیغ غیرتیم که از هر چه بگذریم / از انتقام خون تو هیهات بگذریم.

پوستری با این مضمون روی حصار دانشگاه بود: با دست‌های سرخ خونخواه رهبر شهیدیم. یک ظرف رنگ هم پایین این پوستر بسته به حصار دانشگاه بود که حالا رنگش هم خشک شده بود.

سینما بهمن تا ۱۰:۳۰ شب هم بلیط می‌فروخت.

رقابت زن‌ها برای صف اول

جلوی جایگاه میدان انقلاب بعضی‌ها صندلی گذاشته بودند و حتی سر صف‌های اول دعوا بود. آن‌ها که حساس بودند حتی اگر صندلی هم نداشتند به دیگری هشدار می‌دادند که آنجا جای آن‌هاست یا کیسه‌ای را جای خود می‌گذاشتند. صفوف اول تجمع میدان انقلاب معمولا زنان هستند.

دو زن که پوشش متفاوتی از غالب جمعیت دارند در تدارک تزئین میز کوچکی جلوی جمعیت هستند. همه آن‌ها را می‌شناسند و انگار با همه دوستند. تصویر تفاوت پوشش و دوستی و همکاری‌شان در تدارک این مراسم جالب است. دختربچه‌ها یکی‌شان را خاله باران صدا می‌زند.

زن کفن‌پوش و شرکت‌کنندگان حجتیه‌ای

تعدادی دیگر اما از حضور باران و امثال او، رفتار صف اولی‌ها و در مجموع شکل برگزاری تجمع میدان انقلاب راضی نیستند. زنی کفن پوش که صورت خود را هم پوشانده بود به من می‌گفت: استثنائا امشب اومدم اینجا. اینجا فقط پرچم گردونی و سرود خوندنه. من هر شب وزارت خارجه‌ام. اونجا واقعا تبیینی و خوبه. نماینده‌های مجلس میان. آقای تقوی میاد. من بعض وقتا از حرفای آقای تقوی پلاکارد می‌نویسم.

علی تقوی پژوهشگر و مدرس حوزه «امر به معروف و نهی از منکر» و مدیر یک مرکز تخصصی در این زمینه به نام موعود است.

به حسین طاهری، مداح، و صف اولی‌های تجمع انقلاب هم نقد داشت: آقای طاهری و طرفداراش اونجا وایمیسن هرچی دوست دارن میگن. جدی مطالبه و تبیین نمی‌کنن. به ماها میگن منافق. مگه چی گفتیم؟! دیگه از حرف امام بالاتر داریم؟! اصلا اینجا با ماها همراهی نمی‌کنن. چندبار شده اینجا من و دوستام یه شعاری دادیم بقیه فقط نگامون کردن. همراهی نکردن.

حسین طاهری شب‌های خاصی به میادین می‌آید و در این شب به میدان نیامد.

زن کفن پوش از برخوردهایی که با او شده است نیز گفت: یکی، دوبار این مامورهای شخصی(لباس شخصی) اومدن پلاکاردم رو گرفتن. منو کشیدن کنار و باهام حرف زدن که چرا این کار رو می‌کنی؟! چیکار کردم مگه؟! یه بار چند نفر نزدیک بود کتک بزنن ما رو. حجتیه‌ای بودن. حجتیه‌ای‌ها با رهبری مشکل دارن خب.

پرسیدم چطور مامور لباس شخصی را از هواداران انجمن حجتیه تشخیص داده؟ پاسخش این بود که ماموران نمی‌زنند.

«شعام رو این رفسنجانی […] درست کرد برای کم کردن اختیارات رهبری»

از تصمیمات در حوزه جنگ و مذاکره ناراضی بود. مدل دلخواهش این بود که تصمیم نهایی را رهبری بدون دخالت سایر مسئولان بگیرد. او که از روندهای تصمیم‌گیری در کشور نیز گلایه داشت می‌گفت: شعام رو آوردن که اختیارات رهبری رو کم کنن. این رفسنجانیِ […] درست کرد.

او در پاسخ به این توضیح که هر تصمیم مهمی نظیر امضای تفاهمنامه قبل از اجرایی شدن به تایید رهبری می‌رسد گفت: می‌دونستی متن این تفاهم رو ۲۰ بار بردن پیش آقا؟! هربار تصحیحش کرده. آخر هم که گفت نظر دیگه‌ای داشتم. میگن تحمیل میشه به رهبری همینه دیگه!

«پوشیه می‌زنم که منافقا شناسایی‌ام نکنن»

چادری نبود اما صورتش را پوشانده بود. در پاسخ به سوالم که دلیلش را پرسیدم گفت: منافقا زود شناسایی می‌کنن میان اذیت می‌کنن یا یه موقع عکسامون رو می‌فرستن.

زن کفن پوش می‌گفت برادرش سلطنت طلب است و خیلی در جمع خانوادگی‌شان بحث سیاسی می‌شود. به شکل بامزه‌ای به برادرش مشکوک بود. خودش می‌خندید و می‌گفت: شوهرم میگه این برادرم احتمالا خودش اطلاعاتیه والا نمیشه که اینقد راحت سلطنت‌طلب باشی. نماز و روزه‌اش هم به جاست.

دست گرفتن پرچم لبنان به جای پرچم حزب‌الله به تاسی از عماد مغنیه

دختر جوانی که پرچم لبنان را به دست داشت دوست نداشت چهره‌اش در تصویر مشخص باشد. همین که گفتم خبرنگارم گفت: چی میخوای بپرسی؟! میخوای بپرسی چرا به جای پرچم حزب‌الله پرچم لبنان رو دستم گرفتم؟! آخه همه میان بهم میگن پرچم حزب‌الله رو بگیر دستت.

او می‌گفت: خود عماد مغنیه توی بعضی سخنرانی‌هایش گفته که نباید حزب‌الله رو از لبنان جدا کرد. اصلا توی تشییع اعضای حزب‌الله پرچم لبنان رو میکشن روی تابوتشون. همه‌ی مردم لبنان توی این جنگ آسیب دیدن نه فقط حزب‌الله. با خنده می‌گوید: حزب‌اللهی‌های میدان انقلاب میان بهم تذکر میدن.

در دانشگاه سوره سینما می‌خواند و می‌گفت: همین چند وقت پیش کمیته‌ای(کمیته انضباطی) شدم. من ازونام که از هر دوطرف می‌خورم. او در جمع دوستانش وارد بحث سیاسی نمی‌شد چون «جنگ اعصابه فقط!»

به پزشکیان رای داده بود اما حالا خیلی منتقد عملکرد دولت بود. البته تاکید می‌کرد انتخابش بین بد و بدتر بوده. او می‌گفت: این وضعیت اقتصادیه واقعا… حالا الآن که جنگه و خیلی نمیشه ایراد گرفت اما قبل جنگ چی؟!

مقاومت هزینه‌ دارد

به او گفتم گروهی از ایرانی‌ها می‌گویند تمام سال‌های زندگی‌شان را در جنگ یا تحریم گذرانده‌اند و از این شرایط خسته‌اند. او که خودش هم ۲۲ سال بیشتر نداشت و کارش را تقریبا از دست داده بود گفت: ما یه تجربه طولانی داریم. اینطور نبوده که ما نخوایم کنار بیایم با کدخدا. دوران ریاست جمهوری خاتمی که در میدان هم همکاری کردیم با آمریکا، توی افغانستان. گفتیم گفتگوی تمدن‌ها ولی اونا به ایران گفتن محور شرارت. بعد از صدوچند سال اون تصویر آمریکا رو ریختیم. خیلیه. خب هزینه هم داره. مقاومت هزینه داره.

نظرش را در مورد گروه دیگری از منتقدین شرایط فعلی پرسیدم یعنی کسانی که در موضوع جنگ و انتقام خون رهبری مصرتر هستند و می‌خواهند در این موضوع تعجیل شود درحالیکه مسئولان نظام بنظر منتظر وقت مقتضی‌اند.

او پاسخم را اینطور داد: خب اگر بشه انتقام بگیریم که خوبه اما شاید این آدمایی که مسئولن یه مصلحت‌هایی رو می‌دونن که ما نمی‌دونیم. بنظرم باید اینجور جاها به حرف اونا گوش بدیم تا چیزی که دوست داریم اتفاق بیفته. من دوست دارم انتقام بگیرن اما کسی که مسئوله باید همه رو ببینه.

واعظان نقّاد نقدناپذیر تجمعات

در میانه‌ی گفتگوها با شرکت‌کنندگان در تجمع میدان انقلاب صدای واعظی که در جایگاه سخنرانی تجمع بود دائما پررنگ‌تر و بلندتر می‌شد. از مسئولان گلایه داشت که چرا در مورد انتقام خون رهبر شهید هیچ حرفی در حمایت از آیت الله مجتبی خامنه‌ای نزده‌اند؟! او با شاید و اگر و اما بعضی مسئولان را خائن می‌نامید.

پس از ایراد سخنرانی با صدای خیلی بلند قصد رفتن داشت که زنی جلوی او را گرفت. حرفش این بود که علیرغم نقدهایی که به مسئولان هست این حرف‌ها در شرایط فعلی مانع حفظ وحدت و خطرناک است. روحانی نقد زن را نمی‌پذیرفت. حرف را به شکلی پایان داد و زودتر از غالب جمعیت میدان انقلاب تجمع را ترک کرد.

بحث بعد از رفتن واعظ هم میان چند مرد و زن ادامه پیدا کرد و حتی به تشییع رهبر شهید هم کشیده شد. مردی گلایه داشت که چرا مسئولان واقعیت ۵۸ میلیونی تشییع را نشان نداده‌اند؟! او می‌گفت باید جمعیت در خیابان‌های فرعی هم نشان داده می‌شد.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *