غلامرضا بنیاسدی، روزنامهنگار در یادداشتی با عنوان «ضد انقلابِ زنده، در میان خود ما زندگی میکند!» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، به بهانهی سالروز پیروزی انقلاب نوشت:
به یاد داریم روز های مبارک فجر را. به یاد داریم که با پیروزی انقلاب، همه چیز به نظمی انسانی رسید. حق، حکم مورد پذیرش همگان بود و عدل، خواستهای که عموم مردم پایش میایستادند. کسی به تحقیر به دیگری نگاه نمیکرد. شان انسانی افراد در چشم مینشست نه مارک لباسشان. کسی پیاده را پلکان نمیدید و روی سر دیگری پا نمیگذاشت. به هم حرمت میگذاشتند و تبختر از نگاه کسی نمیجوشید. فرعون در وجود کسی «أَنَا رَبُّکُمُ الأعْلَى» نمیخواند که در آن فضا، بنز سوار خجالت میکشید و در همراهی با فضا با خودروی معمولی آمد و شد میکرد اما امروز رسیدهایم به جایی که برخیها بنز را هم در شان خود نمیدانند. برخیها اگر هتل برایشان خودروی سطح یک نفرستد رزرو خود را لغو میکنند. تنها حرف برخی از مسئولان و آقازادههاشان نیست. سخن از فراگیر شدن روحیه اشرافیگری است که آشکارترین مخالفت را با مبانی انقلاب دارد. به نظر من، ضد انقلاب در قالب پیر و پاتالهای آلبانینشین و از نفس افتادههای دوره گرد، عملا به پایان رسیده است و به جرات میتوان گفت، ضد انقلاب، گروهکی مرده است. هیچ قدرتی نمیتواند او را زنده کند حتی اگر امپریالیسم و صهیونیسم نفس به نفس هم بدهند باز هم نمیتوانند. دیوار عبری – عربی هم پشتشان قرار بگیرد، خیلی زود میافتند که هیچ کس نمیتواند مرده را سر پا نگهدارد. ضد انقلابِ زنده، اخلاق اشرافی و رفتار طاغوتی است. روحیهای که – با هزار تاسف – دارد دامنگستر میشود. میانِ بالاشهر و پایین شهر، فاصله هزاران برابر بعد مسافت فیزیکی است. نوع زندگیها به گونهای است که انگار در دو جهان دیگر زندگی میکنیم نه دو کشور دیگر. این ضدانقلاب زنده است که دارد عرصه زندگی را بر تفکر انقلابی تنگ میکند. اندیشهای که عدالت را تراز زندگی میداند و حق همه مردم را چنان به رسمیت میشناسد که رسمهای طاغوتی و رانتبازی و ویژهخواری را تاب نمیآورد. اما امروز برخیها با پرروگری تمام، آن اندیشه را تاب نمیآورند و عدالت را مزاحم زندگی فرعونی خود میدانند. موضوعی که اگر به گفت هم در نیاید از دیوار ویلاها و کاخهاشان خوانده میشود. از دور دور کردن آقازادههاشان پیداست. از نخوت و غروری که در رفتار دارند جار زده میشود. ضد انقلاب اینجاست، به دور دستها چشم ندوزیم که اگر هم ضد انقلابی را ذرهای نفس مانده باشد، دستش کوتاه است. به داخل نگاه کنیم به خودمان. به ماهایی که گاهی به نام انقلاب به ضد انقلابیترین شیوهها رفتار میکنیم. زیبا گفت آیت الله جوادی آملی که افراد عادی نمیتوانند اختلاس کنند. اختلاس کار کسانی است که جایگاهی دارند و دست بازی در بیت المال. اینها هستند که تیر خلاص را میخواهند به انقلاب شلیک کنند. بریده باد دستشان و شکسته باد پایشان که روی هر دشمنی را سفید میکنند. بگذریم که حرف هست به فراوانی همه دردهایی که میکشیم اما آرزوهامان را دوباره به کلمه تبدیل می کنیم تا بماند به یادگار که ما تشنه فرهنگ انقلاب و فضای اول انقلاب هستیم.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید