حجتالاسلام شهابالدین حائری شیرازی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «تبعات انقلاب دوم دارد مردم را از انقلاب اول پشیمان میکند» نوشت:
پس از انقلاب کم کردن فقر و محرومیت وجهه همت انقلابیون و مردم قرار گرفت راه اندازی جهاد سازندگی از نمودهای این حرکت مردمی بود. سخنرانیهای مقامات عالی نظام هم آمیخته است از هشدار نسبت به اختلاف طبقاتی و ضرورت اصلاح مشکلات معیشتی مردم و…
اما از فردای تسخیر سفارت امریکا به ناگاه توان و انرژیها به سمت و سوی دیگری حرکت میکند. مقابله با آمریکای جهانخوار و به خاک مالیدن بینی این ابرقدرت و اصلاح نظام ظالمانه بین الملل و…
از طرف دیگر دفع توطئه هایی نظیر تحریم که نتیجه طبیعی آن تسخیر و نگه داشتن کارمندان سفارت و مبارزطلبی ما بود عملا بسیاری از توان و انرژی مملکت را معطوف به خود ساخت.
هر چه ما در این مبارزه جدی تر شدیم اتحاد وهمدلی دنیای غرب ابتداء و الان غرب وشرق علیه ما جدی تر شد.
شعار ما شد نابودی اسرائیل وخط قرمز غرب وشرق و دنیا شد حفظ کشوری که از اعضا سازمان ملل است یعنی اسرائیل.
امروز بسیاری از مردم زیر بار فقر وفلاکت و آثار و نتایج آنچه انقلاب دوم خوانده شد که به تغییر مسیر انقلاب۵۷ انجامید از انقلاب اول خود اظهار پشیمانی میکنند.
اما آیا ما با چنین قدرت محدودی عقلا وشرعا مکلف به مبارزه آشکار همراه با راه اندازی نیروی نظامی برون مرزی برای دفاع از مظلومین فلسطینی ولبنانی و یمنی و… بودیم و هستیم؟ تا مجبور به تحمل چنین تبعاتی از انزوای بین المللی ونارضایتی داخلی شویم؟
به نظر میرسد با توجه به توان محدودمان نه شرعا و نه عقلا مکلف به چنین اقدامی نبوده ایم.
عقل و شرع اولا تکلیف را از کسی میخواهند که توان انجام آن را داشته باشد، ثانیا اگر هم کمکی میخواهیم بکنیم بایست در حد توانمان باشد نه آنچنان بلند پروازانه که به شکل گیری یک اتحاد بین المللی علیه ما بیانجامد، ثالثا با وجود این همه مشکلات و بیعدالتی و استضعاف در داخل، اولویتی برای این چنین معطوف نمودن قوا برای حمایت از مستضعفان دنیا و رفع ظلم از ایشان باقی نمی ماند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید