روستای «هیر»؛ پهنهای سرسبز در ۶۵ کیلومتری شمال قزوین است که با تولید سالانه ۱۲۰۰ تن زغالاخته، عنوان پایتخت طلای سرخ ایران را بر پیشانی دارد.
به گزارش سایت صبح قزوین، در امتداد پیچوخمهای چشمنواز البرز غربی، جایی که عظمت صخرههای تاریخی الموت به سرسبزی باغات کهنسال گره میخورد، بخش الموت غربی جلوهگاه کمنظیری از پیوند تاریخ، هویت ملی و گردشگری کشاورزی است.
از فراز دژ نفوذناپذیر «لمبسر» در جوار شهر رازمیان که روزگاری نبض مقاومت اسماعیلیان را هدایت میکرد تا کوچهباغهای سرخفام روستای «هیر» که عنوان پایتخت زغالاخته ایران را بر پیشانی دارد.
این خطه بومِ زندهای از استواری پیشینیان و جوشش زندگی در پای درختان بارور است.
لمبسر؛ راز مقاومت و معماری هوشمندانه بر فراز درهها
سفر به الموت غربی با دژ سترگ «لمبسر» آغاز میشود؛ قلعهای استوار در ۳ کیلومتری شمال شرقی شهر رازمیان که قدمت بنای آن به دوران ساسانیان بازمیگردد و در سده پنجم هجری توسط «کیا بزرگامید» اسماعیلی بازسازی شد و توسعه یافت.
نام لمبسر برگرفته از موقعیت جغرافیایی آن به مفهوم «بلندی صاف و هموار» است؛ سطحی ۶ هکتاری بر فراز کوهی سترگ که دورتادور آن را پرتگاههای رعبآور و دو رودخانه خروشان فرا گرفتهاند و آن را به «کلید قلعههای گیلان» بدل ساخته بودند.
شگفتی مهندسی لمبسر نه فقط در دیوارهای ۱۲۰ سانتیمتریِ ساختهشده از سنگهای تراشیده و ملات محکم ساروج، بلکه در سازوکار تأمین بقا نهفته بود.
تعبیه مخازن آب باران، شبکه آبرسانی پیشرفته و انبارهای عظیم غلات در پهنهای ۶ هکتاری، این امکان را فراهم میساخت تا قلعهنشینان حتی در محاصرههای طولانیمدت به خودکفایی برسند.
تا آنجا که حتی پس از سقوط قلعه الموت و میموندژ، لمبسر یک سال دیگر در برابر قوای هلاکوخان مغول ایستادگی کرد و در نهایت شیوع همهگیر وبا دژنشینان را تسلیم ساخت.
امروز اما این بنای ثبتملی نیازمند نگاهی مسئولانهتر است؛ داربستهای مرمتی که بیش از یک دهه پیرامون دیوارهها رها شدهاند، ضرورت جلب مشارکت بخش خصوصی از طریق صندوق احیا را بیش از پیش نمایان میکنند تا با تبدیل این ظرفیت تاریخی به سایتموزهها و فضاهای اقامتی و نجومی کارشناسیشده، چرخه اقتصاد گردشگری در منطقه رونق گیرد.

هیر؛ پایتخت زغالاخته و تجلی گردشگری کشاورزی
با پشتسر گذاشتن پهنه باستانی لمبسر، در ۶۵ کیلومتری شمال شهرستان قزوین و ۱۱ کیلومتری رازمیان، روستای تاریخی و مرتفع «هیر» خودنمایی میکند. روستایی در کنار رودخانه خروشان نینهرود که در لغتنامهها همریشه با «آتش» دانسته شده و وجود گورستانهای باستانی کهن، سابقه سکونت در آن را به هزارههای پیشین پیوند میزند.
هیر بزرگترین قطب تولید زغالاخته در کشور است. در شرایطی که استان قزوین با بیش از ۸۵۰ هکتار باغات زیر کشت زغالاخته رتبه نخست کشوری را داراست، روستای هیر بهتنهایی سهمی در حدود ۱۲۰۰ تن از این محصول ارگانیک و دارویی سرشار از ویتامینهای C و B، آهن و کلسیم را تولید میکند.
درختانی که سابقه پرورش برخی از آنها به بیش از چهار قرن میرسد.
از اوایل مرداد تا پایان مهر، هیر رخت سرخ بر تن میکند؛ پشتبامهای کاهگلی زیر تابش آفتاب کوهستان از زغالاختههای چیدهشده رنگین میشوند و جلوهای بینظیر از گردشگری باغبانی را خلق میکنند.
کارشناسان معتقدند برگزاری جشنوارههای فصلی زغالاخته، زمانی به رونق پایدار معیشت بومیان بدل میشود که بهجای همایشهای تشریفاتی، بر پایه طراحی تورهای تخصصی و بازارسازی مستقیم برای محصولات فرآوریشده هدایت شود.
علاوه بر زغالاخته، باغات هیر به تولید گردوهای پرروغن و خوشخوراک، فندقهای مرغوب، گیلاس و زالزالک کوهی شهرت دارند. اما هویت تجاری و برند کشاورزی منطقه، بیتردید همان دانههای یاقوتی زغالاخته است.

بستهای کامل از آنتیاکسیدانها در دانهای کوچک
ارزش محصول هیر فراتر از یک میوه فصلی خوشطعم است. زغالاخته این منطقه به سبب ارگانیک بودن و شرایط اقلیمی ویژه، منبعی غنی از ویتامینهای C و گروه B، آهن، منیزیم، کلسیم و سرشار از فلاونوئیدها و آنتیاکسیدانهای طبیعی است.
در طب سنتی و یافتههای مدرن تغذیهای، مصرف این میوه برای کاهش و تنظیم فشار خون، مهار التهابهای مجاری ادراری، پاکسازی کبد و کاهش قند خون در بیماران دیابتی همواره توصیه شده و همین تقاضای دارویی و سلامتمحور، ارزش افزوده آن را در بازار دوچندان کرده است.
دیدنیترین صحنه هیر در همین ایام بر بامهای خانهها خلق میشود. معماری پلکانی روستا بستری طبیعی فراهم میکند تا کشاورزان پشتبامهای کاهگلی یا ایوانهای آفتابگیر خود را با چادرهای یکدست مفروش کرده و صدها کیلوگرم زغالاخته درخشان و سرخ را در معرض نور ملایم آفتاب و باد پاک کوهستان پهن کنند.
انعکاس رنگ یاقوتی این دانهها زیر آسمان آبی الموت و در پیشزمینه صخرههای باستانی، هیر را به یک تابلوی نقاشی زنده و چشماندازی بینظیر برای عکاسان مستند و گردشگران بدل میسازد.
برخلاف بسیاری از فعالیتهای کشاورزی که پس از چیدن خاتمه مییابد، ارزشآفرینی زغالاخته در هیر تازه پس از برداشت آغاز میشود؛ مرحلهای که تماماً بر دوش و هنر دستان زنان روستا قرار دارد:
خشککردن سنتی: دانههای درشت و یکدست برای فروش خشکباری تفکیک و روزها در هوای آزاد هوادهی میشوند تا طعم ترش و ملس خود را حفظ کنند.
هستهگیری و عصارهگیری دشوار:بخش عمدهای از محصول وارد چرخه فرآوری سنتی میشود؛ فرایندی سخت و زمانبر شامل پخت اولیه، کوبیدن و جداسازی هسته با غربالهای ویژه.
محصول این تلاش، رب زغالاخته، کنسانتره ترشمزه، لواشکهای طبیعی و مایع اصلی برای طبخ خوراکهای بومی نظیر «آش رِسوک» است.
این ظرفیت شگفتانگیز باغبانی در ترکیب با معماری بومی، فرهنگ غنی و میهماننوازی اهالی، هیر را آماده میسازد تا از یک روستای بنبست کوهستانی، به یکی از پیشروترین قطبهای گردشگری کشاورزی در پهنه البرز تبدیل گردد.
آیینهای ثبتنشده در مطبخ کوهستان
ظرفیتهای هیر محدود به طبیعت بکر و محصولات باغی گردو و فندق نیست؛ میراث ناملموس و خوراکهای بومی این روستا، بازتابی از هویت فرهنگی ساکنان آن است:
«جگرقلیه»؛ یادگار آیینهای کهن جشن
خوراکی سنتی و ویژه که از دیرباز در مراسم حنابندان و عروسیها پخته میشده است. ترکیب دل و جگر گوسفندی همراه با پیازداغ، لپه، چاشنی گوجه و سماق فراوان محلی، خورش آبداری را پدید میآورد که ساعتها بر آتش ملایم میجوشد تا آب ترش و غلیظ آن با نان تازه محلی صرف شود.
«آش رِسوک» یا همان آش زغالاخته
آشی ترشمزه و منحصربهفرد که نام بومیاش را از گویش کهن منطقه برای زغالاخته وام گرفته است.
بانوان هیر با ترکیب حبوبات مانند گندم، لوبیا و نخود، سبزیجات معطر کوهی همچون ترشک و اسفناج وحشی، پیازداغ و عصاره ترش هستهگیریشده زغالاخته، پیشغذایی فصلی و پرخاصیت را خلق میکنند که هنر دست بانوان سختکوش الموت را به رخ میکشد.
به گزارش گروه فرهنگی «صبح قزوین» روستای هیر و قلعههای همجوار آن در الموت غربی، مصداق آشکار گنجینههای چندبعدی گردشگری ایران هستند؛ جایی که با یک برنامهریزی هدفمند در حوزه اکوتوریسم، میراث خوراک و احیای بناهای باستانی، میتواند الگویی نمونه از توسعه پایدار روستایی و اشتغالزایی مبتنی بر بومگردی باشد.
انتهای پیام





