حمیدرضا جلائیپور در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار دادهاست، نوشت:
هم اکنون که به صحنه نگاه میکنیم، درباره وضعیت دو هفته آینده و یک سال پس از انتخابات میتوان حدسیاتی زد. و مختصات وضعیت به گونهای است که نیاز به پرچسب زدن و تخریب و گردوخاک در سایتهایی مثل فلان و بهمان نیست.
افق دو هفتهای
به نظر میرسد در این دو هفته عده بیشتری از اصلاحطلبان در انتخابات شرکت نمیکنند و عده کمتری هم در انتخابات شرکت میکنند. مجلس اصولگرا تشکیل میشود. ممکن است عده کمی غیر اصولگرا هم به مجلس راه پیدا کنند. خب این دیگر جای نگرانی ندارد. حکومت هم مهندسی انتخاباتیاش را کرده و اصلاحطلبان هم به تکثر راهها در میان خود احترام گذاشتهاند. بنابراین در این دو هفته در تلاشهای گفتمانی نیاز به اتهام (مثل انشعابگری، گروهکی، مزدور حکومت و …) نیست. البته همه موبایل در دست دارند و عضو شبکههای اجتماعی هستند و میتوانند بسته به انصاف و واقعنگری خود هر جوری میخواهند و برای هرکسی پیام بفرستند.
افق یک ساله
اما پس از انتخابات اسفند ۱۴۰۲ و چالشهای آن. حدس من این است که پس از انتخابات اولا گفتمان اصولگرایی-مقاومت با اغراق کمتر ادامه مسیر میدهد. چون سه سال از انتخابات ۱۴۰۰ میگذارد حتی هنوز نتوانسته برای حامیان خود یک چشمانداز اقتصادی از بهبود اوضاع نشان دهد. اما دو گفتمان دیگر هم (گفتمان «اصلاح» و گفتمان «گذار») در جامعه مدنی ایران نیز ادامه حیات میدهند. گفتمان اصلاح حاملانش جدیتر و منسجمتر میشوند و خود را به انتخابات ۱۴۰۴ نزدیک میکنند. یکی هم حاملان گفتمان «گذار» هستند که مثل یک سال پیش به مسیر خود، خصوصا در فضای مجازی، ادامه میدهند.
میتوان حدس زد در یک سال آینده کدام گفتمان در حکومت و جامعه هژمون میشود. به نظر میرسد اگر رخدادهای خطیری (مثل جانشینی و خدایی نکرده جنگ) پیش نیاید:
اولا گفتمان اصولگرایی-مقاومت البته با جاذبه کمتر در حکومت در یک سال آینده ادامه مییابد. شخمزنی بوروکراسی در تمام زمینهها متوقف نمیشود.
ثانیا گفتمان «اصلاح» نسبت به گذشته در جامعه مدنی پرقدرتتر و منسجم تر میشود. به بیان دیگر بقول یکی از تحلیلگرایان در ایران کنونی اصولگرایانرادیکال حدود سه میلیون پایگاه جدی دارند و اصلاحطلبان هم سه میلیون و سرنگونیطلبان هم سه میلیون پایگاه دارند. اصلاحطلبان پس از انتخابات در ائتلافی نانوشته با «اصول گرایان میانه رو» عمدتا به پنجاه میلیون شهروندی در جامعه (که با انواع مشکلات معیشتی و غیر معیشتی روبرو هستند) بیشتر توجه خواهند کرد. اصلاحطلبان در آینده بعید است وسوسه شوند تا جوری کنشگری کنند که بخواهند از پایگاه براندازان توجهی را جلب کنند.
ثالثا همچنین به نظر میرسد حاملان گفتمان «گذار» در داخل کشور هم بعید است بتوانند توفیقی در جذب پایگاه سرنگونیطلبان داشته باشند. و به نظر میرسد حاملان گفتمان «گذار» به گفتار انتقادی خود درباره ساختارهای معیوب نظام سیاسی ادامه دهند و بر رویاهای خوب سیاسی تاکید کنند.
جمعبندی
اگر تصویر سازی فوق حظی از واقعیت داشته باشد، نشان میدهد پویاییهای جامعه مدنی ایران در یک سال آینده هم تداوم خواهد داشت و این همان فرایند دموکراسی خواهی ایران در روی زمین است. چون فرایند دموکراسی خواهی ایران یک چیز ذهنی و در رویا نیست بلکه از مسیر همین چالشهای گفتمانی میگذرد و جای تشویش و نگرانی نیست و به اتهام زنی و فحاشی واقعا نیاز ندارد. مهم این است صادقانه حاملان هر سه گفتمان به ایران و جمعیت ناراضی آن فکر کنند و عمل کنند. آنقدر در ایران مشکلات هست که جا برای همه گفتمانها تنگ نیست. مهم این است که همه نیروها در این خاورمیانه لغزنده پروای «ایران» و ساکنانش را داشته باشند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید