مریم نصر، استادیار فلسفه، در کانال تلگرامی خود نوشت: «بدرالملوک بامداد (۱۲۷۷ـ۱۳۶۶)، از نخستین متخصصان تعلیم و تربیت و از روزنامهنگاران، آموزگاران و کنشگران زن ایرانی است.
بامداد مشخصاً بر تعلیم و تربیت زنان متمرکز است گرچه به برابری زنان و مردان باوردارد. درعین حال رویکرد او به تعلیم و تربیت منظری زنگرا و ایرانی دارد: از عنایتی که به خانه در پیوند با مدرسه دارد؛ از توجهی که به مهارتآموزی نشان میدهد، اولویتی که برای مراقبت و مادری قائل است؛ اینکه «تدبیر منزل» را وظیفه زن و مرد باهم میداند؛ اینکه متوجه تناقض و دشواری ضرورت استقلال و خودکفایی اقتصادی زنان و اهمیت مراقبت از فرزندان است و اینکه نهایتاً مراقبت را اولویت میدهد.
درباره زندگی شخصیاش اطلاعات فراتر از ویکیپدیا نیافتم، ولی مطالعه آثارش به شما اطمینان میدهد با آموزگاری جلوتر از زمانه طرف هستید.
برای نمونه، در سال ۱۳۴۷، به مناسبت اعلامیه جهانی حقوق بشر و بر بستر تغییرات حقوقی همراه با انقلاب سفید کتابی درباره زن ایرانی، از انقلاب مشروطه تا انقلاب سفید منتشر کرده که در آن بعد از خوشایندگوییهای مقدماتی معمول برای ارباب قدرت، روایتی از شرایط زن ایرانی پیش از مشروطه میدهد و سرگذشت برخی زنان فعال در عرصه آموزش و سیاست را نقل میکند. روایتی از تلاش مستقل زنان برای دستیابی به «لیاقت» یا به زبان امروزیها، برای «به رسمیت شناخته شدن».
مشخص است که بامداد نگران فراموشی حافظه جمعی است. «زنان با مسائلی روبرو بودند که برای جوانان امروز قابل درک نیست.». نگران فراموش شدن تلاشها و رنج زنان و مردان ایرانی است زیر سایه سنگین تبلیغات برای انقلاب سفید. زنان و مردانی که گرچه عموما متعلق به طبقات بالای اجتماع بودند میکوشیدند از امتیازات طبقاتی خود برای خیر عمومی استفاده کنند.
برای همین پس از ستایش محمدرضاشاه و گشایشهای حقوقی و قانونی او، اصرار دارد ثبت کند که «لیاقت» چطور نشان داده شد، نه اینکه اعطا شده باشد. اصرار دارد ردپاهایی که ممکن است پوشیده شود پررنگ کند. میخواهد نخ تسبیح را نشان دهد، چرا که خوب میداند مسئله زنان یکی از جدیترین موضوعات حذف و دستکاری در حافظه عمومی ماست، حذفی که باعث میشود تجربههای سخت از یاد بروند، دستاوردها بفرموده، تقلیدی، بدیهی یا کوچک شمرده شوند و نحوی نابینایی ساختاری در حافظه جمعی ما شکل بگیرد.
اگر تصور میکنید درباره تلاش هوشمندانه خانم بامداد اغراق کردهام پیشنهاد میکنم کتاب تعلیم و تربیت دموکراسی در ایران، منتشر شده به سال ۱۳۲۹ را ببینید تا ماهیت رویای بلند او برای تعلیم و تربیت در ایران را دریابید. رویایی که رد آن در تمام آثار بعدیاش حتی در موضوع تدبیر منزل و با عنوان هدف پرورش زن پیداست؛ ولو آن را به ملکه فوزیه تقدیم کرده باشد.
امام علی، نقل شده در تعلیم و تربیت دموکراسی: «فرزندانتان را وادار بپیروی از خود نکنید، چه آنها برای دوران دیگری خلق شدهاند.»
انتهای پیام




