غلامرضا طریقی، شاعر، در یادداشتی در فیسبوک خود با عنوان «جواز جهنم من صادر شد»، به اصرارهای عجیب و غیراخلاقی برای شرکت در برنامهای از سوی مهدی خزعلی اشاره کرده و آن را تقدیم کرده به «هر کس که به خودش اجازه میدهد دیگران را بازیچهی بازی کثیف سیاسی خود بداند».
به گزارش انصاف نیوز، غلامرضا طریقت نوشت: من هیچگاه با سیاستمدار جماعت الفتی نداشتهام. چون عمیقاً معتقدم سگ زرد برادر شغال است. حساب کسی که برای انسانیت و آزادی تلاش میکند جداست، زیرا چنین کسی هیچ گاه در حلقهی کثیف سیاست وارد نمیشود. اما گویا برعکس ما، اهالی سیاست و قماربازان برنده و بازندهی این عرصه اینگونه نمیاندیشند و حاضرند به هر قیمتی از اهالی هنر هم به نفع خودشان سواری بگیرند. آخرین ماجرایی که در این زمینه برای من اتفاق افتاده این است:
چندی پیش بانوی ظاهراً محترمی مثل دهها نفر دیگر به کارگاه شعر من آمد. همانجا معلوم بود که برای شعر نیامده… پس از اتمام جلسه شمارهی بنده را به بهانهی دعوت برای برنامهها گرفته و تشریف برد. دو سه هفته بعد ایشان ظهر یک روز سه شنبه زنگ زدند که شما مهمان برنامهی آقای دکتر خزعلی هستید و عصر باید بیایید و در سرای اهل قلم ایشان تفسیر حافظ بفرمایید!! گفتم خانم اول اینکه من حافظ شناس و مفسر حافظ نیستم و دوم اینکه چرا الان یادتان افتاده برای چندساعت دیگر مهمان دعوت کنید؟ من زندگی دارم… برنامه دارم…. خلاصه از من انکار و از ایشان اصرار… آنقدر که منِ کم رو گفتم انشالله اگر بتوانم چشم…. آن روز نرفتم و شب اس ام اسی دریافت کردم که در آن مرا به بی اخلاقی و…. متهم کرده بودند. مطمئن بودم همه چیز تمام شده اما اشتباه میکردم.
چون حضرت آقای خزعلی که یکسره در شبکههای مختلف ماهوارهای دم از احترام به حقوق دیگران میزنند ظاهراً به کارکنانشان یاد دادهاند که مرگ فقط برای همسایه خوب است. دوشنبهی همین هفته ساعت ده شب در مترو بودم و خستگی دویدن به دنبال نان را به خانه میبردم که دوباره در کمال تعجب همان بانو تماس گرفتند و تا من به خود بجنبم گوشی را به جناب دکتر دادند…، داشتم به ایشان توضیح میدادم تخصص و ادعایی در شناخت حافظ ندارم که باطری موبایل تمام شد و حرفهایمان ناقص ماند.
در کمال ناباوری سه شنبه ظهر همان بانو تماس گرفتند که: غروب منتظرتان هستیم…. عرض کردم نه. ایشان با تحکم فرمودند: شما به دکتر قول دادهاید! گفتم خانم وسط توجیه دکتر برای عذر خواهی، تماس قطع شده اما ظاهراً کفگیر برنامهی دکتر به ته دیگ خورده بود که ایشان اصرار داشتند مرا به برنامه ببرند بعد از هزار توضیح گفتم: خانم حتی اگر تمایلی به آمدن داشته باشم باید از قبل هماهنگ باشیم…، من ساعت پنج برنامه دارم ایشان امر کردند! که برنامه را زود تمام کنم و بروم…! دیدم از پسشان بر نمیآیم گفتم اکر زود تمام شد چشم. تا اینکه آن برنامه طولانی شد و من اس ام اس عذر خواهی فرستادم. حالا دو روز است که اس ام اس های تهدید آمیز اینچنینی دریافت میکنم:
«دکتر خزعلی گفتند: وای به حال کسانی که وعده میدهند و به وعدهی خود عمل نمیکنند. اینکار شما دشمنی با خدا و اخلاق است و خود خدا جوابتان را میدهد و در لحظات حساس پاسختان را دندان شکن میدهد»
نوشتم: «شما میخواهید کسی را به زور وادار کنید و با رودربایستی او را به آنجا بکشید اما نمیشود. ایشان و هر کس دیگر بیجا میکنند که از طرف خدا تعیین تکلیف میکنند، لطفاً دیگر مزاحم من نشوید»
حالا هی اس ام است که از طرف مدعی آزادی بیان و آزادی در عقیده میآید:
«آقای به ظاهر محترم برید قرآن رو بخونید»
«مثل اینکه بویی از دین و قرآن نبردید»
«برید درجهی انسانیت و شرفتون رو بالا ببرید»
«رفتار شما رو نقل محافل میکنم مطمئن باشید»
«ضمناً شما خاک پای دکتر خزعلی نمی شید و بیجا هم خودتان کردید»
اینها بخشی از پیامهای کسی ست که دیشب میگفت شما استادید و ما آرزوی دیدن شما را داریم!
به نظر شما ایشان و یارانشان که از صبح تا شب به دیگران ایراد میگیرند اگر در قمار سیاست برنده شوند بهتر از دیگران خواهند بود؟
آقای دکتر دائم شعار میدهند که دشمنی با فلان کس دشمنی با خدا نیست، اما خودشان مرا به این دلیل که حاضر نیستم اسباب بازیشان شوم در چشم به هم زدنی دشمن خدا میدانند!
آیا اگر چنین فردی حاکم زندگی من و شما بشود اجازه آزادی عمل و نفس کشیدن به ما خواهد داد؟
رونوشت: صدای محترم آمریکا که نگران آزادی اندیشهی ماست
دکتر خزعلی که دم از آزادی انسان می زند
و هر کس که به خودش اجازه میدهد دیگران را بازیچهی بازی کثیف سیاسی خود بداند….
با احترام: غلامرضا طریقی
خزعلی و بحران «هویت»!
علی صابری، یکی از کاربران فیسبوک نیز در کامنتی برای آقای طریقی، متن یادداشتی با عنوان «خزعلی و بحران «هویت»!» که چندی پیش نوشته و منتشر کرده را بازنشر کرد که در پی میآید:
اصولاً در هر جامعه افرادی وجود دارند که پویندگان دائمی طریق افراط و تفریط هستند، روزی سقوطشان از این سوی بام گوش فلک را کر میکند و روزی با شتاب از آن سوی بام به پایین میپرند متاسفانه تاریخ عرصهی نقش آفرینی فعال این افراد در حوادث و رویدادها و بزنگاههای مهم تاریخی بوده است.
این افراد ویژگیهای فردی متفاوت اما ویژگیهای رفتاری کاملاً مشابهی دارند برای مثال در تاریخ معاصر ایران افرادی نظیر میرزا آقا خان نوری، تقی زاده و… را به عنوان شاخصترین نمونهها میتوان نام برد، این افراد روزی که در کسوت روحانیت بودند و لباس روحانیت به تن داشتند با هر حرکت شاه قاجار فریاد وا اسلاما و وا مصیبتا سر میدادند و چون مشروطه رخ داد و ورق برگشت رنگ و لعاب عوض کرده مدعیان کشف حجاب و تجدد شدند.
متاسفانه امروز هم شاهد این قبیل چرخشها هستیم که نه از سر تنبه و پذیرش اشتباهات گذشته است، بلکه تأثیر شگرف جو و سستی ایمان افراد در مسیری است که قدم بر میدارند. یک روز با همکاری سعید امامی و دوستان برنامهی «هویت» را میسازند و کتاب هویت را تألیف میکنند. فردا چون ورق برگشت و صحنه غبار آلود شد و آبها گل آلوده گشت رخت نو بر تن میکنند و مدعی اصلاح طلبی میشوند و با توهین به شخصیتها و مسوولین کشور در تلویزیونهای ماهوارهای به واسطهی چند روز بازداشت و اعتصاب غذا از هر اصلاح طلبی پیشروتر میشوند طوری که دعوت نشده به همایش سراسری اصلاح طلبان میروند و در جایگاه مهمانان ویژه مینشینند و خود را شایستهی سخنرانی در این همایشها میدانند.
کاش این دوستان به همین بسنده کنند و دلخوش باشند، اما متاسفانه پا را فراتر نهاده و چون مورد نقد جوانان و روزنامه نگاران دلسوز اصلاح طلب واقع میشوند به جای پاسخ به نقد به همراه دوستان همیشه در صحنهشان موج توهین و تهمت را روانه میکنند و در رفتاری که یادآور مناظرههای انتخاباتی سال ۸۸ است با انتشار تصاویر خانوادگی منتقدین اقدام به تهمت زدن به خانواده و بستگان این افراد میکنند و دوستانشان نیز با پیامهای تائید و تهدید ایشان را همراهی میکنند. البته تعجبی ندارد وقتی دیروز برنامهی هویت را بسازی امروز دچار بحران هویتی بشوی که با کوچکترین نقدی چهرهی واقعی خود را به نمایش بگذاری و هویت واقعی خود را چنان عیان کنی که با گذشت بیش از ۱۰ سال از آن برنامه همه با ادبیات شگرفی که دارید یادی از آن برنامه و اتفاقات تلخی که برای بزرگان این سرزمین افتاد بیفتند.
جناب خرعلی توهین و تهدیدهای شما فعالان رسانهای را ذرهای مرعوب نکرده و باعث نمیشود رسالت خویش را در آگاه سازی جامعه فراموش کنند و خوب میدانند که اصلاح طلبی بازیچهی دست شما نیست که روزی بر علیه آن برنامهی هویت را بسازید و کتاب هویت را با این جمله «هویت نقلی است مستند از صف آرایی بیگانگان. هویت هشداری است به سهل انگاران» تألیف کنید و فردا مدعی اصلاح طلبی حتی جلوتر از فعالان و خون دل خوردگان این عرصه باشید.
جناب آقای خزعلی اگر نیت و طریقتان اصلاح است، از راه درست آن وارد شوید و اگر نیت شهرت و کسب نام دارید باز هم از طریق خودش وارد شوید، این عرصه جولانگه شما نیست و تا زمانی که تغییر رویه و تغییر ادبیات ندهید زبان تند انتقاد در مطبوعات و رسانهها آماده است تا مردم را نسبت به «هویت» واقعی جنابعالی و دوستانتان آگاه سازد.
مَن کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعًا
پاینده باشید!
انتهای پیام



